سوژه جدید:
- خزه!

- خیله!

- خز و خیله!
- آخرشه!
آلبوس دامبلدور با شوق و ذوق نگاهش را به افرادی که دور میز نشسته بودند انداخت. یک جن خانگی با طرحواره تنبیه که با بی قراری به اطرافش نگاه می کرد و یواشکی - به خیال خودش - هر از چند گاهی آجری را به سرش می زد. گادفری که لیوان نوشیدنیش را بالا گرفته بود و در آن دقیق شده بود و کوینی که روی میز نشسته و در حالی که بستنی بزرگش را لیس می زد به پیرمرد خیره شده بود.
- ببینید باباجانیان! یه تور راه میندازیم که مردم بیان توی خونه گریمولد رو ببینن و بعد ازشون پول می گیریم بعد خودمون رو آماده می کنیم بریم خونه ریدل ها رو بگیریم، خیلی خوبه که!
- نه!
هر سه نفر با هم این را گفته بودند.
کوین گفت:
- اینژا مقر شرّیمونه!

گادفری گفت:
- استفاده ابزاری از اموالی که در راه مبارزه برای روشنایی به ما سپرده شده در مرام من نیست.

دابی گفت:
- کی اومد اینجا رو دید؟ کی برای دیدن اینجا پول داد؟ دابی ایراد گیر بد!
و بعد آجر را جوری زد توی سرش که خورد شد.
دامبلدور که در برابر دلایل قانع کننده دیگران دلیل قانع کننده متقابلی نداشت، مشغول جویدن لب پایینش شد و بعد با حرص گفت:
- کوین زیر سن قانونیه، رایش حساب نیست. دابی هم جن خونگیه و حق رای نداره. گادفری هم... یه رای منفی به یه رای مثبت خودم! میرم از ریگول و لیلون رای بگیرم.
پیرمرد بدون توجه به فریاد کوین که دو انگشتش را بالا گرفته بود و فریاد می زد «من شه شالمه!
» و بستنی اش را در هوا تکان می داد و دابی که بعد از فریاد «دابی حق رای خواست!
دابی جن پرتوقع بد!
» یک آجر دیگر را بر سر خودش خورد کرده بود به سرعت به طبقه بالا رفت تا آراء اعضای باقیمانده محفل را بگیرد و یادش ماند که لازم نیست در توضیح طرحش خیلی وارد جزئیات شود. - پس منظور پروفسور از اینکه نظرمون راجع به درآمدزایی صنعت گردشگری چیه، این بود.

- به تو اون رو گفت؟ به من گفت نگرشم راجع به افزایش تعامل راهبردیمون با نیروهای کنجکاو و پرسشگر سطح جامعه چه مقدار مساعده.
ریگولوس و لونا مثل سایر اعضای محفل ققنوس که در جلوی خانه گریمولد با تی شرت هایی که روی آن ها طرحی از یک ققنوس خوشحال که بال هایش را گشوده و زیرش نوشته بود «خوش آمدید» و بالای آن نوشته بودند «تور گریمولد گردی 2026» ایستاده بودند و منتظر تا کسی برای بازدید از آنجا بیاید و یا شاید هم به نحوی به آن جا کشیده شود...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




حالا که ما رو "دعوت" کردی، ما دوباره میآییم.