جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[notice]] اعلام جرم (صدور کیفرخواست جادوگران)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: جمعه 19 شهریور 1400 17:35
نمایش جزئیات
آفلاین
بابت تاخیر به وجود اومده واقعا عذر می خوام!


به نام دولت کج و کوله ملت گوشت و دنبه




جناب خانم کتی بل طبق این پست وشهادت جامعه جادوگری، شکایتی از طرف یکی از مامورین دولت از شما صورت گرفته!

شما تا 72 ساعت فرصت برای دفاع در تاپیک آیا من مجرم هستم دارید.

تا باشد در سایه وزارت رستگار شویم!




تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: شنبه 6 شهریور 1400 19:02
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت کج و کوله-ملت گوشت و دنبه


شاکی: تام جاگسن / مشتکی عنه: کتی بل / شاهد: جامعۀ جادوگری / موضوع، دلایل شکایت و مستندات: در پیوست
***
پیوست:

- جناب قاضی به جان قاقارو قسم دروغ میگه.

تام، عرق‌های حاصل از شش ساعت بی‌وقفه صحبت کردن در دادگاه و تلاش برای اثبات جرم کتی را از جبین پاک کرد. سر و کله زدن با مجرمان با سابقه، به غایت آسان‌تر از دانش‌آموزان هاگوارتز بود. مجرمان، زندان را افتخار می‌پنداشتند و با آغوش باز از مجازات‌شان پذیرایی می‌کردند، اما دانش‌آموزان، بالاخص آنان که حیوان خانگی داشتند، آن را پایان زندگی خود می‌دانستند.

قاضی پیش از اعلام حکم، تقاضای وقت تنفس کرد.

فلش‌بک

در دفترِ وزارت، نقابش را برداشت و سرش را در تشتی که از آب معدنی پر کرده بود، فرو برد.
هوای آن روزهای لندن، بسیار گرم بود. خورشید در مستقیم‌ترین حالتش می‌تابید و جلسات پر زحمتِ اداره کارآگاهان و دنبال کردن مظنون‌ها، قطعاً کمکی به این وضعیت نمی‌کرد.
تام در تکاپو بود تا با سرمایِ آب دلپذیری که در تشت بود، گرمای آن روز را فراموش کند... اما زهی خیال باطل!
- قولپ...قولپ...بولپ!

آفتاب‌، مخصوصاً از نوع مستقیمش، عملکرد مغز را دچار اختلال می‌کند. مغز مختل شده هم که تشخیص نمی‌دهد در آب نمی‌توان حرف زد، نتیجه‌اش می‌شود همین اصوات نامفهوم!
تام سرش را از آب بیرون آورد، نفسش را تازه کرد، و فریاد زد:
- این چرا بوی ماهی میــــــــــــــــــــــــــــده؟!

با صدای خندۀ الکساندرا، برگشت.
- ایوا این چرا بو ماهی میده؟

سر گرما دیده و این‌ها را به یاد دارید؟ همچنان همان قضایا. تام چند لحظه‌ای رده‌ها و اینکه چه کسی بالادستی چه کسی است را فراموش کرده بود.
تلاش کرد جمله‌اش را تصحیح کند.
- چیز... یعنی... وزیر عزیز، شما احیاناً خبری دارید که چرا این آب بوی ماهی میده؟

ایوانوا تلاش کرد دست‌پاچه نشود. لبخندش را جمع کرد و با جدیّت تمام جواب داد.
- هااا... اون آبه! ها اون... اون می‌دونی چیشد؟ اون... کار کتی‌بله. گربه‌ش. آره گربه‌ش. این چیز کرد... این اومده بود یه ماهی شکار کرده بود. بعدش اومد از در... چیز یعنی... پنجره اتاق باز بود. بعدش این... بعد اومد بعد آره افتاد بعد... رفتش افتادش تویــ...

یک‌لحظه خودتان را جای تام بگذارید.
ساعات طولانی‌ای زیر آفتابِ تخم‌مرغ پز دوندگی کرده‌اید، تمام امیدتان به زمانِ فراغت از کار و استراحت بوده و حال آن نیز نابود شده است.
قطعاً خستگی به شما هم اجازۀ گوش دادن به بیشتر از «کار کتی‌بله» نمی‌دهد. این شد که نقابش را دوباره گذاشت، چوبدستی‌اش را برداشت و راهی اداره شد.
مجرمِ اختصاصی‌ای برای گرفتن داشت.

الکساندرا اما، همچنان مشغول توجیه بود.
- بعد آره خلاصه... اون‌طوری که شد اون یارو چیزه، مرد بزرگه اومد داد و بیداد شد بعد دعوا شد بعد آره... عه. تام. تام؟

و زمانی که دید تامی در اتاق نیست، با آرامش خاطر لیوان دیگری از نوشابه را پایین داد. تام قطعاً شک هم نمی‌کرد که او در تشتِ آب معدنی‌اش ماهی پرورش داده و سپس آن‌ها را کباب کرده و خورده است.

پایان فلش بک

- بنده، قاضی دادگاه، با قدرتی که به من اعطا شده، شما قارقارو بن کتی را به جرم ورود غیرقانونی به ساختمان وزارت‌خانه و تلاش جهت مسموم کردن مامور دولت، به دو ماه حبس در آزکابان و سه ماه فعالیت‌های رایگان اجتماعی محکوم می‌کنم...

چهره حضار در آن لحظه دیدنی بود.
کتی را که می‌دیدید، به مانند کودکی بود که در یک روز تابستانی به همراه مادرش بیرون رفته، تقاضای بستنی کرده و بعد از پافشاری فراوان آن را دریافت کرده. ولی درست لحظه‌ای که جلد بستنی را باز می‌کند، با عابری تصادف می‌کند و بستنی‌اش از دره به پایین سقوط می‌کند و خودش، نجات پیدا می‌کند.
حال اگر قاقارو را بستنی محسوب کنید، تمام معادلات درست می‌شود. کتی غمگین بود... اما حداقل، خودش نجات پیدا کرده بود و می‌توانست همچنان برای گروهش در هاگوارتز افتخار آفرینی کند.

- لازم به ذکر است، به دلیل صغر سن گربه محکومه، حکم ایشان به صاحبشان، کتی بل، انتقال می‌یابد و مجازات‌ها بر روی ایشان اجرا خواهد شد.

ماجرای بستنی یادتان هست؟ حال آن را کلاً فراموش کنید!

پایان.

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1400/6/6 19:06:32
آروم آقا! دست و پام ریخت!

پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: شنبه 2 مرداد 1400 13:06
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت کج و کوله-ملت گوشت و دنبه


جناب مایکل رابینسون عزیز.

امروز از شما در تاپیک اعلام جرم شکایتی صورت گرفته.

از الان تا 72 ساعت برای فرستادن رول دفاعیه خود در تاپیک آیا من مجرم هستم؟ فرصت دارین.

موفق باشین.

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: شنبه 2 مرداد 1400 11:55
نمایش جزئیات
آفلاین
دادگاه ۵۰۰۰ - متهم: جناب مایکل رابینسون - شاهدین: رابرت هیلیارد عزیز، کروینوس گانت عزیز (که با اینکه تازه وارد هستند اما دعوت اینجانب رو قبول کردند.) - مدارک: در دادگاه ارائه میشه! - وکیل و کارآگاه مقابل: رابرت هیلیارد - وکیل مدافع متهم: ندارد - شاکی: رابرت هیلیارد -

بعد از نیم ساعت، بلاخره جناب قاضی با چاقو های تیز شده اش به همراه دندان های تیز ترش از راه رسید و به قصد احترام سری خم کرد و بعد شروع به صحبت کرد:
-به نام مرلین! آغاز دادگاه ۵۰۰ وزارت آسلامی سرکار خانم وزیره الکساندرا ایوانا را از این تریبون اعلام می کنم! خب معاون قاضی جرم وارده به متهم چیست؟

-جناب قاضی جرم وارده به متهم سه عدد است، یک، دزدیدن آب آشامیدنی رابرت هیلیارد،...
مایکل با ناراحتی گفت:
-خب چی کار می کردم؟! تشنه ام بود دیگه...
قاضی که کمی جوگیر شده بود چکش را طوری کوبید، که دیگر کسی میز زیرش را ندید و بعد گفت:
-عهههه، با عرض پوزش، جناب مایکل رابینسون لطفا در وقتی که به عنوان دفاعیه به شما داده می شود صحبت کنید، اگر دوباره این کار را تکرار کنید، به ترتیب حق دفاع و بعد از دادگاه اخراج می شوید، عهههه، با این جمله به جرم خود اعتراف کردید، پس جرم اول وارده مورد قبول دادگاه هست، خب جناب معاون قاضی عرض کن!
معاون قاضی که نزدیک بود با قاضی درگیر شود توسط معاون دوم قاضی کنترل شد و بعد با صدایی نا خراشیده گفت:
-جناب قاضی می فرماییدم که جرم دوم متهم این است، ایشون متهم به دزدیدن غذای رابرت هیلیارد و کروینوس گانت هست...
مایکل رابینسون دوباره با می خواست با صدایی ناراحت شروع به صحبت کند که ناگهان. شروط قاضی به یادش آمد...
-خب شاهدین محترم آیا این اتهام پایه و اساس دارد؟
رابرت و کروینوس با صدای بلند گفتند:
-بلللللللله! ایشون در پریشب به خانه ما دستبرد زد و تمام غذا هامون رو دزدید، به مرلین قسم! شواهد هم موجود هست...

-می خواهیم دفاعیه متهم را بشنویم، بگو مایکل رابینسون...
مایکل با ناراحتی هرچند دو چندان از پیش شروع به صحبت کرد:
-خب گرسنه ام بود دیگه، آدم گرسنه چی کار می کنه؟!
-خیلی خوبه که به جرمتون انقدر راحت اعتراف می کنید!
معاون قاضی که حالش کمی بهتر شده بود گفت:
-خب جناب قاضی بریم سراغ جرم سوم، ایشون متهم به سوُ قصد عمد به جناب رابرت هیلیارد عزیز شدند...
-واگیعا؟!
قاضی این را گفت و بعد نگاه های پر از تعجب مردم را از نظر گذراند و بعد فهمید اشتباه کرده است، و بعد گفت:
-خب عرض عذرخواهی، چه شواهدی برای این موجود است؟
-قربان اگر اجازه بدهید خود هیلیارد صحبت کنه!
-باشد، صحبت کن!
-خب جناب قاضی در پی متوجه شدن از دو جرم قبلی رابینسون، و شروع به تهدید این جناب ایشون در خانه من به من سوُ قصد کردند، آن هم با چاقو!
-عههه، واگیعا؟! اگر با چاقو هست ارزش جرم نصف شد و فقط ۵ سال زندانی می شوید!
معاون قاضی گفت:
جناب چطوری بدون دیدن شواهد و شنیدن دفاعیه رابینسون حکم جرم سوم را صادر کردین؟
مایکل رابینسون وسط حرف پرید و گفت:
-بابا من کردم، بندازیمن آزکابان راحت شم!
قاضی گفت:
-دیدی معاون؟ حکم را صادر می کنم، مایکل رابینسون با سه جرم به ۷ سال زندان در آزکابان فرستاده می شود! در اینجا چی میگن؟ آهان، پایان جلسه دادگاه به خدمت حضار می رسانم!

(در خواست برای کارآگاهی است!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven
پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: چهارشنبه 29 مرداد 1399 16:16
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به هرکی هستی ودرود

چندی پیش فردی به نام
مطلمی وارد شده و به شخصیه چندین نفر که یکی لرد سیاه بود رفته
من پیگیر قضیه شدم و گفتم کی هستی
ماجرا ازین پیام هاس




من:سلام تو کی هستی 😐

مطلمی:سلام من یکی از بنده های خدا هستم اسم اصلیم مطلمی هست و با اسم شخصیتی که انتخاب کردم منطبقه و ۴ ساله دنبال جادوگری هستم
و شما چطور

من:من گابریل ترومن هستم و قراره از محفل بشم

مطلمی:در ضمن دوست عزیز این طوری اسم من رو می نویسن معنیش به جادو ی سیاه یعنی زمان MOTALLEMI

من:بعد چرا دنبال لرد جانی
[/quot
مطلمی:چون خیلی با مزه می شه و قتی یه صلیب میبینه صورتش باد میکنه

من:جدا ؟😑باد میکنه

مطلمی:آره تازه می خواستم بهش بگم یه چیز جدید مخصوص خودش برای روز تولدش ساختم که خیلی دوست داره.

من:تولدش کیه مگه

مطلمی:ببخشید نمی تونم بگم چون شما عضو محفلی و من مرگ خوارم در این مورد من متأسفم ولی میگم هدیه ی تولدش چیه
یه زمان برگردان سیاه که فقط کفیه بگی چه چیزی تو چه زمانی و کجا اونو در جا از بین میبره.

من:حالا تولدشم بگو دگ

مطلمی:۵ روز دیگه

من:یعنی قراره ما از بین بریم
[/quote
مطلمی:ببخشیدا ولی من تولد لرد زمانو گفتم نه لرد سیاه

من:لرد زمان کیه؟

مطلمی:لرد زمان برادر من و یه خون آ شامه اون همیشه زمانو کنترل میکنه اگه اون افکار دامبلدور رو با مکیدن خؤنش به هری پاتر انتقال نمیداد الان شما زنده نبودی.

ممکنه خطر امیز باشه چون اون هدیه اگ برسه ممکنه باعث نابودیه دنیاس جادوگری بشه

من بهش گفتم جلوتو میگیرم هنوز جواب نداده

ممنون
گابریل ترومن هستم

ویرایش شده:

الانم باهاش دعوام شده با فن براکیاندو بستمش ولی گفت دویست تا با پاترونوس خفاش فرس تاده سمت وزارت خونه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل ترومن در 1399/5/29 17:47:39
روزی میرسد تمام جهان را تاریکی میگیرد و مرا میبینی که روشنایی را میاورم🖤🖤


تصویر تغییر اندازه داده شده


پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 اردیبهشت 1399 22:39
نمایش جزئیات
آفلاین
آی مردم!
من بدم.خیلیم بدم.
هم سوژه رو مسیر غلط پیش میبرم هم اسپم میکنم هم لرد ولدمورتو اذیت میکنم.
بزارید برم آزکابان من.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: اعلام جرم
آفلاین
سلام.تصویر تغییر اندازه داده شده

اینجانب از ارنی پرنگ به جرم تصمیم برای خوردن من شکایت می کنم.
بندازینش زندان تا حبابا آسایش داشته باشن.

با تشکر
الی ویلی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 دی 1398 01:32
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت نظافت و تقارن


وین هاپکینز!
وین؟ شما روحی؟ کی این شکایتو نوشتی که نه فقط من و تام، هیچکدوم از اعضای وزارتخونه م ندیدنش؟!
شرمنده بابت تاخیر و مرسی که صبور بودی تا یه نفر دیگه شکایت کنه. شکایت شما و هافل بررسی میشه.
ربکا لاک وود 48 ساعت وقت دارن توضیحات لازم رو به دادگاه ارائه بدن.

ارنی پرنگ!
الان شما انتظار داری من بگم بررسی میشه شکایتتون؟
جریمه های مربوط به هالی پافتون کو؟ مهر آزادیتون کو؟ جریمه نمی زنن، شکایتم می کنن...
الکسیا والکین بلک 48 ساعت وقت دارن توضیحاتشونو به دادگاه ارائه بدن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
One must always be careful of the books and what's inside them, for the words have the power to change us

-Tessa Gray-

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: دوشنبه 16 دی 1398 20:42
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر قاضی و دادستان و بقیه
شکایت دارم از الکسیا والکین بلک.
شرح جرم شون هم اینه که به من قول دادن برای تمرین درس ماگل شناسی هم تیمی من بشن اما دقیقا بعدش غیب شدن و رفتن و دست من موند توی پوست گردو و اصلا به خاطر ایشونه که من نمره ی جلسه ی سوم رو از دست دادم وگرنه من بسیار جادوآموز خوبی هستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: اعلام جرم
ارسال شده در: پنجشنبه 16 آبان 1398 18:44
نمایش جزئیات
آفلاین
من و هافل از ربکا لاک وود خکایت داریم.
ایشون خودش خخاشه، من رو هم خسخره می کنه.
ببرینش خزکابان تا خبعیض از یادش بره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده


Hufflepuff is not yet
!lost