جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

زمین كوییدیچ هاگوارتز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 17 بهمن 1392 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
گریفندور VS هافلپاف


- ساکت
- مرسی جیمز!
- ببینم طبق قوانین نباید الان هرکس سر پستش باشه؟

تدی نگاهی به شش نفری که دورش حلقه زده بودند، انداخت و در جلد استادیش فرو رفت و جواب داد:
- این یه تکنیکه! تا وقتی نگفتم، از جاتون تکون نخورید. تیم مقابل باید فکر کنه ما یه نقشه عالی داریم و روحیشون ضعیف...

هرمیون وسط حرف تدی پرید و گفت:

-فکر کنن؟ یعنی ما نقشه ای نداریم؟

تدی آب دهانش را قورت داد و من منی کرد که با شنیدن صدای سوت نفس راحتی کشید و گفت:

-لبخند فراموش نشه، انگار از بردمون مطمئنین.

اعضای تیم پخش شدند. استرجس، جستجوگر گریفندور، به سمت بالا پرواز کرد و چند لحظه بعد، رز ویزلی چند متر اون طرف تر مستقر شد. تدی و جیمز چماقاشونو محکم چسبیدند و از رفتن به کافی شاپ بعد از برد حتمیشون صحبت می کردند و اصلا به مروپی و آلبوس که چماقاشونو به حالت آماده باش نگه داشته بودند، اهمیت نمی دادند.

هرمیون، جسیکا و آلیس به شکل < ایستاده بودند. جسیکا در نوک و هرمیون و آلیس در کنار او بودند.

با سوت داور بازی شروع شد. کوافل به سمت بالا پرتاب شد و بلاجرها رها شدند. جیمز و تد و در مقابل مروپی و آلبوس چشمشان به بلاجرها بود که وحشیانه به دنبال بازیکنان بودند.

پیوز زودتر از همه دست به کار شد و کوافل را گرفت و به تانکس پاس داد. تانکس کوافل را گرفت، اما از دستش سر خورد و جسیکا با سرعت آن را قاپ زد و به سمت دروازه حریف رفت. سر راه هلگا جلویش سبز شد و جسیکا با مشاهده ی هیکل هلگا قبضه روح شد و کوافل را به آلیس پاس داد. پیوز و تانکس با سرعت به سمت آلیس در پرواز بودند و آلیس با وجود لبخند تقلبی اش استرس شدیدی گرفته بود. هرمیون را دید که در سمت چپش در پرواز است. کوافل را به او پاس داد و فوری به سمت دروازه رفت تا در صورت نیاز پاس هرمیون را تبدیل به گل کند، اما جسیکا فرزتر از آلیس بود و تافتی را کله پا کرد.

صدای جیغ گریفندوری ها ورزشگاه را پر کرد.

تدی بلاجری را از استر دور می کرد و جیمز بلاجر دیگر را به سمت مروپی که محو گل تازه شده بود، برگرداند. مروپی بلاجر را ندید و بلاجر به پهلویش اصابت کرد. آلبوس به کمک مروپی و تدی به کمک جیمز آمد و حالا مدافع ها بازی جداگانه ای را انداخته بودند.

- می کشمت جیمز! بگیر که اومد.

تدی بلاجر را از جیمز دور کرد و به سمت آلبوس فرستاد:

- مروپی، جیمز چیزیش بشه، دیگه پسرتو نمی بینی!

- نه بابا! بیاین تا حالیتون کنم!

در همین گیر و دار رز و استرجس بی حرکت به بازی بقیه نگاه می کردند. اسنیچ تا حالا دیده نشده بود و جستجوگرها حوصله شان سر رفته بود.

نیم ساعت بعد

- شنوندگان عزیز! کاپیتان تیم هافلپاف درخواست استراحت داده. یک ربع استراحت در پیش رو داریم.

مروپی جیغ زد:

-رز، خستــــــــــــــــــــه شدیم! چرا اسنیچو نمی گیری؟

جیمز جیغ زد:

- استر، خستــــــــــــــــــــه شدیم! چرا اسنیچو نمی گیری؟

رز جیغ زد:

- اسنیچ نیـــــــــــــــــــــــست! از اول بازی نبوده؟!

استر جیغ زد:

-اسنیچ نیـــــــــــــــــــــــست! از اول بازی نبوده؟!

بقیه بچه ها:

- چــــــــــــــی؟

بقیه بچه های تیم مقابل:

- چــــــــــــــی؟

مروپی دست هایش را کش داد و گفت:

- رز، سعی کن بگیریش، باشه؟ نتیجه هامون خیلی نزدیکه و فقط با گرفتن اسنیچ برنده مشخص میشه.

جیمز و تدی دست هایشان را کش دادند و گفتند:

- استر، سعی کن بگیریش، باشه؟ نتیجه هامون خیلی نزدیکه و فقط با گرفتن اسنیچ برنده مشخص میشه.

گوینده:

- بازیکنان سوار جاروهاتون بشید. بازی الان شروع میشه. امیدواریم ادامه مسابقه هیجان انگیزتر باشه و دوسه نفر دست و پاشون بشکنه حداقل!

نتایج تا به حال: گریفیندور---->>>160 هافلپاف---->>> 170

تدی به بچه ها که سلانه سلانه به سمت جاروهایشان می رفتند، نگاه کرد و گفت:

- لبخند نشه فراموش!

بازیکنان دوباره سوار جارو شدند. تشویق ها کم تر از گذشته شده بودند و ورزشگاه خالی تر از گذشته به نظر می رسید. بعد از گذشت دو ساعت هنوز اسنیچ دیده نشده بود و جستجوگرها در حال اسم و فامیل بازی کردن بودند.

- قبول نیست! حیوونو نوشتی تسترال، اشیام نوشتی تسترالِ مجسمه !

- خوب چی میشه؟ شیء دیگه!

- نخیر، شیء نیست. اصلا بیا بریم از داورا بپرسیم.

هردو به سمت جایگاه داورا پرواز کردند و دقایقی بعد:

- گودریک، تسترالِ مجسمه اشیا میشه؟

گودریک نگاهی به کاغذهای دستشان و نگاهی به رز و استرجس انداخت و جیغ زد:

- شما دوتا چرا اسنیچو نمی گیرین؟ حوصلمون سر رفت. نشستین جاش دارین اسم فامیل بازی می کنین!

استرجس و رز باهم جواب دادند:

- بابا چیکار کنیم؟ اسنیچ گم شده!

داورا باهم:

- چـــــــــــــــی؟

گودریک فریاد زد:

- ممد!

ممدی در گوشه ی صحنه پدیدار شد و پاسخ داد: بله آقا!

- اسنیچو تو ول کردی؟

ممد آب دهانش را قورت داد و گفت:

- بله آقا، خودتون گفتین؟!

گودریک سعی کرد کنترلش را حفظ کند و صدایش را پایین بیاورد:

- پس کوش؟ چرا تو ورزشگاه نیست؟

- آقا مگه باید تو ورزشگاه باشه؟ شما گفتین ولش کن، منم دیدم پرنده بدبخت گناه داره، بردم تو یه جای سرسبز ولش کردم. تازه افسردگیم گرفته بود، هیچی نمی خورد.

استر و رز و گودریک ابتدا سرخ و سپس بنفش شدند و جیغ زدند:

- نـــــــــــــــــــه!

پس از سه ساعت بحث و مشورت

- شنوندگان عزیز به اطلاعتان می رسانیم که اسنیچ به دلیل عدم ملاحظه و مراقبت صحیح گم شده است و بازی با نتیجه کنونی به اتمام می رسد:

گریفیندور: 270 امتیاز هافلپاف: 260 امتیاز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 17 بهمن 1392 18:12
نمایش جزئیات
آفلاین
گریفیندور Vs. هافلپاف

- برای بار هزارم جیمز... اون مجازیه!
- مجازی یا طبیعی فرقی نداره، یا جای منه یا جای اون!
- جیمز بازی نکنه، منم نیستم. این دمو ببین.. تو عکس خیلی خوب معلوم نیست ولی به دمب جیمز وصله.

استرجس چهارزانو جلوی شومینه‌ی گریفیندور نشسته بود و با چشم‌هایی که آتیش ازشون بیرون میزد، به ضربه زن‌های تیمش نگاه میکرد، به این دو نفری که بهش قول داده بودن یاد جرج و فرد ویزلی رو زنده میکنن و الان عینهو تیم ایران که به رژيم اشغالگر افتاده باشه، حاضر نبودن روی تشک حاضر بشن.

- من الان ذخیره از کجا بیارم؟ تدی... تو بزرگ‌تری.. عاقل‌تری.. استاد ذهن خوانی هستی.. از این کارای اینسپشنی کن جیمز از خر شیطون بیاد پایین.
- اسوو... استر.. کاپیتان.. اینم استاد چفت شدگیه... تازه این کار تجاوز به حریم شخصیه و اینا!
- اگه گریف قهرمان نشه، جفتتون رو از برج خوابگاه آویزون میکنم!

جیمز شونه‌اش رو بالا انداخت و همینطور که بلند میشد که بره خوابگاه و داشت میگفت،«همین که گفتم!» چشمش به جسیکا افتاد که متفکر بود و لبخند مشکوکی گوشه‌ی لبش بود.

- چه نقشه‌ای داری عمه؟
- داشتم فکر میکردم چرا از این موقعیت واسه گرفتن انتقام استفاده نمیکنی؟

هرمیون کتاب کوئیدیچ در گذر زمانش رو سریع آکسیو کرد و صفحه‌ی مورد نظرشو آورد و شروع کرد بلند بلند خوندن:‌

- بازیکنا حق ندارن به قصد...
- هرمی... عزیزم... همه ی قانونا یه سوتی یه جایی دارن که بشه ازش سو‌استفاده کرد.. یه کم آی کیو خرج کن جون عمه ات!

جیمز به فکر فرو رفت و بعد به تدی نگاه کرد که اونم لبخندی شیطانی به لب داشت. هر دو به طرف استرجس برگشتند و هم‌زمان اعلام کردند:

- بازی می کنیم!

روز مسابقه – زمین بازی هاگوارتز

یک چهارم ورزشگاه به رنگ قرمز و زرد در اومده بود یک چهارم دیگه زرد و سیاه! بقیه‌ ی جایگاه‌ها رنگ خاصی نداشت و به جز تیم ریون که برای تماشا و نکته برداری اومده بودند، خبری از اسلیترین نبود...اونا اخیرا بیانیه داده بودن که “ما خیلی باحال‌تر از اینیم که تو بازی های مسخره‌ی شما شرکت کنیم.
سه داور مسابقه هم‌زمان سوت زدند و چهارده بازیکن به هوا پریدند و تماشاگرا هیچی نشده ورزشگاهو رو سر خودشون گذاشتند. جیمز چشم از مدافع هافلپاف بر‌نمیداشت و اصلا حواسش به بازی نبود. تدی که نگاهش رو دنبال کرده بود، سمت جیمز رفت و در گوشش گفت:

- خیلی شبیهش نیستا!
- تدی....!
- غلط خوردم بوقی... خود خودشه... آماده‌ای؟
- چه جورم...!

جیمز جایگاه تماشگرا رو به دنبال نقط‌ه‌ای نارنجی جستجو کرد تا بالاخره پیداش کرد.. انگشتش رو به نشونه ی لایک! به لکه نشون داد و قبل از اینکه لایکش باعث سوءتفاهم گریفیندوریا بشه، لارتن کرپسلی چشمکی بهش زد و روی دستگاهی که دستش بود، چیزی رو کلیک کرد. لحظه‌ای بعد تماشاچیان به زمین خالی نگاه می‌کردند، نه خبری از بازیکنان بود و نه داورها... همه به طرز مشکوکی ناپدید شده بودند.

*****


- اینجا کجاست دیگه؟ این گردالیا چی‌ان دور و برمون؟ای وای... نکنه دوباره مرده باشم، جواب شیرینی میکادوی مامانو چی بدم؟

- این حبابا رو سرمون رو ببین ننه... فکر کنم رفتیم فضا. الان حال دایی اربابو می‌فهمم..خیلی باحاله اینجا!

رز ویزلی همینطوری که داشت قورباغه‌ای تو فضا شنا میکرد دیالوگشو گفت و از کنار مروپی رد شد. تافتی که داشت اطرافش رو بررسی می‌کرد، گفت:

- این گردالیا چقدر شبیه حلقه‌های کوئیدیچن... پس تماشاگرا کجان؟ هاگوارتز کجاست؟

اعضای تیم گریفیندور، معلق بین زمین و هوا حلقه زده بودن و گفتمان میکردند:

استرجس: شما دو تا قول دادین دردسر درست نمیکنین!
جیمز: ما قول دادیم که بازی کنیم...
تدی: چرا تا اسم دردسر میاد همه میندازنش گردن ما؟
دابی: ینی شما دابی رو اینجا نیاوردین؟

تدی نگاه تندی که میگن خیلی جذبه داره رو به طرفش پرتاب کرد.

- دابی بد... دابی بد.. دابی ... هممم... دیوار از کجا بیارم الان؟

آلیس همینطور که سعی میکرد دابی رو از دیوار فرضیش جدا کنه، گفت:

- خب حالا میگین چیکار کنیم؟

صدای سوت داورها دوباره بلند شد و به اعضای دو تیم اشاره کردن که دورشون جمع بشن. تام ریدل به عنوان داور بیطرف‌تر اعلام کرد:

- درسته تماشاچی نداریم ولی ظاهرا امکانات بازی هست... ما هستیم.. توپ‌ها هستن... چوب جارو هم که هست که...هوممم ... ظاهرا کسی لازمش نداره و میتونیم همینطوری پرواز کنیم... هر کی بره سر پستش.

با صدای سوت مجدد، چهارده بازیکن معلق بین هوا فضا قل‌قل زنان و شنا کنان و راهپیمایی فضایی کنان خودشون رو به جایگاه خودشون رسوندن و بازی شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرووووووووووووووووووع شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد.. هــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــه چـــــــــــــــــــــــــــــی خــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــــی اســــــــــلومــــــــــوشـــــــن بـــــــود... خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی اســــــــــــلومـــــــــــــــوشــــــــــــــــــــــن..
( ویرایش ناظر:‌خبه حالا! نمیخواد تا آخر بازیو کشیده بنویسی... گرفتیم چی شد! )

یک‌ ساعت بعد

بازی هنوز با نتیجه ی مساوی بدون گل در جریان بود و خبری هم از اسنیچ نبود و استرجس و رز تصمیم گرفته بودن دو تایی با هم دنبال اسنیچ بگردن و بهم خبر بدن اگه دیدنش! بلاجر از اول بازی که دست تدی بود، هنوز تو راه بود که به هدفش یعنی پیوز برسه و هلگا و تانکس که حرکت یک دوی قشنگی رو برنامه ریزی کرده بودن، هنوز به محوطه‌ی جریمه ی گریفیندور نرسیده بودند.

۹۰ دقیقه بعد

باد ملایمی شروع به وزیدن کرد که هر لحظه شدید تر میشد. جیمز یک مرتبه جیغ زد:

- توفان فضایی!

ولی تا صداش به همه برسه خیلی دیر شده بود، لحظه‌ی بعد تافتی مثل آدامس به حلقه ی وسط دروازه ی هافل چسبیده بود... نازک، نوچ، بی‌شکل و گاز گاز شده!‌ تانکس با وحشت به چیزی که قبلا دروازه‌بان تیمش بود نگاه کرد و پرسید:‌

- این چرا این شکلی شد؟ مگه فشار هوا تنظیم نشده اینجا؟

و از یکی که معلوم نبود کیه ولی صداش شبیه اسپ بود جواب اومد:‌

- چون تافیه... زبونش همیشه میگیره سر حرف ف... میگه تافتی... وگرنه درستش تافیه.. اسمش و ذاتش تافیه..
- چه طعمی بود حالا؟
- میگفت کاراملیه...

نبودن دروازه بان جلو دو تا حلقه‌ی دیگه و دیالوگ مهاجم و مدافع هافل این فرصتو به هرمیون داد که کوافل رو از دست تانکس بقاپه و دقیقا بیست و هفت دقیقه و چهل و یک ثانیه و سی هزارم ثانیه بعد، گریف به اولین گلش رسید.

یک ربع بعد

تدی نگاهی به ماه کرد که خیلی نزدیک و خیلی بزرگ بود، بعد به جیمز اشاره کرد.. نخیر ماه کامل نبود و تدی هم قرار نبود تبدیل بشه..انقدرم دیگه کلیشه‌ای نیستیم باب! .. داشتم میگفتم که بهش اشاره کرد و هم‌زمان با جیمز چوبدستیش رو در آورد و هر دو زیر لب وردی رو گفتن که باعث شد سرعت بازی عادی بشه. بعد جفتشون به طرف بلاجر رفتن و هر کدوم چماقشون رو یک طرفش گذاشتن و عینهو سوباسا اوزارا- تارو میساکی اونو با تموم قدرت شوت کردن. قبل از اینکه کسی بفهمه چی شد، بلاجر به شکم آسپ خورد و اونو به عقب پرتاب کرد، جایی که یه سیاهچاله‌ی فضایی با ولع منتظر شکار بود... لحظه ای بعد نه از آسپ خبری بود و نه از بلاجر و نه از مروپی گانت که آخرین لحظه دست هم‌تیمیش رو گرفته بود تا شاید جلوی بلعیده شدنش رو بگیره.

- با یه تیر دو نشون زدیم جیمز!
- بلکه هم سه تا!

هافلپاف بدون دروازه‌بان و مدافعینش عملا تیمی سوراخ بود و اعتراضشون به داورها هم با این جواب که “قوانین روی زمین حاکمه و شامل فضا نمیشه” رد شده بود. کوافل بود که چپ و راست وارد دروازه‌‌ی هافل میشد و و همه‌ی حمله‌هاشون به راحتی دفع میشد.

- رز اسنیچو دید! اسووو سریع‌تر بگیردتش.

استرجس که از گل های پی در پی گریف کیفور شده بود و یادش رفته بود که نقشش تو بازی چیه، با شنیدن فریاد دابی یک‌مرتبه رز رو دید که داره اسنیچ رو می‌گیره... دنبال اسکوربورد گشت ولی این یه مورد تو هاگ جامونده بود.. نمی‌دونست چند تا گل زدن ولی می‌دونست بازی الانه که تموم بشه.

زمین کوئیدیچ هاگوارتز

چهارده نفر (۱۱ بازیکن و داور البته.. اینو واسه اون نابغه‌ها یادآوری کردم! ) با صورت روی چمن سقوط کردند. صدای لی جردن که خودش نباشه، روحش حضور داره که بازی رو گزارش کنه در ورزشگاه پیچید:‌

- پناه به ریش مرلین.. دوباره ظاهر شدن.. و اون چیه روی سرشون؟ شبیه تنگ ماهیه! و به نظر میاد که... آره درست ‌می‌بینم.. اسنیچ دست رز ویزلیه... و بازی تموم شده... این باید از کوتاه‌ترین بازی های تاریخ هاگ باشه... با رکورد یک دقیقه و سیزده ثانیه!

رز با تعجب به دستش نگاه کرد... یادش نمی‌اومد کی اسنیچ رو گرفته ولی ظاهرا هافلپاف برنده شده بود هر چند که سه تا از هم تیمی هاش به طرز مرموزی ناپدید شده بودند.

- جیمز...
- تدی....
- چیکار کردین شما دو تا؟؟
- اون گفت حافظه همه جز ما پاک میشه وقتی برگردیم... گفت حساب همه چیو کرده.
- خب ظاهرا یه جای کارش می‌لنگیده!

فلاش بک به روز قبل – کافه‌ی کله گراز

- تو باید به ما کمک کنی عمو.. خیر سرت مدیر انفورماتیک شرکت‌های فضایی هستی!
- جیمز.. من فقط یه مدیر دون‌پایه ام! نمی‌تونم کمکت کنم.
- تو هنوز عضو تیم گریفی...
- تیم پیش‌کسوت‌های گریف..
- حالا هر چی... من میخوام یه بار واسه همیشه از شرش خلاص شم.. میخوام یه سیاه‌چاله فضایی اونو بخوره!
- خیله خب.. خیله خب... ببینم چیکار میتونم بکنم! فقط حواست باشه... All magic comes with a price!
- منظورت چیه عمو؟
- منظورم اینه که نمیشه صد در صد همه چیو کنترل کرد... یه جا بالاخره گندش در میاد.
- اسپ بوق بشه.. بقیه‌ش مهم نی!
- راستی یادت باشه زمان یه مسئله نسبیه!
- هاااا....

پایان فلاش بک

در گوشه‌ای از ورزشگاه، لارتن یقه‌ی لباسشو تا جایی که میتونست بالا کشیده بود و می‌رفت که تو افق محو بشه و استرجس می‌رفت که تدی و جیمز رو از برج گریف آویزون کنه... طبق نظر کارشناسی، گریفیندور ۱۵۰ به ۰ از هافلپاف باخته بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 17 بهمن 1392 17:45
نمایش جزئیات
آفلاین
گریفندور VS هافلپاف:

هشدار: مطالعه ی این پست ارزشی ژانگولرنویس، به هیچ احدالناسی توصیه نمی شود!


همه چیز در چند لحظه اتفاق افتاد.

آسپ جارویش را به طرف دروازه ی خودی به سمت ِ تافتـی حمله ور شد، او را گرفت و درون ِ جعبه تافی های قلبی شکلی چپاند که بر رویش عبارات " Be My Valentine Rose! " می درخشید.

مروپ گانت چوب دفاعش را روی زمین انداخت، با دوپا روی دسته ی جاروی در حال پروازش ایستاد و چوبدستی اش را از ردای کوییدیچش بیرون کشید و تدی را نشانه گرفت.

نیمفادورا صحنه را دید و کوافل را به گوشه ای پرتاب کرد و برای نجات تنها پسرش از چنگ ِ هم تیمی شیطان صفتش، از روی جارویش پرید تا معلق میان زمین و هوا، بین مروپ و تدی قرار بگیرد.

گرزی که از دستان مروپ رها شده بود چند متر پایین تر با سر ِ آلیس که تازه کوافل را قاپیده بود اصابت کرد و عقلش را دوباره از سرش پراند.

هرمیون خیز برداشت و با کوافل ِ بی صاحاب هد زد سمت ِ دروازه ی تافتی و وقتی که بعد از دیدن دروازه ی خالی {و نابود کردن ِ گل ِ مسلم! چرا که هد ِ هرمیون کوافل را گم و گور کرد کلا!} چشمهایش دنبال تافتی می گشت، دست و پایی را دید که از جعبه ی تافی های ولنتاین بیرون زده بودند. همان جعبه ی تافی های ولنتاینی که در دست آسپ بود. همان آسپی که داشت جعبه را به رز پیشکش می کرد!
- دختــــــــــــــــره ی چش سفیییییییییییییییید!

هرمیون این را جیغ زد و با سرعت 180 کیلومتر بر ساعت به سمت ِ رز و آسپ که سخت مشغول صحبت بودند پرواز کرد.

جیمز سیریوس پاتر اسنیچ را دید، آن را گرفت و قورت داد تا دست هایش خالی شود و بتواند عمل ِ را با افکت "پزززززززز" به طور صحیح برای استرجس اجرا کند.

نیمفادورا که هنوز میان زمین و هوا بود نام تدی را فریاد زد و او را از خطر آگاه کرد و بعد از ارتفاع هشتصد کیلومتری سقوط کرد و در راه سقوطش از میان بدن ِ پیوز، روح ِ مزاحم، {که سعی داشت دابی را دور یقه ی استرجس، کرواتی گره بزند} عبور کرد و باعث شد دابی از چنگش بگریزد و به آغوش هلگای بزرگ پناه ببرد که با چشمانی تنگ به دست و پای تافتی که از جعبه ی ولنتاین بیرون زده بود، {همان جعبه ولنتاینی که آسپ آن را برای رز میخواست، همان رزی که مادرش الان میان یک ابر بزرگ گرد و خاک دارد او و پسرعمه اش را کروشیو می کند} نگاه می کرد و سعی داشت به یادآورد که تافتی مرد بود یا زن و اگر زن بود که گوربابایش و اگر مرد بود که خب...عهه..ای بابا..

و در این میان،
جسیکا بر روی گیس های مروپ فرود آمده بود و درحالیکه فریاد می زد "تدی پاره ی ِ تن ِ من هستند ؛ هر کس این ها را بیازارد ، مرا آزار داده است و بی شک از زیان کاران است! " دانه دانه موهای مروپ را می کَند.

فلش بک - دوران طفولیت تافتی:

گروهی از کودکان، دست های یکدیگر را گرفته بودند و در دشتی سرسبز که پر بود از گل های صورتی و سفید، حلقه بسته بودند به دور خردسالی که روی زمین نشسته و با دست هایش صورتش را پوشانده بود.
- عمو دامبلدور!
- بعله!؟
- ریش ِ منو تافتی!؟
- بعله!
- پشت ِ گودریگزهالو انداختی؟
- بعله!
- بابا اومده!
- چی چی آورده؟
- تافی میوه ای!
- با طعم ِ چی؟
- توت فرنگی، آلبالو، بزغاله (!) و شفتالو!!
بچه ها خواندند و چرخیدند و قهقهه زنان دست یکدیگر را رها کردند و در دشت به دنبال هم دویدند و تافتی کوچک گریان را تنها گذاشتند.
تافی..چیز..امم..تافتی از والدینش، به خاطر آن نامگذاری، بیزار بود!

پایان فلش بک

تافتی به زور خودش را از میان جعبه ی ولنتاین بیرون کشید. همان جعبه ای که آسپ برای رز خریده بود، همان رزی که ... {کارگردان به نویسنده: }
..اهم..بعله.. تافتی خودش را از میان جعبه و ابر ِ دعوای خانوادگی بیرون کشید و ناگهان متوجه شد بدون جارو در هوا معلق است. به دوربین نگاه کرد و بعد...
- آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ ...... بووووف!

فلش بک - طفولیت رز و آسپ:

خونه رز ایناشون:

- مامان مامان، بریم خونه ی عمه اینا من با آسپ بازی کنم؟
- نــــــــــــــــــــــــه! هرگـــــــــــــــــــــــــــــــــز! شلاق! لگد! فحش! ظرف شستن!

خونه آسپ ایناشون:

- مامان مامان، بریم خونه دایی اینا من با رز بازی کنم؟
- نــــــــــــــــــــــــه! هرگـــــــــــــــــــــــــــــــــز! شلاق! لگد! فحش! نون خریدن!

پایان فلش بک

ابر ِ دعوا کم کم محو شد و رز و آسپ، دست در دست ِ هم در افق و غروب عاشقانه، محو شدند و هرمیون را هم سر راهشان بردند گذاشتند خانه سالمندان.

فلش بک - طفولیت مروپ:


مروپ روی تختش نشسته بود و داشت نقاشی می کرد. او یک عالمه دنیای قشنگ کشید. سفیدی کشید و پاکی و عشق و صفا و صمیمیت!
- ماما ماما نگا چه دنیای قشنگ کشیدم. سفیدی کشیدم و پاکی و عشق و صفا و صمیمیت!
مادر مروپ یکی از ابروهایش را بالا انداخت و به منحنی بسته ی کج و کوله ای که روی کاغذ نقش بسته بود خیره شد:
- امم..این...چیه!؟
- اوووووووههههه تو منو سرخورده کردی تو کودکی های منو تحقیر کردی! تو به من خندیدی! من وقتی بزرگ شم با یه مشنگ ازدواج میکنم و یه هیولا به دنیا میارم که همه رو بکشه مامان تو اصلا اصول روانشناختی کودک رو نمیشناسی تو منو به یه جنایتکار تبدیل کردی که یه روزی بلاخره روی هم تیمی لیگ کوییدیچش از پشت چوبدستی میکشه طوری که مامان ِ هم تیمیش که اتفاقا هم تیمی هاگ خودشم هست خودشو برای نجات پسرش یا شایدم دخترش {اینو هنوز مطمئن نیستم} فدا میکنه و تو مقصر همه ی این هایی!

پایان فلش بک
تد ریموس لوپین که بعد از فدا شدن ِ مادرش، از نیروی عشق برخوردار شده و سر و کله ش همش صاعقه س، یه اکسپلیارموس میزنه مروپ پودر میشه.

فلش بک - دوران طفولیت ِ نویل:


- مامان، مامان، من امروز از دیوار ساختمون مدرسه مون بالا رفتم بدون اینکه خودم بفهمم، آقای ناظم گفت من یه ذلف کفن و مقصرم! مامان من جادوگرم!

- نــــــــــــــــــــــــه! هرگـــــــــــــــــــــــــــــــــز! شلاق! لگد! فحش! تو فشفشه ای! من میدونم تو هیچی نمیشی! تو به هیچ جا نمیرسی! تو یه خنگ ِ کپل میشی که باید پسر برگزیده بشه ولی بوقم نمیشه و میذاره اون هری پاتر سوسول فوفول واس خودش جولون بده!

نویل آهی کشید و چوبدستی پدرش را سرجایش گذاشت. بعد سلانه سلانه به سمت اتاقش رفت و آرزو کرد که مادرش یک روز خل و چل شود!

پایان فلش بک

کوافل هرگز پیدا نشد، جیمز {که جستجوگر نبود و از سر لجبازی با استرجس که همیشه هی جستجوگر میشد الکی، اسنیچ را بلعیده بود} به 7 ماه حبس خانگی محکوم شد و تنها نتیجه ای که بازی بین هافلپاف و گریفندور در بر داشت این بود:

به فرزندان ِ خود نیکی کنید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: یکشنبه 6 بهمن 1392 08:56
نمایش جزئیات
آفلاین
به کاپیتان تیم کوییدیچ هافلپاف :

فراموش نکنید اسامی تیم رو تا پایان مهلت ذکر شده در دفتر مدیریت اعلام کنید و گرنه دوباره کارمون عقب میفته !

راونکلاو و گریفیندور اسامی رو معرفی کردن و فقط شما موندین !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 26 دی 1392 21:18
نمایش جزئیات
آفلاین
الان چی شد؟ تصویب شد؟ لیست تیمارو بیاریم بدیم؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 26 دی 1392 20:28
نمایش جزئیات
آفلاین
والا الان ما خودمونم کم شدیم مجددا ! شدیم 5 نفر ولی چون همه با 100 امتیاز موافقت کردین تعداد دیگه مهم نیست ! فقط حداقل سه نفر معرفی کنین بقیه هم مجازی باشن مهم نیستش!

اگر سه نفر هم بودین 100 رو تقسیم بر سه میکنیم و هر پست که تکی هم هستش و روال قبلی مسابقات هم به پیش میره !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 26 دی 1392 19:45
نمایش جزئیات
آفلاین
بش تاییم!



تکی باشه!



100 امتیاز



لیگِ تیمی!



داور داریم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 26 دی 1392 00:45
نمایش جزئیات
آفلاین
درود

1-تعداد افراد تیم خود را ذکر کنید!

6 نفر.

2-پست های مسابقات چگونه باشد؟ ادامه دار یا تک؟؟!!

ادامه دار

3-امتیاز هر پست چقدر باشد؟

به نظر من همون امتیاز کل 100 باشه خوبه.

4-مسابقات حذفی باشد یا هماننده روال قبلی و سال های قبل باشد؟!

اگه قراره سه تا تیم راون و گریف و هافل باشن همون مثل قبل باشه بهتره.

5-آیا داور دارید؟

خیر.

شاد باشین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 دی 1392 17:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خب بحث رو ادامه میدیم ...

بچه ها هیچ جوره انگار به توافق نمیخواین برسین ! من چند تا سوال تهیه کردم جواب اینارو بدین به ترتیب تا جمع بندی کنم ببینم چی میشه !

1-تعداد افراد تیم خود را ذکر کنید !

2-پست های مسابقات چگونه باشد ؟ ادامه دار یا تک ؟؟!!

3-امتیاز هر پست چقدر باشد ؟

4-مسابقات حذفی باشد یا هماننده روال قبلی و سال های قبل باشد ؟!

5-آیا داور دارید ؟

==================
اینم جواب های من :

1- 7 نفر

2- تکی

3- از 10 محاسبه شود

4- همون روال قبلی بهتره ولی حذفی هم جالب میشه به طوری که چند تا تیم هر گروه بده !

5-خیر هنوز که نداریم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 21 دی 1392 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
هلگا داره میگه یه چی عین مسابقات جام آتش با محوریت کوییدیچ برگزار شه! ینی افراد بیان مسابقه بدن نه تیم ها.
منم یه بار دیگه مخالفت شدید الّحن خودم رو اعلام میکنم و برنده شدن فرد و رسیدن افتخار به گروه رو صحیح نمیبینم!
برای متفاوت شدن با لیگ کوییدیچ هم همونطور که عرض کردم میشه پست های بازیکنان یک تیم رو تکی کرد به جای ادامه دار.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده