- ساکت
- مرسی جیمز!
- ببینم طبق قوانین نباید الان هرکس سر پستش باشه؟
تدی نگاهی به شش نفری که دورش حلقه زده بودند، انداخت و در جلد استادیش فرو رفت و جواب داد:
- این یه تکنیکه! تا وقتی نگفتم، از جاتون تکون نخورید. تیم مقابل باید فکر کنه ما یه نقشه عالی داریم و روحیشون ضعیف...
هرمیون وسط حرف تدی پرید و گفت:
-فکر کنن؟ یعنی ما نقشه ای نداریم؟
تدی آب دهانش را قورت داد و من منی کرد که با شنیدن صدای سوت نفس راحتی کشید و گفت:
-لبخند فراموش نشه، انگار از بردمون مطمئنین.
اعضای تیم پخش شدند. استرجس، جستجوگر گریفندور، به سمت بالا پرواز کرد و چند لحظه بعد، رز ویزلی چند متر اون طرف تر مستقر شد. تدی و جیمز چماقاشونو محکم چسبیدند و از رفتن به کافی شاپ بعد از برد حتمیشون صحبت می کردند و اصلا به مروپی و آلبوس که چماقاشونو به حالت آماده باش نگه داشته بودند، اهمیت نمی دادند.
هرمیون، جسیکا و آلیس به شکل < ایستاده بودند. جسیکا در نوک و هرمیون و آلیس در کنار او بودند.
با سوت داور بازی شروع شد. کوافل به سمت بالا پرتاب شد و بلاجرها رها شدند. جیمز و تد و در مقابل مروپی و آلبوس چشمشان به بلاجرها بود که وحشیانه به دنبال بازیکنان بودند.
پیوز زودتر از همه دست به کار شد و کوافل را گرفت و به تانکس پاس داد. تانکس کوافل را گرفت، اما از دستش سر خورد و جسیکا با سرعت آن را قاپ زد و به سمت دروازه حریف رفت. سر راه هلگا جلویش سبز شد و جسیکا با مشاهده ی هیکل هلگا قبضه روح شد و کوافل را به آلیس پاس داد. پیوز و تانکس با سرعت به سمت آلیس در پرواز بودند و آلیس با وجود لبخند تقلبی اش استرس شدیدی گرفته بود. هرمیون را دید که در سمت چپش در پرواز است. کوافل را به او پاس داد و فوری به سمت دروازه رفت تا در صورت نیاز پاس هرمیون را تبدیل به گل کند، اما جسیکا فرزتر از آلیس بود و تافتی را کله پا کرد.
صدای جیغ گریفندوری ها ورزشگاه را پر کرد.
تدی بلاجری را از استر دور می کرد و جیمز بلاجر دیگر را به سمت مروپی که محو گل تازه شده بود، برگرداند. مروپی بلاجر را ندید و بلاجر به پهلویش اصابت کرد. آلبوس به کمک مروپی و تدی به کمک جیمز آمد و حالا مدافع ها بازی جداگانه ای را انداخته بودند.
- می کشمت جیمز! بگیر که اومد.
تدی بلاجر را از جیمز دور کرد و به سمت آلبوس فرستاد:
- مروپی، جیمز چیزیش بشه، دیگه پسرتو نمی بینی!
- نه بابا! بیاین تا حالیتون کنم!
در همین گیر و دار رز و استرجس بی حرکت به بازی بقیه نگاه می کردند. اسنیچ تا حالا دیده نشده بود و جستجوگرها حوصله شان سر رفته بود.
نیم ساعت بعد
- شنوندگان عزیز! کاپیتان تیم هافلپاف درخواست استراحت داده. یک ربع استراحت در پیش رو داریم.
مروپی جیغ زد:
-رز، خستــــــــــــــــــــه شدیم! چرا اسنیچو نمی گیری؟
جیمز جیغ زد:
- استر، خستــــــــــــــــــــه شدیم! چرا اسنیچو نمی گیری؟
رز جیغ زد:
- اسنیچ نیـــــــــــــــــــــــست! از اول بازی نبوده؟!
استر جیغ زد:
-اسنیچ نیـــــــــــــــــــــــست! از اول بازی نبوده؟!
بقیه بچه ها:
- چــــــــــــــی؟
بقیه بچه های تیم مقابل:
- چــــــــــــــی؟
مروپی دست هایش را کش داد و گفت:
- رز، سعی کن بگیریش، باشه؟ نتیجه هامون خیلی نزدیکه و فقط با گرفتن اسنیچ برنده مشخص میشه.
جیمز و تدی دست هایشان را کش دادند و گفتند:
- استر، سعی کن بگیریش، باشه؟ نتیجه هامون خیلی نزدیکه و فقط با گرفتن اسنیچ برنده مشخص میشه.
گوینده:
- بازیکنان سوار جاروهاتون بشید. بازی الان شروع میشه. امیدواریم ادامه مسابقه هیجان انگیزتر باشه و دوسه نفر دست و پاشون بشکنه حداقل!
نتایج تا به حال: گریفیندور---->>>160 هافلپاف---->>> 170
تدی به بچه ها که سلانه سلانه به سمت جاروهایشان می رفتند، نگاه کرد و گفت:
- لبخند نشه فراموش!
بازیکنان دوباره سوار جارو شدند. تشویق ها کم تر از گذشته شده بودند و ورزشگاه خالی تر از گذشته به نظر می رسید. بعد از گذشت دو ساعت هنوز اسنیچ دیده نشده بود و جستجوگرها در حال اسم و فامیل بازی کردن بودند.
- قبول نیست! حیوونو نوشتی تسترال، اشیام نوشتی تسترالِ مجسمه !
- خوب چی میشه؟ شیء دیگه!
- نخیر، شیء نیست. اصلا بیا بریم از داورا بپرسیم.
هردو به سمت جایگاه داورا پرواز کردند و دقایقی بعد:
- گودریک، تسترالِ مجسمه اشیا میشه؟
گودریک نگاهی به کاغذهای دستشان و نگاهی به رز و استرجس انداخت و جیغ زد:
- شما دوتا چرا اسنیچو نمی گیرین؟ حوصلمون سر رفت. نشستین جاش دارین اسم فامیل بازی می کنین!
استرجس و رز باهم جواب دادند:
- بابا چیکار کنیم؟ اسنیچ گم شده!
داورا باهم:
- چـــــــــــــــی؟
گودریک فریاد زد:
- ممد!
ممدی در گوشه ی صحنه پدیدار شد و پاسخ داد: بله آقا!
- اسنیچو تو ول کردی؟
ممد آب دهانش را قورت داد و گفت:
- بله آقا، خودتون گفتین؟!
گودریک سعی کرد کنترلش را حفظ کند و صدایش را پایین بیاورد:
- پس کوش؟ چرا تو ورزشگاه نیست؟
- آقا مگه باید تو ورزشگاه باشه؟ شما گفتین ولش کن، منم دیدم پرنده بدبخت گناه داره، بردم تو یه جای سرسبز ولش کردم. تازه افسردگیم گرفته بود، هیچی نمی خورد.
استر و رز و گودریک ابتدا سرخ و سپس بنفش شدند و جیغ زدند:
- نـــــــــــــــــــه!
پس از سه ساعت بحث و مشورت
- شنوندگان عزیز به اطلاعتان می رسانیم که اسنیچ به دلیل عدم ملاحظه و مراقبت صحیح گم شده است و بازی با نتیجه کنونی به اتمام می رسد:
گریفیندور: 270 امتیاز هافلپاف: 260 امتیاز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



تدی... تو بزرگتری.. عاقلتری.. استاد ذهن خوانی هستی.. از این کارای اینسپشنی کن جیمز از خر شیطون بیاد پایین.






) با صورت روی چمن سقوط کردند. صدای لی جردن که خودش نباشه، روحش حضور داره که بازی رو گزارش کنه در ورزشگاه پیچید:



را با افکت "پزززززززز" به طور صحیح برای استرجس اجرا کند. 
} 



