پست آخر
مورفین که دوناتیش تازه افتاده بود با چشمان گرد شده گفت:
- این بوژ بوژی؟ چرا این؟ حاژر بودم با بلا خواهر برادر بودم ولی...
تریلانی که بشدت افسرده شده بود گفت:
- درسته. شما دوتا باهم برادرید.
پایان فلش بک.
زمان حال مسابقه ی کوییدیچ ...
ســـــــــــوت ....
داور با صدایی بلند فریاد زد :
متاسفانه مسابقه کنسل شده حساب میشه چون اعضای دو تیم مشخص نیستن که در کدوم گروه هستن !
مورفین که دلش میخواست هر چه زودتر قضیه رو ماست مالی کنه گفت : چی رو چی سر جاشون نیستن ببین من سر جامم !

داور نگاهی به کلا چپکی مورفین انداخت و گفت :
قربون اون کلا داغونت برم تا نزدم بره تو سرت فرود بیا !!!!
اعضای دو تیم در حالی که نق میزدند راهی تالارهای خود شدند و در این بین جیمز زودتر از همه به سمت تالار حرکت کرده بود ...
جیمز در حالی که سعی میکرد خودش را در کنار وزیر جامعه جادوگری و به عنوان جانشین او خودشو رو تصور کنه به سمت تالار گریفیندور حرکت کرد . در حین راه رفتن بارها به سر خودش دست کشید انگار که کلاه وزارت روی سرش بود !!!
جیمز به تابلوی بانوی چاق رسیده بود البته ناگفته نماند به دلیل مسائل شخصی بانوی چاق شدیدا وزن کم کرده و دیگه اون شکلی نیست ... :hyp:
_آبنبات قرمز !
_متاسفام ولی شما حق ورود ندارید !
جیمز که سرش پایین بود با تعجب سرش را بالا گرفت و گفت :
_ چرا اون وقت ؟
_شما طبق دستور کلاه گروه بندی جزو اعضای گریفیندور نیستید و از اعضای گروه دیگه ای به شمار می آیید . لطفا به سرسرای اصلی جهت گروه بندی مجدد مراجعه کنید !
جیمز در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود به لباس گروه گریفیندور که تنش بود نگاهی انداخت و سپس یاد خاطراتی افتاد که در تالار پشت تابلو داشت !
فلش بک خاطرات :
جیمز : جیغ !
استر : کی بود ؟
همه: جیمز کوچولو !
استر : برین بندازینش از برج پایین

پایان فلش بک
جیمز سرش را تکان داد و کلا فلش بک رو پاک کرد از ذهنش ... این آخه فلش بک بود یا شوخی شهرستانی

و به سمت سرسرای اصلی حرکت کرد ...
زمان حال در حال گروه بندی ....
جیمز بر روی صندلی نشست و کلاه فریاد زد : اسلاترین
ثانیه هایی بعد مروپی هم بر روی صندلی نشست و فریادی به هوا برخواست : گریفیندور !!!
تالار اسلاترین
مورفین که از راست میرفت به چپ بعد از چپ میرفت به راست گفت :
آخه چطور ممکنه که داداش من جیمز باشه ؟؟
آیلین که داشت برگه های تکالیف معجون سازی رو مرتب میکرد با ارامش گفت :
فعلا که این طوری شده ! ولی همه ی اینها رو بی خیال باش و این رو بچسب که جیمز باید عضو تیم کوییدیچ بشه ! چون نیازش داریم تمام ضعف های گریفیندور رو میدونه و ازش باخبره ! ضمنا نمیتونه به ما نگه که تو داداششی !
افکار مورفین با ورود جیمز به تالار اسلاترین همراه با سوروس اسنیپ پاره شد !!!
فردا صبح تمام مدرسه رو یک حرف پر کرده بود ! جیمز عضو تیم کوییدیچ اسلاترین شده بود و مسابقه هم فردا شب در تاریکی برگزار میشد !
اعضای تیم کوییدیچ نیز با سرعت به زمین کوییدیچ رفته بودند تا بتوانند نسبت به ضعف های تیم حریف تمرین های مناسبی انجام دهند !
جیمز فریاد زد :
یکی از ضعف های تیم گریفیندور خود استر هستش ... چون همیشه دیر گوی زرین رو میبینه ! چشاش باباقوریه

اعضای اسلاترین با صدای بلند زدن زیر خنده و جیمز ادامه داد :
دیگر ضعفشون هماهنگ نبودن اعضای مجازیشونه ! وقتی یکیشون به سمت دفاع برمیگرده به جای اینکه دفاع کنه وایمیسه آب معدنی دماوند سرو میکنه
صدای خنده های پشت سر همی بود که از زمین کوییدیچ به هوا برمیخواست !
شب تالار گریفیندور
استرجس که کم مونده بود از گوشاش بخار بزنه بیرون با چهره ی قرمز گونه گفت :
امروز بچه ها میگفتن که اعضای اسلاترین همش توی زمین کوییدیچ داشتن به ما میخندین ! کسی راه حلی چیزی داره ؟
رون که تو فکر هرمیون بود گفت :
من پیشنهاد میکنم یک دسته گل بگیریم بریم خواستگاری

ملت :
رون به من من افتاد و گفت :
نه چیزه ... من میگم تو راه رو ها که جیمز رو که دیدیم بگیریم سیاه و کبودش کنیم !!!!؟؟؟؟
ملت :
رون نگاهی به سقف کرد با داد و بیداد گفت :
اصلا برای چی من باید نظر بدم ؟
ملت : والا !
نویل گفت : استر یک کم خونسرد باش کم کم قیافت داره از استر تبدیل به مستر میشه !
استر نگاهی به نویل کرد و گفت :
بزار من ریخت تو رو عوض کنم یک کم آروم بشم !
فردا شب زمین کوییدیچ
_ بله صدای من رو از زمین کوییدیچ میشنوید !
مک گونگال کنار گزارشگر گفت : پ ن پ میخواستن صداتو از زمین گلف بشنون ؟

_ بله همان طور که میدونید مسابقه ی فینال کوییدیچ هاگوارتز که چند روز پیش برگزار شد کنسل شد و نیمه کاره ماند . امشب مسابقه رو مجددا براتون گزارش میکنیم ! حالا کواقل در اختیار رون ویزلی از تیم گریفیندور هستش ... پاس میده به گودریک ...
گل گل !!! 10-0 به نفع گریفیندور
آیلین پرنس کوافل رو گرفت و مستقیم به سمت استر حرکت کرد . در حالی که استر اصلا مهاجم نبود ولی انگار اونو هدف قرار داده بود ! استر سریعا جا خالی داد و فرود اومد !
استر در روی زمین فریاد زد :
از کجا میدونست که من دیر عکس العمل نشون میدم ....
جیمز با سرعت از کنار استر گذشت و گفت :
هه ...
و آنجا بود که استر متوجه همه چیز شد ! با بالا بردن دست استر داور متوجه درخواست وی شد و سوت را به صدا در آورد ...
ثانیه هایی بعد مروپی گانت به عنوان مدافع جدید به جای چارلی ویزلی که در پست غیر تخصصی خودش قرار داش قرار گرفت ...
آنجا بود که مورفین فهمید این تو بمیری ها از اون تو بمیری ها نیست

مروپی گفت:
در زمانی که خواهرت بودم خیلی اذیت کردی منو حالا دارم برات .... فعلا اینو داشته باش !
مروپی چماق رو بالا آورد و بلاجری که نزدیکش بود ضربه زد و اونو فرستاد سمت مورفین
مورفین که فرصت جا خالی نداشت با برخورد بالاجر به خودش کنار اومد
صدای خنده ای در ورزشگاه کوییدیچ پیچید ...
دفتر دامبلدور در همون لحظه
کلاه گروه بندی که آرام گرفته بود از تصمیم جدیدش ناگهان با ورود ساحره ای به خود آمد ...
_کلاه گروه بندی که میگن شمایین ؟
_ نخیر پسر خالمه

خب خودمم دیگه
_ببینید من شنیدم که شما جای جیمز سیریوس پاتر و مروپی گانت رو عوض کردین با همدیگه درسته ؟
کلاه بادی به خودش انداخت و گفت :
بله من این تصمیم رو گرفتم ...
ساحره با عجله گفت :
_ ولی اشتباه کردین چون من وقتی جوانتر بودم در بیمارستان کار میکردم . وقتی که جای جیمز و مروپی عوض شد متوجه تعویض اونها شدم و بعد از اینکه جاشون رو عوض کرد من دوباره رفتم تو اتاق و اون ها رو دوباره تعویض کردم !
کلا گروه بندی به این صورت شد :

و سریعا مغز نداشتشو به کار انداخت و گفت :
ولی الان نمیشه مسابقه رو به هم زد ! باید مسابقه تموم بشه ولی میتونیم به اون دو نفر به صورت شخصی این قضیه رو اطلاع داد بدون اینکه بقیه خبر دار بشن !
زمین کوییدیچ مجددا
_ بله حالا نتیجه 40 -50 به نفع اسلاترین هستش ! مورفین که از ترس خواهرش همش داره قایم میشه اعضای گریف هم که تمام نقاط ضعفشون مشخص شده دارن قضیه رو وا میدن ... بله توجه کنید مروپی و جیمز سیریوس پاتر لطفا فرود بیاین مدیران گروهاتون باهاتون کار دارن .... این دو شخص با سرعت پایین اومدن و بعد از چند ثانیه با دهانی با به مدیران گروهاشون نگاه میکردن !
اسنیپ و مک گونگال با همدیگه گفتن :
پرواز کنید دیگه ...
دو نفر با همان شوک به هوا برخواستند .... در حین برخواستن جیمز با خود گفت :
پس من واقعا پسر هری هستم ؟ باید یک جوری برای اعضای گریفیندور جبران کنم !
مروپی هم با خود گفت :
بهتره از این فرصت استفاده کنم و حساب داداشمو بزارم کف دستش تا دیگه اذیتم نکنه !
_کوافل در اختیار آیلین پرنس هستش و پاس میده به رودلف ... اااا .... وسط کار جیمز باعث تغییر مسیر کوافل میشه و کوافل در اختیار چارلی ویزلی قرار میگیره و بله ... گل گل ... 50- 50 مساوی !
مروپی هم کنار مورفین قرار گرفت و آروم گفت :
یادته اون روز گفتم تو وزارت خونه من رو معاون خودت بکن نکردی ؟
مورفین چپ چپ نگاهی بهش انداخت و گفت :
هنوزم این کارو نمیکنم !!
_ پس بگیر .... این بار به جای اینکه مروپی بلاجر رو هدف قرار بگیره کله و کلاه وزارت رو با چماق هدف میگیره !
دقایقی بعد ...
_در دقایق پیش جیمز انقدر اشتباه کرده که نتیجه کلا به نفع گریفیندور برگشته .... 110 - 50 ... متاسفانه وزیر گانت هم از زمین خارج شده چون به شدت مصدوم شده و به جای او ویلبرت اسلینکرد ذخیره ی تیم وارد زمین شده ... اوه اجازه بدین استرجس با سالازار انگار که گوی زرین رو دیدن !
استرجس با سر به سمت زمین شیرجه رفت ولی سالازار فقط شاهد این صحنه بود ... در میان انگشتان استرجس گوی زرین بال میزد ...
در تالار گریفیندور اوضاعی بود هر کس به هر نحوی میتوانست شادی میکرد . استر که در کنار اعضای تیم کوییدیچش بود با فریاد گفت :
کسی میدونه چرا جیمز انقدر سوتی میداد ؟
رون که چشمام قرمز شده بود گفت :
اطلاعیه رو مگه نخوندی ؟ جای جیمز و مروپی دوباره عوض شده . جیمز مثلا داشته به ما کمک میکرده ....
انگار دنیا رو به استر داده بودن ... استر بلند شد و فریاد زد ... حالا بزار برگرده تالار خدمتش میرسم ... پذیرایی مفصلی در راه هستش ! حالا ضعف های ما رو لو میده ؟ به ما میخنده ؟
درب تالار گریفیندور باز شد و سکوت همه رو فرا گرفت ...
جیمز در آستانه درب ظاهر شد و گفت :
سلام بچه ها ... من برگشتم ...
استر با چماق به استقبال جیمز رفت و گفت :
بیا عزیزم به کانون گرم و صمیمی تالار خوش اومدی ....
جیمز : جیغ ....