-واو...لعنتی...خطا،خطا!مدافع تیم ریونکلاو،لودو بگمن،با چماق توی سره مدافع گریفندور میکوبه!چرا داور کاری نمیکنه؟!مدافع گریفندور سقوط میکنه.جیمزپاتر با چشمای باز رو زمین دراز کشیده!این داور کجاس؟!
صدای گزارشگر برای جیمز بم می شد.جیمز با تعجب به آسمان آبی و تماشاچیان تماما قرمز پوش آن روز نگاه میکرد.قرار نبود اینگونه بشود!از ناکجا آباد چماق کوباندند بر سرش،نامرد ها!
لی آسه آسه به سمت جیمز آمد و جعبه ای را با مارک "سوسک یاری رسان" ظاهرکرد و برای استر که بر سر خودش می کوبید و تهدید میکرد که تمام ریونی ها را بلاک خواهد کرد،گفت:نگا کن،کیف کن!سریع، آسون،بی دردسر!

استر با تعجب مشاهده کرد که از جعبه ی لی دو سوسک سیاه،به شدتچندش آورو گنده در آمدند و روی صورت جیمز رفتند و شروع کردند شکلک در آوردن!
پس از چند دقیقه سوسک اول نالید:من تا حالا هر چی شکلک بلد بودم از خودم در اوردم،دریغ از ذره ای حرکت...

سوسک دوم در حالی که با ناامیدی پشت سوسک اول میکوبید گفت:این قوه ادراکش مشکل داره عزیزم.پاتره دیگه.نمیفهمه باید ازچی بترسه!از قیافه و حرکات خودت ناامید نشو!
سوسک اول آهی کشید و گفت:فقط یه حرکت مونده!

سپس دو سوسک به سمت شلوار جیمز به راه افتادند.

ضمیر ناخود آگاه جیمز:پاشو جیمز،مگه نمی بینی دارن میرن طرف شلوارت؟!
جیـــمز یویوهاتو تو شلوارت گذاشتی،پیداشون میکنن بعد از مسابقه میندازنت بیرونا!
جیمز پس شنیدن تهدید ضمیر ناخود آگاهش دستش را کار انداخت و سوسک ها را از دو سه سانتی متری کمر بندش کنار زد و به سرعت بلند شد!
فلور که متوجه شده بود جیمز بلند شده به دافنه گفت:زودی،تندی،سریع،به سرعت به آماندا بگو الآن مسابقه شروع میشه!
دافنه با آهی از سر خشم رو به فلور غرید:من جغد نیستم به مرلین!نه جغدم نه سیستم پیامرسانی یاهو میل!مگه مجبورین با هم قهر کنین؟!
فلش بک-رختکن-پیش از مسابقه
-خب سرخگونو با یه دست ببرین بالای سرتون،حالا بندازینش دوباره بگیرینش!
پنج دست با دستور آماندا به بالا رفتند و سرخگون را انداختند و دوباره با موفقیت با یک دست آن را گرفتند.
آماندا با خوشحالی گفت:عالی بود!من مطمئنم همتون اماده ایـ...
سپس نگاهش به فلور که در یک متری زمین روی جارویش ایستاده بود می رقصید افتاد.پس از چند ثانیه سکوت فریاد زد:فلور منو گذاشتی که به بقیه نرمش بدم خودت داری میرقصی؟! :vay:
فلور بی توجه به آماندا روی جارویش چرخید و آرام روی زمین پرید و گفت:من اینجوری خودمو گرم می کنم!مشکلی داری؟

آماندا با عصبانیت گفت:آره چون تو همه ی تمرینای کویئدیچمون همین مسخره بازیو در آوردی،من بچه هارو آماده می کردم!
فلور زبانش را در آورد و گفت:اینقد گیر نده مندی!من کاپیتان تیمـم،خودم تصمیم می گیرم چه جوری تمرین کنیم!
آماندا با عصبانیت سرخگون را به زمین انداخت و گفت:باشه پس بشینین با هم بریکدنس و هیپ هاپ تمرین کنین!اصن به من چه.
فلور هم با پررویی تمام با بقیه روی جاروهایشان بریک دنس تمرین کرده بود!
پایان فلش بک!
دافنه پس از کشیدن آهی با یادآوری دعوای آن دو، رو به آماندا گفت: فلور میگه به تو بگم که بدونی اون میدونه که مسابقه شروع شده!

آماندا جارویش را برداشت و گفت:بریم بیرون خو!چرا منتظری؟!
و از رختکن خارج شد.
گزارشگر با شور و شوق شروع به گزارش بازی کرد.
-بازیکنان ریون وارد زمین میشن.مندی بروکلی،فلور دلاکور و اینک...بازیکن پر طرفدار...داف!

دیجی ال ای دی...نه ببخشید ال بی دی که به طور مهمان در این بازی حضور داشت شروع کرد به خواندن:خودت میدونی که تو داف منی،یه کاری هم ازت میخوم هس خیلی کاره کمی،یه گل بزنی تو دروازه دور همی!

گزارشگر با من و من ادامه داد:متاسفانه خبر دادن که باید زودتر بازیو شروع کنیمو وقت نیست بازیکن های گریفندور و ملت مجازیو اعلام کنم!جانم پروف؟!اگه تو این مدت جا زر زدن اعلام می کردم بهتر بود؟!دیگه حرف نزنم؟!
داور بی توجه به گزارشگر سوت را به صدا در آورد و هر دوازده تا بازیکن از زمین برخاستند!
-خب مث که وقتی حواس من نبوده بازی شروع شده!چه جالب!لینی پاس میده به لونا،لونا بر میگردونه،جردن رو به روی لینی سبز میشه و سرخگونو می گیره...و به طرف دروازه میندازتش،تام سد راه توپ میشه!اما...اما توپ با تام وارد دروازه میشه!گـــــــــــــــل به نفع گریفندور!
فلور با خشم به لینی و لونا یک چشم غره رفت و به منو اشاره کرد!
لینی اخم هایش را در هم کشید و پرسید:نکنه میخوای از اون حرکات مسخره تو استفاده کنم؟!
فلور با لبخند پرسید:چرا که نه؟!
و دوباره سر بازیش بازگشت. لینی هم نامردی نکرد و با یک دست خودش را روی جارو نگه داشت و سرخگون را با یک چرخش از دست لی قاپ زد!
گزارشگر فریاد زد:لینی با یه حرکت باور نکردنی از حرکاتت معروف فیلم استپ آپ توپو صاحب میشه و به داف پاس میده!
دی جی "ال بی دی" دوباره با شنیدن نام داف شروع به خواندن کرد: جردن با داف بوره تو جَو!
دلوروس با جیغی او را ساکت کرد و فریاد زد:دیگه اینورا پیدات نشه!وزغ بد صدا بی ناموس!
دی جی که سوار جارویی شده بود با سمجی ادامه داد:دنبالم کرده حالا دلوروس عقده ای،ال بی داره میگازه با جاروی نقره ای،ولی ما که نداریم کاری بشون،در و دافو میخوایم باکمر باریکشون

لونا در حالی که با ضرب آهنگ دی جی هماهنگ شده بود سرخگون را روی انگشتانش چراخاند، در مود بسیار جوگیر احساس پریدن وسط فیلم استپ آپ می کرد!
او سرخگون را بالا انداخت، خودش هم بالا پرید و با حرکت"پنجه ی گربه سر" توپ را درون دروازه انداخت!
-واو!دوباره یکی دیگه از حرکات معرکه ی ریونی ها که به گل شدن سرخگون و سقوط لونا بر روی جاروی لینیو بر هم ریختن تعادلشون و می انجامه!جردن هم زیرشونه...میخواد سرخگونو بگیره اما ساحره ها با اون برخور دمی کنن!آخخ!لی هم همراه با اونا سقوط می کنه و سر راهش یویوئه جمزو می گیره و اونم با خودش می کشه!
لونا از روی جردن و زیر گودریک نالید:لینی،اینم تو نقشه بود؟!
لینی در حالی که سعی داشت سرش را از زیر چارلی با ردای معطر به عرقش در بیاورد،عق زنان گفت:نه،لونا!این تو نقشه نبود!

ناگهان صدای گزارشگر که دیگر ذره ای توجه به پشته ی بازکنان نداشت همه را به جو بازی بازگرداند.
-استر و فلور به سمت بالا اوج می گیرن،گوی ذرینو دیدن!دیگه از محدوده دید من خارج شدن!صبر میکنیم تا برگردن!
استر و فلور با سرعت برق و باد به دنبال اسنیچ پرواز می کردند و سعی می کردند تا از همدیگر پیشی بگیرند که ناگهان گوی ذرین به سرعت به وسیله ی مشنگی پرنده ای برخورد کرد!
-جیـــــــــــــــــــــــــــــغ!اون چیزه گویو خورد!

استر با نچ نچی گفت:فلور واست متاسفم!اون همه واست توضیح دادم وقتی مدیر میشی باید با همه وسایل مشنگی آشنا باشی!این "هواپیما"ئه!

فلور جواب داد:تو گفتی وسایل مشنگی ای که به کارمون میاد!من نمیدونستم امکان داره یه روز با منو مدیریت به چنین چیزی بخورم!استر عادیه این وسیله با چنین سرعتی به سمت زمین حرکت کنه؟!اوووممم عادیه آدما از توش بپرن بییرون؟!استر عادیه که اینجور وسیله ها تو زمین بازی فرود بیان؟

استر در حالی که بر سر خودش میکوبید فریاد زد:نـــــه!
و اما وسط زمین ملت نشسته بودند با پاپ کورن و پفک و چیبس تماشا می کردند که کوئین با چتر نجات فرود میاید و وزیر دیگر عی می کند برایش درمورد جادوگرانتوضیح دهد ناگهان ازناکجا آباد مری پاپینز ظاهر می شود و بشکن می زند!

گزارشگر که دوباره رو دور افتاده بود فریاد زد:اما با وجود همه این ها مسابقه هنوز ادامه داره!مث که فلور گویو به دست اورده،اما نه!گوی توی لباس فلوره و هنوز شانسی برای گریفندوری ها وجود داره! دلوروس در مورد عواقب در اوردن لباس یه ساحره حرف می زنه،جیمز هم بیلو می فرستاده جلو!اما چرا؟!

خبر رسیده که گوی اصن توی زنبیله این جا نیست!نه توی زنِ بیله!نه، نه توی لباسه زن بیله!

نصف بازکنان تیم گریفندور دنبال فلور در حال فرار راه افتادند!اون طرف کوئین داره سر وزیر دیگرو به جرم همدستی بادولت های دیگر میزنه!اون طرف تر هم عله کبیر ظاهر شده!یا سالازار!
عله در حالی که منویش را تکان می داد گفت:تمام کاربران سایت جادوگران اعم از تماشگر و بازیکن و مدیر و ناظر به مدت یک ماه به دلیل وارد کردن فشار بیش از حد روی منابع سرور به جزایر بالاک فرستاده می شوند!
پایان
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



) الجیمز سَاَلَ مِن اللّی:

من ارباب لرد ولدمورت ِ کبیــ...

