اپيزود سوم:
كرام در برابر بيگانه!
اين فيلم تقديم مي گردد به دوست خوبم، كرام!(ارباب لرد ولدمورت كبير!) بخاطر همه ي لحظه هاي خوب!
شبه مستند!
* * *
كرام: نه!.... نه!... نه!.... امكان نداره، من از بيگانه دوباره تست نمي گيرم!
هدويگ: نميشه پرونده اش ناقصه، تست قبلي اش گم شده. تازه خيلي هم فرق كرده!
كرام: به من چه ربطي داره! گير چه آدم.... جغدي افتاديم ها!
هدويگ: پس خودت مي دوني و بيگانه!.... يه دقيقه بياد و دو تا سوال بپرس و بنويس تو پرونده و خلاص!
كرام: يه دقيقه ها... من مي زنم اين رو مي كشم ها!... پايه چسب رو مي كوبم تو صورتش ها!
++ ده دقيقه بعد++
تق تق تق!
كرام:
...
هدويگ: من ام! يه وقت خل و چل بازي در نياري ها! اين يارو انگار يه كس ديگه شده!
تق تق تق!
كرام: بيا تو!
تق تق تق!
كرام:

بيا!
بيا ديگه!هدويگ: ببين من ام! چيزه ... پس خيالم راحت ديگه...خيلي خوب اون رو بذار زمين... رفتم!
كرام: جغد زبون نفهم!
هي من هيچي نم گم.تق تق تق!
كرام: برو گم شو تا ندادم همه ي پرهات رو قلم كنن! (آي كيو ها با دقت بيشتر)
بيگانه وارد مي شه و: اين چه طرز برخورده آقا !؟
كرام رو به دوربين يه خنده ي هيستريكي!:
... اين دفعه ديگه چه نقشه اي داري؟بيگانه: نقشه چيه آقا! ... اين از بر خورد اول تون! اين هم از اين!
كرام: شما...بيگانه هستين ديگه!
بيگانه: بعله!
كرام: ما رو گرفتي ديگه! نه خداييش!
بيگانه: ببنيد من وقت اضافي ندارم كه تلف كنم! اگه شما تست نمي گيريد من برم!
كرام:
... خيلي خوب شروع مي كنيم!كرام: فرض كنيد شما توي يه بيابون بي آب و علف هستيد و يه دسته گرگ دنبال شما هستن. چي كار مي كنيد... همين رو بازي كنيد!
بيگانه: مي رم بالاي درخت!
كرام: نه! درختي نيست!
بيگانه: مي رم بالاي درخت!
كرام: درخت نداريم. دقت كن! درخت بي درخت!:no:
بيگانه: مي رم بالا درخت!
كرام: مي گم درخت نداريم ديگه!!!

بيگانه: مجبورم !!! مي فهمي!!!؟؟؟ يه دسته گرگه!....آه اي فرزندان آتش! مرا در آغوش بگيريد شايد اين گرگان گرسنه، ميوه هاي سر به گردون ساي مرا، نچينند!
كرام: عاليه!!!! عاليه همينه!!!

بيگانه: خوب بود؟
كرام: عالي بود، حالا مي خوام يه چيز ديگه بازي كني!
بيگانه: گرگم به هوا خوبه، هم گرگ داريم هم درخت!
كرام: :
, شوخي مي كني, ديگه؟
نه ديگه
نكن
جون مادرت!
بيگانه: خوب گرگم به هوا دوست نداري، يه بازي ديگه، خروس جنگي با گرگ ها!
كرام:
تو چي از جون من مي خواي؟ بذار يه بار منطقي بگيم، من چي كار كردم با تو؟بيگانه:
بگو! من سعي مي كنم دركت كنم! بريز بيرون! داد بزن عزيزم!كرام:
تو رو به خدا!
كمممممممممممك!!! هدويييييييييييييگ!هدويگ پشت در تلاش مي كنه بياد تو!....
هدويگ: تحمل كن! در قفله! :proctor: ميارمت بيرون! ديگه فرياد رسي نيست؟
كرام: نرووووووو!!! اين منو مي كشه!!!
خواهش مي كنم!... نيا جلو!!! برو.وووو برو يكي ديگه رو بخور!!!! هدويييييييييگ!! كمك كن!
هدويگ: داره مي خوردش! يكي كمك كنه!
ولش كن قاتل!كرام: .... بيا!!!
ديگه چيزي ازم نمونده! بيا!!! بيا منو بكش!!! اينجا آخر خطه!!!هدويگ: كرام نه!!! اين كار رو نكن!

كرام: آآآآخ!!! اوخ....اوهخ!
هدويگ: نه!!! كرام نه!!!

كرام درحال جون دادن: ه.....دويگ!!! اون جايي؟
هدويگ: آره بگو!!
الان كمك مي اد و در رو مي شكنيم! قدرت داشته باش!كرام: گوش كن! به هر.. به.... آخ! .... به هرميون بگو،.. بگو خيلي ... دوستش داشتم....اين رو ميگي؟
هدويگ: آره كرام

فقط يه كم ديگه !! خودت مي اي و ميگي بهش!كرام: بهش... بهش بگو... بگو ديگه دوستم نداري؟ ديگه دوستم نداري!!! .....

هدويگ كه اشك هاش رو پاك مي كنه : حالت خوبه؟
كرام صداش از پشت در ميآد: ديگه ..
دوستم نداري! ديگه دوستم نداري!بيگانه از اتاق مي آد بيرون و به هدويگ ميگه: اين كرام، خيلي وضعش خرابه ها! من اين در رو قفل مي كنم تا پزشك ها بيان! ولي درش زياد محكم نيست ها! اصولا در ها يي. كه ...
هدويگ: خيالت راحت شد؟ ديوونه اش كردي؟
كرام از اتاق مي اد بيرون و به بيگانه ميگه: آهاي بي وفا! ديگه دوستم نداري؟

هدويگ كرام رو بغل مي كنه و ميگه:
خوب مي شي، بيا بريم!
كرام: نه!
دستت رو بكش! من داداش بروس لي هستم! اگه ....
شما اين جا زندگي مي كني؟ 
هدويگ: آره... بريم تو راه برات تعريف مي كنم!
كرام: شب ها پشه كه نداره؟...
هدويگ: نه. ارباب! اصلا هرچي شما بگين!
كرام و هدويگ از صحنه خارج مي شوند و
بيگانه:


پايان
---- --- ---
حيف يه كم سرم شلوغ شده! در اولين فرصت، چند تا نكته ي كليدي براي "رول پليينگ نويسي" مي گم و خيلي به درد مي خوره، فيلم هاي بلند نزنين! جون مادرتون! من آدم كم حوصله اي ام. شايد نخونم! موضوع رو جمع كنين. استنلي كوبريك كه نيستين!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

برو دماغتو تمیز کن سرژ!
چطوری؟ خوبی؟ آندراک خوبه؟

اين جونه مادرشو قسم خود پس بيگناه نفر بعدي وارد شه
در اين لحظه تماشاچي ها گوجخ پرت ميكنن و صفحه پرميشه پر ز گوجه
... رکورد قبلیش رو شکوند ... هر چند اینا مهم نیست ... آره من می دونم که اون مثل دخترای معمولی نیست ... یه چیزی تو وجود اون هست که هیچ کودوم از دخترا ندارن!

وبه طرف در پشت كينگزلي حركت مي كند!