رو ميكنه به پرسي: بگو چرا اينقدر لفتش ميدي؟ و اينكه چرا سوسك كش رو از توي ردات در نمياري؟ مگه اينجا ضبط تبليغ سوسك كش خفنسيوس نيست؟ ريتا تو چرا رفتي اونجا؟ ناسلامتي تو دستيار كارگرداني!

نويسنده يه كشيده ميزنه توي گوش كارگردان و پرتش ميكنه يه گوشه:
- بوق بر توي بوقي! پاشو بساطت رو جمع كن! ريتا برو سر جات توي تماشاچي ها! هومن اون باس رو بردار، ممد اون آهنگو اولشو بذار!!! بريم؟
ملت:

نويسنده: دو، سه، پنج، هفت!!!
پرسي درحالي كه در ميان ابرها دنبال اسنيچ ميگرده، حركت چندش آوري رو روي رداش حس ميكنه، چند بار شونه اش رو تكون ميده، جاروش كمي از حالت تعادل خارج ميشه؛ دستش رو به سمت شونه اش ميبره و ميبينه كه اسنيچ با اين حالت
داره بهش نگاه ميكنه، پرسي در جا ميگيردش! فرياد تماشاچي هاي گريف به هوا ميره! همگي ميرزين توي زمين!كالين كريوي درحالي كه چليك چليك عكس ميگيره، به همراه گزارشگر مسابقه كه داره با بازيكناي هر دو تيم مصاحبه ميكنه، اين ور و اون ور ميدوه!
همه خوشحالن و به شدت و موزونانه در حال حركتند؛ هم فلفلي، هم قلقلي، هم مرغ سبز كاكلي! حتي خرس قهوه اي جيمز:

گزارشگر: مك لاگن، ميشه راجع به موفقيتي كه كسب كردي توضيح بدي؟ چه رازي در زيبايي اين پست كوييديچ ات مخفي هست؟ چطوره كه به اين خوبي كوييديچ بازي ميكني؟
مك: ممنون از تعريف به جاتون
من با عشق به سوژه هام ميرسم! جيمز رو خيلي دوست دارم و براي كوييديچش هم با عشق پست ميزنم!گزارشگر: آي كورمك مچت رو گرفتم! معلومه كه دستي توي عشق داري! يالمر، تا چهار تا از فوت و فن هاي عشق رو به من ياد ندي، ولت نمي كنم. كورمك شنيدم تا حالا دو تا زن گرفتي. من با چوب جارو و گاليون نتونستم يكيش رو هم بگيرم. راز موفقيت تو چيه؟ يالمر بگو. چه معجوني ميخوري؟ تاكتيكت در مورد ساحره ها چيه؟! از چه روشي توي عشق استفاده ميكني؟ زود جواب بده!
در همين لحظه كورممد برادر كورمك كه كنار جاروي خدمت وزارت ايستاده بود، ميپره وسط و اون به همراه ديگر ممدهاي برادر، به همراه ديگر بازيكن هاي كوييديچ تيم گريفيندور، تا دم جاروي ضد افسون وزارت همراهي ميكنن.
البته جيمز در حالي كه خرس قهوه اي اش رو با سماجت در دست گرفته، ميدوه جلوي دوربين و ميگه:
باشد كه وزارت نباشد

پايان
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







)





گلگو ! تو باید بازی بکنی!بادراد دیگه از تو که کاپیتان بودی انتظار نداشتم.
