فینال بدون تاکتیک
همه ی بازیکنان اسلیترین در غیاب کاپیتان ایماگو بدون هیچ دغدغه ای در حال برگزاری مسابقات (بقلی بگیر ...) جادوئی بودند.
بعد از دقایقی اینیگو با آرامشی که اکنون بدست آورده بود، از مرلینگاه خارج شد:
- همونطور که مستحضر هستید، از گریف شکست خوردیم، پس برای قهرمانی باید هافلپاف رو با اختلاف 200، 300 امتیاز شکست بدیم. به تاکتیک امروز توجه کنید.
هوریس اسلاگهورن که به رختکن وارد می شد، گفت:
- سلام بچه ها. بازی داره شروع میشه، پشت سر من حرکت کنید.
ایماگو:
- پروفسور، مو درآوردی؟
اسلاگ:
آره، شاهکار پروفسور ایگور پرسیوال والفریک برایان کارکاروف هست ، قسمتی از سبیلم رو قیچی کرد
گذاشت اون بالا.همه اسلی ها:
- تیم کوئیدیچ اسلیترین همیشه از بازی قبل چابک تر، زیرک تر، قوی تر خواهد بود.
میدان کوییدیچ هاگوارتز
هنوز هم روی قله های رفیع کوههای هاگوارتز برف وجود داشت و هوا به اعتدال کافی نرسیده بود، اما با توجه به برودت آن منظقه بهترین دما برای انجام یک کوییدیچ بود .
برای سومین بار در این ترم، کوییدیچ بازان اسلیترین وارد ورزشگاه شدند، که همزمان فریاد «هــــــو» تماشاگران سه گروه به هوا برخاست.
کاپیتان ایماگو:
- به اون ور توجه نکنید، این طرف رو ببینید.
با اینکه هنوز دو بازی دیگر تا پایان ترم باقی بود، اما جام کوییدیچ در ورزشگاه و نزد پروفسور کارکاروف قرار داشت، و هر چند ثانیه یکبار توسط ریش بزی مشهورش گردگیری می شد.
اینیگو:
- حالا بجای اون طرف، این سو رو ببینید.
همه ی هافلپافی ها درون زمین کوییدیچ قرار داشتند و چپ چپ به همتایان اسلیترین خود می نگریستند.
مادام هوچ فریاد زد:
- اسلیترین ها عجله کنید، دو کاپیتان در وسط زمین قرار بگیرند.
ایماگو به سمت دنیس رفت، قبل از اینکه بتواند حرفی بزند، دنیس گفت:
- من بهت قول میدم اگه توی این بازی باختیم دیگه هیچوقت هافلپاف رو توی این زمین نمی بینی.
مادام هوچ:
- ازشما یک بازی جوانمردانه می خواهیم.
و با فرمان وی چهار توپ در میدان وسیع هاگوارتز به حرکت در آمدند.
بازی آغاز شده بود ولی ایماگو و کراوچ هنوز در جای قبلی خود مات و مهبوت ایستاده بودند، هر از چندگاهی نگاهی به کارکاروف که به آنها خیره شده بود، میکردند. مثل اینکه ارتباط چشمی داشتند.
لی جردن، گزارشگر همیشگی بازی های کوییدیچ هم به صدا درآمد:
- سلامی دوباره،باز هم یک کوییدیچ دیگه، من اول اسامی بازیکنان دو تیم را آعلام میکنم، برای هافلپاف، دابی دروازه بانه، نـــــــه ، خب،درک و اریکا زادینگ هم مدافعن، کاپیتان دنیس و مک کینن و اما دابز سه مهاجم، نــــــــه، سوروس پاتر هم جستجوگر تیم هست، برای اسلیترین، سوروس اسنیپ دروازه بان، آمیکوس کرو و سامانتا ولدمورت مدافعین، نـــــــــــــــــــه ببخشید، کاپیتان ایماگو و توبیاس اسنیپ و آناکین مونتاگ هم مهاجمین، بارتی کراوچ هم جستجوگر تیم. یه توضیح باید بدم این که سه بار که عرض کردم نه، به معنی سه گل برای اسلیترین، نــــــــــه، حالا شد چهار گل بود.
وی ادامه داد:
- ولی باید امیدوار بود . چون مرلین مک کینن باتجربه به سمت دروازه اسلیترین میره، ولی آمیکوس کرو توپ رو ازش میگیره، حالا به سمت دروازه هافل میره و او هم گل میزنه، حالا همه ی اسلیترین ها بجز سوروس اسنیپ به دابی گل زدند، 60 به 0 .
در جستجوی اسنیچ طلائی
در فاصله ی بسیارکمی از کوه های هاگوارتز، بارتیموس کراوچ از آلبوس سوروس پاتر پیشی گرفته بود، دیگه همه متقاعد شدند که اسلیترین پرقدرت ترین رقیبش رو هم بدون هیچ گل خورده ای شکست داده، اما بارتی یک دم به جایگاه ویژه و چهره معترض پروفسور کارکاروف نگاه کرد، و از مسیرش منحرف شد، ثانیه ای بعد سوروس پاتر که اسنیچ رو در دست داشت، دوان دوان به طرف هم تیمی هایش می رفت .
در طرف دیگر میدان، کاپیتان ایماگو درحالی که با خنده ای مرموز به سمت کراوچ می آمد، گفت:
- این باخت بهتر از اون بود که گروههای چهارگانه به سه گانه تبدیل بشه.
ملت گریف:

ملت هافل:
برای بازی بعد .ملت اسلی:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


