آوی:ناهار امروز رو مهمون راجریم دیگه!
راجر: نه نه من به هیچ وجه گردن نمی گیرم!کی گفته مهمون منید؟هاگوارتز غذاخوری(!) به این بزرگی داره!به من چه!
آوی:اِ اِ اِ!مگه خودت نگفتی بازنده باید کل ملت ریون رو ناهار بده؟
در همین هنگام برادر حمید به طرزی کاملا خفن وارد میشه و میگه:نچ نچ نچ شرط بندی؟!
و دوباره به همون طرز خفن غیب میشه!

راجر وقتی ملت رو به حالت:
مشاهده می کنه(!) چاره ی دیگه ای نمی بینه و میره تا به فکر به حال غذای ملت بکنه!------------------
دقایقی بعد در خوابگاه پسران ریونکلاو!
راجر کریچر رو به گوشه ای برده و باهاش صحبت می کنه!
راجر:ببین کریچ جون!یه جوری از خجالتت در میام!فقط همین یه دفعه!
کریچر:عمرا!راه نداره!مگه آشپزخونه هاگوارتز توالت عمومیه!!!
راجر:
چه ربطی به توالت عمومی داشت؟کریچر:خب اینجا عمومی بودن مد نظر بود!
راجر کمی فکر می کنه و بعد از اینکه دوزاریش میفته(عمرا افتاده باشه!
) دوباره به اصرار کردن ادامه میده.کریچر بعد از رشوه های فراوانی که از راجر می گیره بالاخره موافقت می کنه تا از آشپزخونه یه مقدار غذا واسه راجر کش بره!
-------------------
ساعاتی بعد در رختکن کوییدیچ هاگوارتز
ملت ناهارشونو خورده بودن و شاد و خوشحال آماده ی شرکت در یک مسابقه ی تمام عیار بودن!
کورن طبق معمول همیشه شروع به سخنرانی می کنه:خب بچه ها ما بازی سختی رو پیش رو داریم!حریف خیلی قدره!مربیشون خیلی خفنه!داور بازی هم خیلی خط و خفنه!کلا وضع خطریه...
ملت:

پس از گذشت مدتی بالاخره صحبت های کورن تموم میشه!
وینکی دستشو بالا میبره و از کورن اجازه می گیره.
کورن:بله؟
وینکی:آقا اجازه!دستشویی داریم!
کورن یکم اخم می کنه اما در نهایت به وینکی اجازه می ده تا بره دستشویی!
کورن میاد تا حرفی بزنه که اینبار لونا دستشو بالا می بره!
کورن:بله؟
لونا:همممم...آقا ما هم دستشویی داریم!
اینبار کورن با صدای خشن تری می گه:بفرمایید!
و دوباره میاد حرف بزنه که اینبار همه با هم دستشونو می برن بالا!
کورن:شما هم دستشویی دارید؟

و دست خودشو هم بالا می بره!!!
--------------------
هوا یه مقدار گرم بود و مدت ها بود که بارون نباریده بود!
باد گرمی به آرامی در ورزشگاه می وزید و به نظر نمیومد مشکلی برای ادامه ی بازی ایجاد کنه!
به نظر نمی رسید تمام دانش آموزان هاگوارتز برای تماشای بازی اومده باشن!اکثرا ترجیح می دادن توی این هوای گرم توی تالار خودشون بمونن!ظاهرا فقط هافلپافی ها و ریونکلاوی های متعصب بودن که برای تماشای بازی اومده بودن!
کاپیتان ها به مرکز زمین میان و با هم دست می دن.
کورن دست اما دابز رو به گرمی فشار می ده و بهش یه لبخند تمسخر آمیز می زنه!
سپس اما دابز به سمت دروازه ش میره و کورن اسمیت کمی عقب تر میره تا کوافل رو تصاحب کنه!
داور توپ ها رو رها می کنه و سوت بازی رو میزنه.
وینکی به سرعت به سمت کوافل حرکت می کنه تا اونو زودتر از ماندانگاس فلچر بگیره!اما ماندانگاس تیزه تره و توپ رو روی هوا می قاپه و به سمت دروازه ی ریون حرکت می کنه.آوریل کمی توی دروازه تکون می خوره و آماده می شه.
لونا که جلوی ماندانگاس ایستاده بود و می خواست توپو ازش بگیره دلشو می گیره و یه دفعه به سمت پایین سقوط می کنه!
ماندانگاس هم که از این حرکت لونا تا حدودی ترسیده بود توپ رو به درک پاس می ده تا نقشه ی احتمالی لونا رو به هم بزنه!
باتیلدا یه بلاجر رو به سمت درک می فرسته!درک جا خالی می ده و توپ رو به دنیس پاس میده.
سوووووووووت...
همه ی بازیکنا به داور نگاه می کنن که با دست وقت استراحت رو نشون میده!
-------------------
در رختکن تیم ریونکلاو
-آیییی مامان!آخ دلم!
-پس این چو کی میاد بیرون؟بابا تایم اوت تموم شد!
چو در دستشویی:

کورن از دستشویی مردونه بیرون میاد و کش و قوسی به بدن خودش میده!
ملت ساحره به سمت دستشویی مردونه هجوم میارن اما در دستشویی با صدای بلندی بسته میشه و همه با صورت می خورن توی در!
-------------------
دقایقی بعد در زمین بازی
داور دوباره سوت میزنه و بازی جریان پیدا می کنه.
چو در حالی که اسپراوت رو به دقت زیر نظر داشت اطرافش رو نگاه می کرد تا شاید اثری از اسنیچ پیدا کنه!
در همین حال ناگهان میبینه مک به جای اسپراوت روی جارو نشسته!مسیر جاروشو تغییر میده تا به سمت مک حرکت کنه!
چو: مـــــــــــک!!!

یه دفعه دنیا دور سر چو می چرخه و همه جا سیاه میشه!
لودو به طرز خیلی خفنی به الکسا خیره شده بود و الک منتظر یه بلاجر بود تا اونو مستقیم به سمت صورت لودو بفرسته که ناگهان متوجه سقوط چو میشه!
در حالی که به سمت چو میرفت نگاهش به لودو میفته و احساس می کنه لودو یه کِیس مناسب برای اونه!لبخندی به لودو می زنه و ناگهان همون بلایی سرش میاد که سر چو اومده بود!
لودو از سقوط الکسا جا می خوره و جاروشو به سمت اون تغییر مسیر میده تا بهش کمک کنه که ناگهان یه بلاجر با کمرش برخورد می کنه و موجب سقوطش میشه!
تانکس که پشت سرش ایستاده بود به این حالت در میاد:

کوافل توسط دنیس به سمت دروازه ی ریون شلیک میشه!اما آوریل اونو شبیه گیتار گم شده اش میبینه و آغوشش رو باز می کنه تا اونو بغل کنه!اما مثل دو نفر قبلی سقوط می کنه!
و این در حالی بود که باتیلدا بلاجری که روبروش بود رو مثل کتاب تاریخ جادوگری میبینه و زیاد طول نمی کشه تا اونم با مخ به زمین بخوره!
لونا هم بدون دیدن هیچ گونه توهمی(چون فرق بین توهم و واقعیت رو تشخیص نمیده!
) سقوط می کنه!دیگه سرتونو درد نیارم!وینکی و کورن هم سقوط می کنن میرن پی کارشون :همر:
داور هم اینور و اونورو نگاه میکنه و متوجه میشه هیچ بازیکن ریونیی توی زمین نیست و در سوت خودش می دمه و هافلپاف رو برنده اعلام می کنه!
---------------------
همون لحظه در گوشه ای از هاگوارتز!
کریچر مشغول شمردن پول هایی بود که به تازگی به دست آورده بود و بعد از شمردن اونا ، پولایی رو که راجو به عنوان رشوه بهش داده بود روی پولا میزاره و دوباره اونا رو میشماره!
ناگهان دستی از تاریکی به سمت کریچر میاد و گردنشو میگیره و اونو به سمت تاریکی می کشونه!
جیـــــــــــــــــــــــــغ!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج








گرفته.
(ژست گوي زرين بود اين)

مرگ من سوتی مونی نده!
احمقا! دیوونه ها! اسنیچ دستمون بود چرا رفتین آخه؟! ندید بدیدای بدبخت!!



