سلام بینندگان عزیز امروز با یک فیلم از چو چانگ چینگ کارگردان معروف سینمای آسیا در خدمتتون هستیم
فیلم پیش به سوی جادوگران
اگه وقت نکردین فیلم رو ببینین نقدشم نبینین هیچ اتفاق خاصی نمی افته و چیز خاصی رو از دست نمی دین
گرچه چه فیلم رو ببینین چه نبینین هیچ فرقی نمی کنه
مهمانان این هفته
چو چانگ چینگ
و استاد کریچری بلک پور
____________________________________________
باحضور هنرپیشگان معروف جادوگروود
چو چانگ
هرمي(دوست چو با اسم مستعار)
كينگزلي
كالين كريوي
هري پاتر
مك گونگال
فلور
سيريوس استار
ابرفورث
هرميون گرنجر
گيلدي
اندروميدا
بلا
لسترنج
پرانگز پاتر
خانوم سختگيره(معلم زبان چو در مدرسه)(به دليل مسائل امنيتي از گفتن نام واقعي ايشان معذوريم!)
مالفوي(اون يكي دوست چو با اسم مستعارش)
اعضاي تيم كوييديچ گريفيندور
مازمولا
اعضاي تيم كوييديچ اسليتريم
و اين هم فيلم:
---------
صبح-سرويس مدرسه چو
چو:آره هرمي .ديشب خواب ديدم با بقيه جادوگرانيا تو هاگوارتزم!!!!!!!!!!
هرمي: تو هم عجب خوابهايي ميبينيا!كم برو اينترنت.
چو:نميتونم هرمي.ولي من مطمئنم بلاخره يه روزي ميبينمشون.
هرمي:نكنه فكر ميكني ميان اينجا؟
چو:يه همچين چيزي!
هرمي: (يه نگاه عاقل اندر …. به چو ميندازه)فكر ميكنم عقلتو از دست دادي.مطمئني حالت خوبه؟
چو:من عقلم سر جاشه و هيچ مشكلي هم ندارم.
هرمي:خوب پس بيا بريم.رسيديم.زنگ اول با خانم سختگيره درس داريم.
چو:باشه.بريم
-------------
قبل از شروع كلاس
هرمي به مالفوي:مالفي مواظبش باش ها!انگار امروز سرشبه جايي خورده!
مالفوي:خيالت تخت باشه.
چو:شما دوتا چي دارين ميگين اونجا؟
خانوم سختگيره:hello students
همكلاسيها:hello teacher
خانوم سختگيره:how are you?
همكلاسيها:fine
خانوم سختگيره:did you check the home work<b>s</b>?
همكلاسيها:yes we <b> were </b>
خانوم سختگيره:were they complete?
همكلاسيها:yes they <b>did </b>
------------------------
زنگ اول-كلاس چو
خانوم سختگيره:خانوم….!
چو:بله ؟
خانوم سختگيره:معلومه حواست كجاست؟
(در همين لحظه در زده ميشه)
خانوم سختگيره:بله؟
10 تا پسر و دختر وارد ميشن!
خانوم سختگيره:جه خبره اينجا؟چي شده؟
يكي از اون پسرا:چو؟چو كجايي؟
همه كلاس:
(مالفوي برميگرده به چو يه نگاهي ميكنه.)
چو:ببخشيد منظورتون از چو كيه؟
همون پسره:منظورم از چو همون چوي جادوگرانه.همون چويي كه قرار بود با هم بريم يول بال.هموني كه عاشق كل كله.هموني كه عله هي بهش گير ميده.
خانوم سختگيره:اقا شما چي ميخوايد؟عله ديگه كيه؟
پسره:عله همون هريه ديگه.من چو ميخوام!
هرمي برميگرده يه نگاهي به چو ميكنه.
چو هم در عوض يه نگاه عاقل اندر …. بهش ميكنه!
پسره:چو؟چوي من كجايي؟
چو:ببخشيد شما؟
پسره:من كالين هستم.شما چوي من رو نديديد؟
چو:چرا ديدم.تو جاي من نشسته بود!
پسره:يعني شما.....؟
چو:اره من چو هستم.
كالين(يا همون پسره): بيا بريم جادوگران!
چو:ولي اول بايد خودتونو معرفي كنيد بعد.
كالين:باشه عزيزم.
-اندروميدا هستم.
-واييييييييي.اندي!
-گيلدي هستم
-خوشوقتم
-شيكم
-واي شيكمتو برم!
-مك گونگال
-سلام پروفسور
-هري پاتر
-عله!!!!!!!
-بلا
-سلام خانوم معلم شيمي!!!!(بخاطر جرياني كه در انجمن ضد بلا روي داده بود)
-لسترنج
-پيام!!!!!!!!!
-ولدمورت(بارتي سابق)
-به به دشمن دوست!!!!
-پرانگز پاتر
-وايييييي كاپيتان !
كالين:خوب حالا چي؟
چو:ميدونيد چيه؟چطوره بريم زنگو بزنيم بعد يه مسابقه كوييديچ بذاريم!
سياها:
پرانگز:
چو:ولي يه مشكلي هست.اعضاي تيم اينجا نيستن!
پرانگز:خوب پيداشون ميكنيم!سياهان عزيز شما هم اگه تيمتون تكميل نيست پيداشون كنين.
(سياها و سفيدا هركدوم از يه طرف ميرن تا اعضاي تيمارو پيدا كنن)
-------------------------------
دو ساعت بعد-حياط مدرسه چو
چو:اندي برو زنگو بزن!
اندروميدا:مگه بيكارم؟ زينگيوس!
(زنگ به صدا درمياد)
ببين چو حالا ما ميريم بالا.يعني ميريم هوا.صبر كن زنگ بخوره بعد يه اوازي مياد.تو هم اونو بخون.خودشم همصدا.اگه كس ديگه اي هم اونو بخونه پس اونم عضو جادوگرانه.
-------------------
بعد از خوردن زنگ-همه سر صف(البته واقعا كه سر صف واي نميستيم!)
يهويي يه اوازي از بالا به گوش ميرسه:
اي سايت هميشه جاويد***سرزمين باحالها
تو خودت إند حالي***بين تموم سايتا
آدرست يه افتخاره***اون بالا تو جاي لينكا
هميشه با من ميمونه***اون دو رنگ(سفيد و سياه)ناب زيبا
********************************************
سايتم فقط تويي تو***هرجاي دنيا كه باشم
عشق تو جادو تو رگهام***نمي خوام از تو جدا شم
وقتي كه از PC دورم***بغض غربتو مي بارم
همه ي قشنگياتو***به قدح مي سپارم
*******************************************
قصه ي رودي و بلا***قصه ي عشق هري
اون جادوگراي باحال***مگي و شيكم و گيلدي
ياد تاپيك ياد فروم***قدح و محفليين(جمع مذكر محفلي به عربي)
انجمن ضد بلا و***آفتابه هاي خوب مرليين
توضيح:(********************************)به جاي گيتار الكتريك كينگزلي گذاشته شده!
چو هم همراه اونا ميشه و ميخونه.يه نفر ديگه هم ميخونه!هردو با هم بلند ميشن و ميرن هوا!!!!!
وقتي رسيدن به بقيه جادوگرانيا ميبينن كه اون يكي كه ميخوند مازمولاست!!!!(راست راستي نه ها!!!)
مازمولا:اين جا چه خبره؟
چو:هيچي اعضاي جادوگراني جمعيم و الان مسابقه كوييديچ داريم.
مازمولا:إ چه خوب!
يهويي 50 نفر باهم تو هوا ظاهر ميشن!
-مملي!
-هرمي!
-ستار!
-فلور!
-.....
-------------------
صحنه مسابقه
كالين:بله و اينك يه مسابقه هيجان انگيز رو براتون گزارش ميكنم.
جمعيت روي زمين:
كالين:بله چو سرخگونو گرفته و به پيش ميره.معلق ميزنه تو هوا!
چو:بگير سيـ...
سيـ...:بنداز بياد!
كالين:چو با يه حركت ماهرانه سرخگونو براي سيــ...ميندازه
اعضاي تيم كوييديچ اسليترين:
و در اخر مسابقه با پيروزي 10 بر 5 گريفيندور به پايان ميرسه!يعني جستجوگر گريفيندور با يه حركت ماهرانه اسنيچو ميندازه تو آستينش و اونو ميگيره!
------------------
همه اعضاي جادوگران جمعند
مملي و عله:پيش به سوي جادوگران!
___________________________________________________
نقد فیلم
کریچری: سلام خانوم چانگ خوشحالیم که دعوت ما رو قبول کردید البته اگه قبول نمیکردید هم خوشحال میشدیم
چو: خواهش می کنم
کریچری: این فیلم شما یک اثر مبهمیسم تمامه
چو: بله ؟؟؟
کریچری: خوب از هنرپیشگان فیلم شروع کنیم
این فیلم یک دوجین هنر پیشه ی حرفه ای داشت ولی بعضی ها اون وسط معلوم نبود چی کاره هستند
فرق بین هرمی و هرمیون گرنجر چیه؟
خوب هرمی یک اسم مستعاره
کریچری: ما تو فیلم ندیدیم اثری از هرمیون گرنجر باشه اون کجای فیلم بود
چو: شما خوب فیلم رو ندیدین تو یکی از صحنه ها هرمیون حضور داره
کریچری: بهتر یک بار دیگه فیلم رو ببینم من مطمئن هستم اون تو فیلم نبود
چو: هر وقت من رفتم شما می تونید فیلم رو ببینید
کریچری: خوب از اون موضوع بگزریم
شما آی کیو تماشاچیان رو در حد گلابی تصور کردین
چو: این طور نیست من برای مخاطبان فیلمم ارزش قائل هستم
کریچری: پس منظورتون از این جمله چی بود بعد از خوردن زنگ-همه سر صف(البته واقعا كه سر صف واي نميستيم!)
چو: خوب با این کار مخاطب رو از جهالت در آوردم
کریچری: یا این یکی جمله وقتي رسيدن به بقيه جادوگرانيا ميبينن كه اون يكي كه ميخوند مازمولاست!!!!(راست راستي نه ها!!!)
چو: رجوع کنید به پاسخ قبلیم
کریچری: چرا مازمول نه میگزاره نه ور میداره می یاد با چو شعر میخونه ولی بعد میگه اینجا چه خبره؟
چو: خوب اونجای فیلم بد تدوین شده اول باید مازمول می پرسید بعد با اونا هم صدا میشد
کریچری: خوب اون بازیکنه که فقط اول اسمش رو میبینیم سانسور شده؟
چو: کدوم
کریچری: سی... رو میگم
چو: بله
کریچری: یک جای فیلم یک نکته ی مبهمی وجود داشت و اون نکته این جمله ای بود که هرمی به مالفوی میگه "مالفي مواظبش باش ها!انگار امروز سرشبه جايی خورده!"
آدم دو تا برداشت میکنه یکی این که مالفی مواظب باش انگار سر شب چایی خورده و مالفی مواظب باش انگار امروز سرش به جایی خورده
چو: با این کارم آرایه ی ایهام رو به کار بردم
کریچری: یک نکته ی خوب فیلمتون شعرش بود گرچه بعضی جاها قافیه فراموش میشد ولی فیلم موزیکال خوبی از آب در اومده بود
چو: ممنون
کریچری: اون معلم زبان خیلی موجود اضافه و بیهوده و ...بوق..بوق
چو: خوب من هم با شما موافقم و برای این که حالش رو بگیرم نقش به این ضایعی بهش دادم
کریچری: در آخر یک سوال در مورد مسابقه ی کوئیدیچ داشتم چی جوری گریفندور 10 بر 5 میبره مگه فوتباله پس گوی زرین چی میشه
در ضمن اسلیترین چی جوری 5 امتیاز میگیره مگه نصف گل زدن
همچنین این سوال هم پیش می یاد که چو مگه تو تیم کوئیدیچ راونکلاو نیست تو گریفندور چی کار میکنه ؟
چو: خوب...خوب..... من دیرم شده باید برم
چو به سرعت از استدیو میره بیرون
کریچری: اِ چی شد
کات
___________________________________________
بینندگان عزیز از این که تا این وقت شب بیدار موندید از شما متشکریم
تا برنامه ای دیگر خدا حافظ
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[single]] هالیویزارد
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

تریپ سینما یکی
سلام بینندگان عزیز ما امروز یک فیلم خیلی توپ براتون در نظر گرفتیم از ویکتتورین کرامتینو
اگه وقت نکردین فیلم رو ببینین حتما نقدش رو ببینین
مهمانان این هفته پروفسور استاد کریچری بلک پور
ویکتورین کرامتینو( بر وزن quentin tarantino)
---------
کرام عليه بيگانه
بر گرفته از فيلم غارتگر عليه بيگانه
با شرکت:
کرام
بيگانه
ابرفورث
کالين
مازامولا
هري پاتر
و حاجي دارک لرد
آهنگساز:ابرفورث و جان ويليامز
تهيه کننده :شيرعلي قصاب
کارگردان: ویکتور کرام
------------
کرام:من ديگه تحمل اين بيگانه رو ندارم بايد سر به نيستش کنيم!!
ابرفورث:منم موافقم!!اينو اگه زودتر نکشيم مياد سراغ تک تکمون!!
کرام:خوب بچه ها گوش کنيد.....اين کارارو مو به مو انجام بديد
---
بيگانه: چرا اينجا هيچکي نيستش؟؟حتما ميخوان منو سوپرايز کنن چون امروز روز تولدمه!!
کرام تا اين حرف بيگانه رو شنيد اشک از چشاش در اومد:من چه قدر نامردم .ميخوام تو روز تولدش اونو بکشم اين فکر ميکنه که من براش تولد گرفتم
کرام علامت ميده که عمليات متوقف بشه و دستور ميده بساط سور و ساتو راه بندازن و براي بيگانه تولد بگيرند
---
بعد از تولد!!
کرام:ديگه تحملشو ندارم کاشکي همون موقع از دستش راحت شده بوديم
ابرفورث:تقصير خودت بود که احساساتي شدي.راستي چي شد اين بلا سرت اومد؟
کرام:من گفتم بره دوتا شمع بخره براي کيک.رفت وبرگشت گفت يکيشو امتحان کن ببين کار ميکنه تا روشن کردم منفجر شد!!!اونا ديناميت بودند!!!!
ابرفورث:خوب پس عملياتو فردا انجام ميديم
---
فرداي اون روز
بيگانه مياد تو پذيرايي ميبينه يک درمرغوب فلزي از طلسم ضد دزد اون وسط گذاشتن
کرام:کالين هر وقت گفتم طنابو بکش!!
بيگانه ميره طرف در و به در ميزنه ببينه اصله يا نه!!!
کرام فرياد زد: حالا
کالين طنابو ميکشه
کرام سرشو ميبره پايين تا ببينه بيگانه تو تله افتاده يانه....ميبينه بيگانه دره رو گاز زده و بنابراين تو تله نيفتاده بوده!!!
کرام:اي خدا!!
بيگانه:درش اصله اصله ميبرمش خونم!!
---
کرام:ابرفورث هدف از دستمون پريد نوبت توئه!!
ابرفورث:من ميدونم چيکار کنم از پشت ميزنم تو سرش هم بيهوش ميشه و هم يادش نمياد چه اتفاقي افتاده براش(تکيه کلام بيگانه)!!!
بيگانه وسط اتاق داره اطرافشو نگاه ميکنه...ابرفورث (مثل بازي من هانت) آروم آروم نزديک بيگانه ميشه..چوبدستيشو ميبره بالا
محکم اريب مياره پايين که بيگانه خم ميشه که يه چيزو برداره!!!
ابرفورث 4 دور،دور خودش ميچرخه!!
بيگانه: چاقو اينجا چيکار ميکنه!!!
چاقو رو پرتش ميکنه به سمت پشت سرش و چا قو يک راست ميره طرف ابرفورث و ميخوره تو شکمش
ابرفورث با آخرين جوني که در بدنش بود:کرام..آخرسر اين بيگانه منو کشت!!!
کرام اشک در چشاش حلقه ميزنه:نه!!
---
کرام:هري ،مازامولا ،نوبت شماست اين بيگانه خطرناک شده ابرفورثو کشت انتقامشو بگيريد
هري:ابرفورثو کشت!!!...نه امکان نداره!!چه روزايي که با سيم سرور جون هم ميفتاديم...چه روزايي که با اين تم هايي که ميساختيم حال اعضارو ميگرفتيم و خودمون ميخنديديم...مملي انتقامتو ميگيرم
مازامولا:استاد شما سالميد؟
کالين:اره فقط يادت باشه فرصتو غنيمت بشماري و حدود 30 40 تا عکس از هري بگير!!
مازامولا:باشه
هري پشت کامپيوتر نشسته و داره دنبال شناسه بيگانه ميگرده:الان از صحنه سايت حذفت ميکنم!!اها پيدات کردم...ا.ا.ا چرا سايت پريد؟
هري اطرافشو نگاه ميکنه ميبينه بيگانه سيم سرورو گاز زده:
هري:چي نه...ديگه پول خريد سيم سرور ندارم..نامرد..ميکشمت!!
و به سمت بيگانه حمله ور ميشه که ناگهان بيگانه يه در ميبينه و سريع به سمت دره ميدوه!!
هري نميتونه خودشو کنترل کنه و از پنجره ميفته پايين
مازامولا (همينطور که هري داشته از ساختمان ميفتاده تا خورده کف اسفالت) ازش 20 تا عکس ميگيره!!!!!!
مازامولا:استاد آخرين عکساي هري رو که در آخرين لحظات عمرش بودو گرفتم!!!
کالين:کارت عالي بود!!!
---
کرام:بايد دوباره خودم دست بکار بشم!!
بيگانه:
کرام:الکي اين قيافه رو بخودت نگير تو تا الان 2 نفر کشتي!!
کالين:اخر سر هم خودتو به کشتن ميدي کرام!!
کرام:اين اخر سر منو ميکشه پس بهتر سعي خودمو بکنم!!آودا کاداورا
(سرعت:اسلوموشن......طلسم به سمت بيگانه در حرکت است.........بيگانه همچنان لبخند ميزند)
طلسم به نزديکي بيگانه ميرسد که ناگهان.....بيگانه يه آينه دو طرفه در مياره که موهاشو شونه کنه!!!
طلسم به سمت کرام بر ميگرده
صحنه تاريک ميشه!!!
---
حاجي:ويکتور چه غريبانه،رفتش از اين خانه،هم مونده شمع تو،هم مونده بيگانه!!(کويتي پور)
کالين:عجب رسميه،رسم زمانه،قصه ويکتور واون بيگانه
ميرن ويزاردا،از اونا فقط ،يه هالي ويزارد ،به جا ميمانه(رسول نجفيان)
پايان!!
----
تيتراژ:
به علت فوت جانگداز ويکتور کرام در اين فيلم نداريم!!!!!
با تشکر از:
سيم سرورهاي هري پاتر
نميد که اجازه دادن هري در اين فيلم بازي کند
حوزه علميه قزوين
گراپي
____________________________________________________
نقد فیلم
کریچری بلک پور: این فیلم یک شاهکار هنری که بر گرفته از نسخه ی قدیمی سینمای جهان و این یک باز سازی موفقه
ویکتورین: خیلی ممنون میدونستم
کریچری: خوب اینجا چند نکته موجوده که به اونا میپردازیم اجازه هست استاد؟
ویکتورین: بله بفرمایید شما سرور ما هستید
کریچری:اول از همه به نقش پر انفعال حاجی می پردازیم این حاجی یک جا فقط صداش می یاد بهتر نبود اون رو به عنوان خواننده تو لیستتون میگذاشتین نه بازیگر
ویکتورین: خوب ببین به قول معروف این کارگردانه که مهره ها رو میچینه شما اگه وقتی که حاجی داره میخونه توجه کرده باشین میبینین که در پس زمینه
همه تحت تاثیر اون دارن گریه میکنن و این گریه نفوذ صدای حاجی رو نشون میده
کریچری: خوب این چه ربطی داشت میگم چرا اسم اون جز بازیگراست
ویکتورین: گیر نده دوست داشتم اسمش اونجا باشه
کریچری:یک جای فیلم کالین میگه مازمول دلم میخواد 30 40 تا عکس از هری بگیری ولی مازمول 20 تا میگیره و کالین با این حال میگه
کارت عالی بود. چرا؟
ویکتورین: خوب ... خوب... اون زیاد گفته بود که اگه مازمول چونه زد ضرر نکنه وگر نه 5 تا هم کفایت میکرد
کریچری: تریپ مغازه دارا که یک جنس رو 3 برابر قیمت میگن تا اگه
مشتری تخفیف گرفت ضرر نکنن؟
ویکتورین: دقیقا
کریچری: بگذارید از صحنه ی های خوب فیلم بگیم اونجا که بیگانه دینامیت رو به جای شمع به کرام داده بود آدم یاد کایوت و رود رانر
می افته
کریچری: یک جای دیگه صحنه ی مرگ هریه خیلی خوب در اومده این حس در آدم ایجاد میشه که ساختمون نشان دهنده ی سایته و هری از اوج به زیر می یاد
کریچری: یک موضوع دیگه اون جای فیلم بود که از یک تله برای سر به نیست کردن بیگانه استفاده میشه
من فکر کنم هیچ کس نفهمید طرز کار اون تله چی جوری بود
ویکتورین: خوب اون یک تله ی پیشرفته بود فکر شما به طرز کارش قد نمی ده
کریچری: خوب من برداشت خودم این بود که زیر در یک چاله بوده درسته؟
ویکتورین: دقیقا
کریچری: خوب حالا چی جوری بیگانه در رو گاز زده وقتی در رو زمین بوده؟
ویکتورین: آقا شما مگه فیلم رو ندیدین گاز زده دیگه
کیچری: اونجای فیلم دوربین کرام رو نشون میده نه بیگانه رو
ویکتورین: بهتره در مورد یک موضوع دیگه صحبت کنیم
کریچری: خوب موضوع اخر اینه که گرامپی این وسط چی کاره بود
ویکتورین: اون طنز ماجرا بود
کریچری: و خیلی خوب از کار در اومده بود
کریچری: یک چیزی برای خود من پیش اومده تهیه کننده جوانمرد قصاب نیست احتمالا؟
ویکتورین: من هم حالا یک سوال دارم این چه اسمیه پایین تصویرم زیر نویس میکنین "ویکتورین" ؟
طرف فکر میکنه من زنم
کریچری: خوب این به من ربطی نداره با پشت صحنه صحبت کن
از این که دعوت ما رو قبول کردید متشکرم
ویکتورین: از این که دعوتم کردید ممنونم
________________________________________
سلام بینندگان عزیز ما امروز یک فیلم خیلی توپ براتون در نظر گرفتیم از ویکتتورین کرامتینو
اگه وقت نکردین فیلم رو ببینین حتما نقدش رو ببینین
مهمانان این هفته پروفسور استاد کریچری بلک پور
ویکتورین کرامتینو( بر وزن quentin tarantino)
---------
کرام عليه بيگانه
بر گرفته از فيلم غارتگر عليه بيگانه
با شرکت:
کرام
بيگانه
ابرفورث
کالين
مازامولا
هري پاتر
و حاجي دارک لرد
آهنگساز:ابرفورث و جان ويليامز
تهيه کننده :شيرعلي قصاب
کارگردان: ویکتور کرام
------------
کرام:من ديگه تحمل اين بيگانه رو ندارم بايد سر به نيستش کنيم!!
ابرفورث:منم موافقم!!اينو اگه زودتر نکشيم مياد سراغ تک تکمون!!
کرام:خوب بچه ها گوش کنيد.....اين کارارو مو به مو انجام بديد
---
بيگانه: چرا اينجا هيچکي نيستش؟؟حتما ميخوان منو سوپرايز کنن چون امروز روز تولدمه!!
کرام تا اين حرف بيگانه رو شنيد اشک از چشاش در اومد:من چه قدر نامردم .ميخوام تو روز تولدش اونو بکشم اين فکر ميکنه که من براش تولد گرفتم
کرام علامت ميده که عمليات متوقف بشه و دستور ميده بساط سور و ساتو راه بندازن و براي بيگانه تولد بگيرند
---
بعد از تولد!!
کرام:ديگه تحملشو ندارم کاشکي همون موقع از دستش راحت شده بوديم
ابرفورث:تقصير خودت بود که احساساتي شدي.راستي چي شد اين بلا سرت اومد؟
کرام:من گفتم بره دوتا شمع بخره براي کيک.رفت وبرگشت گفت يکيشو امتحان کن ببين کار ميکنه تا روشن کردم منفجر شد!!!اونا ديناميت بودند!!!!
ابرفورث:خوب پس عملياتو فردا انجام ميديم
---
فرداي اون روز
بيگانه مياد تو پذيرايي ميبينه يک درمرغوب فلزي از طلسم ضد دزد اون وسط گذاشتن
کرام:کالين هر وقت گفتم طنابو بکش!!
بيگانه ميره طرف در و به در ميزنه ببينه اصله يا نه!!!
کرام فرياد زد: حالا
کالين طنابو ميکشه
کرام سرشو ميبره پايين تا ببينه بيگانه تو تله افتاده يانه....ميبينه بيگانه دره رو گاز زده و بنابراين تو تله نيفتاده بوده!!!
کرام:اي خدا!!
بيگانه:درش اصله اصله ميبرمش خونم!!
---
کرام:ابرفورث هدف از دستمون پريد نوبت توئه!!
ابرفورث:من ميدونم چيکار کنم از پشت ميزنم تو سرش هم بيهوش ميشه و هم يادش نمياد چه اتفاقي افتاده براش(تکيه کلام بيگانه)!!!
بيگانه وسط اتاق داره اطرافشو نگاه ميکنه...ابرفورث (مثل بازي من هانت) آروم آروم نزديک بيگانه ميشه..چوبدستيشو ميبره بالا
محکم اريب مياره پايين که بيگانه خم ميشه که يه چيزو برداره!!!
ابرفورث 4 دور،دور خودش ميچرخه!!
بيگانه: چاقو اينجا چيکار ميکنه!!!
چاقو رو پرتش ميکنه به سمت پشت سرش و چا قو يک راست ميره طرف ابرفورث و ميخوره تو شکمش
ابرفورث با آخرين جوني که در بدنش بود:کرام..آخرسر اين بيگانه منو کشت!!!
کرام اشک در چشاش حلقه ميزنه:نه!!
---
کرام:هري ،مازامولا ،نوبت شماست اين بيگانه خطرناک شده ابرفورثو کشت انتقامشو بگيريد
هري:ابرفورثو کشت!!!...نه امکان نداره!!چه روزايي که با سيم سرور جون هم ميفتاديم...چه روزايي که با اين تم هايي که ميساختيم حال اعضارو ميگرفتيم و خودمون ميخنديديم...مملي انتقامتو ميگيرم
مازامولا:استاد شما سالميد؟
کالين:اره فقط يادت باشه فرصتو غنيمت بشماري و حدود 30 40 تا عکس از هري بگير!!
مازامولا:باشه
هري پشت کامپيوتر نشسته و داره دنبال شناسه بيگانه ميگرده:الان از صحنه سايت حذفت ميکنم!!اها پيدات کردم...ا.ا.ا چرا سايت پريد؟
هري اطرافشو نگاه ميکنه ميبينه بيگانه سيم سرورو گاز زده:
هري:چي نه...ديگه پول خريد سيم سرور ندارم..نامرد..ميکشمت!!
و به سمت بيگانه حمله ور ميشه که ناگهان بيگانه يه در ميبينه و سريع به سمت دره ميدوه!!
هري نميتونه خودشو کنترل کنه و از پنجره ميفته پايين
مازامولا (همينطور که هري داشته از ساختمان ميفتاده تا خورده کف اسفالت) ازش 20 تا عکس ميگيره!!!!!!
مازامولا:استاد آخرين عکساي هري رو که در آخرين لحظات عمرش بودو گرفتم!!!
کالين:کارت عالي بود!!!
---
کرام:بايد دوباره خودم دست بکار بشم!!
بيگانه:
کرام:الکي اين قيافه رو بخودت نگير تو تا الان 2 نفر کشتي!!
کالين:اخر سر هم خودتو به کشتن ميدي کرام!!
کرام:اين اخر سر منو ميکشه پس بهتر سعي خودمو بکنم!!آودا کاداورا
(سرعت:اسلوموشن......طلسم به سمت بيگانه در حرکت است.........بيگانه همچنان لبخند ميزند)
طلسم به نزديکي بيگانه ميرسد که ناگهان.....بيگانه يه آينه دو طرفه در مياره که موهاشو شونه کنه!!!
طلسم به سمت کرام بر ميگرده
صحنه تاريک ميشه!!!
---
حاجي:ويکتور چه غريبانه،رفتش از اين خانه،هم مونده شمع تو،هم مونده بيگانه!!(کويتي پور)
کالين:عجب رسميه،رسم زمانه،قصه ويکتور واون بيگانه
ميرن ويزاردا،از اونا فقط ،يه هالي ويزارد ،به جا ميمانه(رسول نجفيان)
پايان!!
----
تيتراژ:
به علت فوت جانگداز ويکتور کرام در اين فيلم نداريم!!!!!
با تشکر از:
سيم سرورهاي هري پاتر
نميد که اجازه دادن هري در اين فيلم بازي کند
حوزه علميه قزوين
گراپي
____________________________________________________
نقد فیلم
کریچری بلک پور: این فیلم یک شاهکار هنری که بر گرفته از نسخه ی قدیمی سینمای جهان و این یک باز سازی موفقه
ویکتورین: خیلی ممنون میدونستم
کریچری: خوب اینجا چند نکته موجوده که به اونا میپردازیم اجازه هست استاد؟
ویکتورین: بله بفرمایید شما سرور ما هستید
کریچری:اول از همه به نقش پر انفعال حاجی می پردازیم این حاجی یک جا فقط صداش می یاد بهتر نبود اون رو به عنوان خواننده تو لیستتون میگذاشتین نه بازیگر
ویکتورین: خوب ببین به قول معروف این کارگردانه که مهره ها رو میچینه شما اگه وقتی که حاجی داره میخونه توجه کرده باشین میبینین که در پس زمینه
همه تحت تاثیر اون دارن گریه میکنن و این گریه نفوذ صدای حاجی رو نشون میده
کریچری: خوب این چه ربطی داشت میگم چرا اسم اون جز بازیگراست
ویکتورین: گیر نده دوست داشتم اسمش اونجا باشه
کریچری:یک جای فیلم کالین میگه مازمول دلم میخواد 30 40 تا عکس از هری بگیری ولی مازمول 20 تا میگیره و کالین با این حال میگه
کارت عالی بود. چرا؟
ویکتورین: خوب ... خوب... اون زیاد گفته بود که اگه مازمول چونه زد ضرر نکنه وگر نه 5 تا هم کفایت میکرد
کریچری: تریپ مغازه دارا که یک جنس رو 3 برابر قیمت میگن تا اگه
مشتری تخفیف گرفت ضرر نکنن؟
ویکتورین: دقیقا
کریچری: بگذارید از صحنه ی های خوب فیلم بگیم اونجا که بیگانه دینامیت رو به جای شمع به کرام داده بود آدم یاد کایوت و رود رانر
می افته
کریچری: یک جای دیگه صحنه ی مرگ هریه خیلی خوب در اومده این حس در آدم ایجاد میشه که ساختمون نشان دهنده ی سایته و هری از اوج به زیر می یاد
کریچری: یک موضوع دیگه اون جای فیلم بود که از یک تله برای سر به نیست کردن بیگانه استفاده میشه
من فکر کنم هیچ کس نفهمید طرز کار اون تله چی جوری بود
ویکتورین: خوب اون یک تله ی پیشرفته بود فکر شما به طرز کارش قد نمی ده
کریچری: خوب من برداشت خودم این بود که زیر در یک چاله بوده درسته؟
ویکتورین: دقیقا
کریچری: خوب حالا چی جوری بیگانه در رو گاز زده وقتی در رو زمین بوده؟
ویکتورین: آقا شما مگه فیلم رو ندیدین گاز زده دیگه
کیچری: اونجای فیلم دوربین کرام رو نشون میده نه بیگانه رو
ویکتورین: بهتره در مورد یک موضوع دیگه صحبت کنیم
کریچری: خوب موضوع اخر اینه که گرامپی این وسط چی کاره بود
ویکتورین: اون طنز ماجرا بود
کریچری: و خیلی خوب از کار در اومده بود
کریچری: یک چیزی برای خود من پیش اومده تهیه کننده جوانمرد قصاب نیست احتمالا؟
ویکتورین: من هم حالا یک سوال دارم این چه اسمیه پایین تصویرم زیر نویس میکنین "ویکتورین" ؟
طرف فکر میکنه من زنم
کریچری: خوب این به من ربطی نداره با پشت صحنه صحبت کن
از این که دعوت ما رو قبول کردید متشکرم
ویکتورین: از این که دعوتم کردید ممنونم
________________________________________
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/03/11
آخرین ورود: شنبه 19 بهمن 1392 11:50
از: هاگوارتز..تالار اسلیترین
پستها:
901

من با نقد فیلم کاملا موافقم
--------------------------------------
ولی توجه داشته باشید فیلمی که نقد میکنید:
1-به صورت طنز باشه
2-به نویسنده اون بی احترامی نشه
3-سعی کنید....حداقل صحنه ای باشه که کارگردان(نویسنده فیلم)اونجا باشه
------------------
تو این چند روزه نتونستم بیام اینجا......چون مشکل داشتم
--------------------------------------
ولی توجه داشته باشید فیلمی که نقد میکنید:
1-به صورت طنز باشه
2-به نویسنده اون بی احترامی نشه
3-سعی کنید....حداقل صحنه ای باشه که کارگردان(نویسنده فیلم)اونجا باشه
------------------
تو این چند روزه نتونستم بیام اینجا......چون مشکل داشتم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!
قدرت منتقل شد!
قدرت منتقل شد!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/10
آخرین ورود: سهشنبه 19 آبان 1388 17:55
از: بعد از پل, دست راست دومين كوچه
پستها:
182

نه من که تنها (به قول تو) کارگردان که نیستم ولی اگر نقد در کنار خود کار گردان باشه قبوله من با تمام اون اختیاراتی که ندارم شما رو یعنی "کریچر" رو مسئول می دونم و از امروز فیلم ها رو بگرد پیدا کن که نقد بشن از اسکاری ها شروع کنی بهتره! البته خودت بهتر می دونی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

کریچر: خوب من موافقم که فیلم ها رو نقد کنید
کرام:
کریچر: چیه؟ خوبه دیگه از یک نواختی در می یاد
کرام:
بیگانه: خوب حالا تو چی میگی این وسط
کریچر : از اون جایی که کارگردان نصف فیلم ها شمایید و یک کارگردان فیلم های خودش رو نقد نمی کنه پیشنهاد میدم یک نقاد(بسیار نقد کننده) گیر بیارین تافیلمها رو نقد کنه
من یک خوبش رو سراغ دارم
کرام: کیه؟
کریچر:خودم
کرام و بیگانه:
کرام:
کریچر: چیه؟ خوبه دیگه از یک نواختی در می یاد
کرام:
بیگانه: خوب حالا تو چی میگی این وسط
کریچر : از اون جایی که کارگردان نصف فیلم ها شمایید و یک کارگردان فیلم های خودش رو نقد نمی کنه پیشنهاد میدم یک نقاد(بسیار نقد کننده) گیر بیارین تافیلمها رو نقد کنه
من یک خوبش رو سراغ دارم
کرام: کیه؟
کریچر:خودم

کرام و بیگانه:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/10
آخرین ورود: سهشنبه 19 آبان 1388 17:55
از: بعد از پل, دست راست دومين كوچه
پستها:
182

موضوع: بیگانه
کرام: این بیگانه بدجوری منو عصبی می کنه ! وقتی نیست مدام حس می کنم الان از پشت سرم می پره روم و ....
حاجی: من گفتم این ازدواج نامیمون آخر کار دستش میده!
تق تق تق!
کرام: کیه؟
تق تق تق تق تق تق تق تقتق تقتق تق تق
کرام: چیه بابا اومدم!
بیگانه: سلام! من اومدم!
کرام: وای حاجی اومد! چی کار کنیم؟
حاجی: درو باز نکن من از سقف در برم!
کرام: من چی؟
حاجی: ببین من رو قاطی این ماجرا ها نکن!
بیگانه: باز کن! منم! تق تقت تق تقت تق
کرام: چی کار داری از پشت در بگو!
بیگانه: نمی شه! باز کن!
کرام: خیلی خوب دستاتو بذار روی سرت و عقب بایست!
بیگانه: بجنب!
کرام: خوب بیا تو!
بیگانه: سلام! خوبی ؟ چه خبر؟ من دیگه باید برم!
کرام: وایستا ببینم! کجا!
بیگانه: باید برم خونه! ان دختره اسمش چی بود؟
کرام: غریبه؟
بیگانه: آره منتظرمه! خونمون کجا بود؟
کرام: بیا بشین ببینم چرا نمی آی دیگه؟
بیگانه: غریبه! هرچی که آخرش نت داره رو ممنوع کرده! اعم از گیم نت کافی نت! و ...
کرام: چرا؟
بیگانه: چون می گه : در راستای یک زندگی درست و اینکه هر دو زوج به مدینه ی فاضله ی خودشون برسن باید یک سری از ...
کرام: باشه! فهمیدم! ولی من دست تهنا(تنها) چی کار کنم( بغض)
بیگانه: هان؟
کرام: برو ! برو به زندگی ات برس!
بیگانه: آخه! باشه! از سفر اومدم یه فیلم هندی می زنم! خوبه؟
کرام: مثل همه ی قول هایی که دادی؟
بیگانه: نه! جدا! هستی ی حرکت انقلابی کنیم؟
کرام: یعنی چی؟
بیگانه: مثلا دوباره اسکار راه بندازیم؟
کرام: خل شدی؟
بیگانه: نه یه کار خوب! که به شور و شوق در بیاره!
کرام: مثلا؟
بیگانه: نقد فیلم های ساخته شده تا حالا! اول از اسکار گرفته ها شروع کنیم؟
کرام: نمی دونم باید فکر کنم!
بیگانه: چون من راستش فیلم دیگه به مغزم نمی اد!
کرام: باشه من فکر می کنم! نری باز گم و گور شی ها!
بیگانه: باشه! اوم اوه!
کرام: اه! یه بار دیگه منو بوس کنی! به غریبه می گم ها!
بیگانه: غریبه کیه؟
کرام: هی چی بابا! برو!
کرام: این بیگانه بدجوری منو عصبی می کنه ! وقتی نیست مدام حس می کنم الان از پشت سرم می پره روم و ....
حاجی: من گفتم این ازدواج نامیمون آخر کار دستش میده!
تق تق تق!
کرام: کیه؟
تق تق تق تق تق تق تق تقتق تقتق تق تق
کرام: چیه بابا اومدم!
بیگانه: سلام! من اومدم!
کرام: وای حاجی اومد! چی کار کنیم؟
حاجی: درو باز نکن من از سقف در برم!
کرام: من چی؟
حاجی: ببین من رو قاطی این ماجرا ها نکن!
بیگانه: باز کن! منم! تق تقت تق تقت تق
کرام: چی کار داری از پشت در بگو!
بیگانه: نمی شه! باز کن!
کرام: خیلی خوب دستاتو بذار روی سرت و عقب بایست!
بیگانه: بجنب!
کرام: خوب بیا تو!
بیگانه: سلام! خوبی ؟ چه خبر؟ من دیگه باید برم!
کرام: وایستا ببینم! کجا!
بیگانه: باید برم خونه! ان دختره اسمش چی بود؟
کرام: غریبه؟
بیگانه: آره منتظرمه! خونمون کجا بود؟
کرام: بیا بشین ببینم چرا نمی آی دیگه؟
بیگانه: غریبه! هرچی که آخرش نت داره رو ممنوع کرده! اعم از گیم نت کافی نت! و ...
کرام: چرا؟
بیگانه: چون می گه : در راستای یک زندگی درست و اینکه هر دو زوج به مدینه ی فاضله ی خودشون برسن باید یک سری از ...
کرام: باشه! فهمیدم! ولی من دست تهنا(تنها) چی کار کنم( بغض)
بیگانه: هان؟
کرام: برو ! برو به زندگی ات برس!
بیگانه: آخه! باشه! از سفر اومدم یه فیلم هندی می زنم! خوبه؟
کرام: مثل همه ی قول هایی که دادی؟
بیگانه: نه! جدا! هستی ی حرکت انقلابی کنیم؟
کرام: یعنی چی؟
بیگانه: مثلا دوباره اسکار راه بندازیم؟
کرام: خل شدی؟
بیگانه: نه یه کار خوب! که به شور و شوق در بیاره!
کرام: مثلا؟
بیگانه: نقد فیلم های ساخته شده تا حالا! اول از اسکار گرفته ها شروع کنیم؟
کرام: نمی دونم باید فکر کنم!
بیگانه: چون من راستش فیلم دیگه به مغزم نمی اد!
کرام: باشه من فکر می کنم! نری باز گم و گور شی ها!
بیگانه: باشه! اوم اوه!
کرام: اه! یه بار دیگه منو بوس کنی! به غریبه می گم ها!
بیگانه: غریبه کیه؟
کرام: هی چی بابا! برو!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/03/11
آخرین ورود: شنبه 19 بهمن 1392 11:50
از: هاگوارتز..تالار اسلیترین
پستها:
901

مکان:ساختمان اصلی هالی ویزارد
زمان:10 صبح
موضوع:بیگانه نمیاد؟
---------------------------
حاجی:ویکتور...از بیگانه خبری داری؟
کرام:نه حاجی...اصلا معلوم نیست کجاست...یه پیام کوچیک میزنه و دیگه خبری ازش نیست
حاجی:از وقتی متاهل شده اصلا نمیاد!!!!
کرام:حتما کار این غریبست!!!!....بهش اجازه نمیده بیاد!!!
حاجی:شاید...ولی شایدم کار داشته نتونسته بیاد
-------
در باز میشه و بیگانه میاد تو
کرام از خوشجالی سریع میپره بغلش و میگه بیگی کجایی؟
بیگانه:شما رو میشناسم؟
....از وقتی اون نامرد زد تو سرم همه چیز یادم رفته!!!
حاجی:وای باز شروع شد!!
کرام:غریبه کوشش؟
بیگانه:غریبه؟
...مردک مگه خودت ناموس نداری؟...به اون مرحوم چیکار داری؟
کرام:نخیر!!!...پاک زده به خاکی!!!
زمان:10 صبح
موضوع:بیگانه نمیاد؟
---------------------------
حاجی:ویکتور...از بیگانه خبری داری؟
کرام:نه حاجی...اصلا معلوم نیست کجاست...یه پیام کوچیک میزنه و دیگه خبری ازش نیست
حاجی:از وقتی متاهل شده اصلا نمیاد!!!!
کرام:حتما کار این غریبست!!!!....بهش اجازه نمیده بیاد!!!
حاجی:شاید...ولی شایدم کار داشته نتونسته بیاد
-------
در باز میشه و بیگانه میاد تو
کرام از خوشجالی سریع میپره بغلش و میگه بیگی کجایی؟
بیگانه:شما رو میشناسم؟
....از وقتی اون نامرد زد تو سرم همه چیز یادم رفته!!!حاجی:وای باز شروع شد!!
کرام:غریبه کوشش؟
بیگانه:غریبه؟
...مردک مگه خودت ناموس نداری؟...به اون مرحوم چیکار داری؟کرام:نخیر!!!...پاک زده به خاکی!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!
قدرت منتقل شد!
قدرت منتقل شد!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/03/11
آخرین ورود: شنبه 19 بهمن 1392 11:50
از: هاگوارتز..تالار اسلیترین
پستها:
901

نقل قول:
این حرف تصدیق میشه....به به عنوان مدیر هالی ویزارد و هم به عنوان ناظر این بخش ...از دوستان در خواست میکنم...دیگر پیام تبلیغاتی اینجا نزنند.....و فقط فیلمهای خودشان را اکران کنند
چنانچه دیگر فیلم تبلیغاتی مشاهده شود...پاک خواهد شد
با تشکر ویکتور کرام
ارباب ذهن ها نوشته:
حالا ما یک پیام بازرگانی زدیم ....همه تقلب کردن زدن.......بابا بی خیال شید...اینجا هالی ویزارده
این حرف تصدیق میشه....به به عنوان مدیر هالی ویزارد و هم به عنوان ناظر این بخش ...از دوستان در خواست میکنم...دیگر پیام تبلیغاتی اینجا نزنند.....و فقط فیلمهای خودشان را اکران کنند
چنانچه دیگر فیلم تبلیغاتی مشاهده شود...پاک خواهد شد
با تشکر ویکتور کرام
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!
قدرت منتقل شد!
قدرت منتقل شد!
جزئیات کاربر

فیلم کوتاه(نوعی تبلیغ)
و اینک کمپانی:lord minds records تقدیم میکند.
نام فیلم:ریشی در باد_بر گرفته از شمعی در باد
بازیگران:
مرلین
دارکی
آبرفورث
دالاهوف
جاسم سه کله
مرلین:شما به من آزادی نمیدید!!
جاسم:
مرلین:شماها همان افرادی هستید که دم از دموکراسی میزنید
جاسم:
بیخیال شو مرلین!
مرلین:بذار بگم........
آبرفورث:چی کار نکردیم که باید میکردیم!!؟؟!!
مرلین:شما برای من ریش تراش نمیخرید!
جاسم:
دالاهوف:شما میتونید از ریش تراش آکتیوکتور براون استفاده کنید
جاسم:
دالاهوف:دارکی از این ریش تراش استفاده کرد و ریشاش سه سوت رفت.......
مرلین:خوبه........
پس از یک سال.....
مرلین:من از این ریش تراش استفاده کردم و خیلی راضی بودم شما هم میتونید از این ریش تراش استفاده کنید!
و اینک کمپانی:lord minds records تقدیم میکند.
نام فیلم:ریشی در باد_بر گرفته از شمعی در باد
بازیگران:
مرلین
دارکی
آبرفورث
دالاهوف
جاسم سه کله
مرلین:شما به من آزادی نمیدید!!
جاسم:
مرلین:شماها همان افرادی هستید که دم از دموکراسی میزنید
جاسم:
بیخیال شو مرلین!مرلین:بذار بگم........
آبرفورث:چی کار نکردیم که باید میکردیم!!؟؟!!
مرلین:شما برای من ریش تراش نمیخرید!
جاسم:
دالاهوف:شما میتونید از ریش تراش آکتیوکتور براون استفاده کنید
جاسم:
دالاهوف:دارکی از این ریش تراش استفاده کرد و ریشاش سه سوت رفت.......
مرلین:خوبه........
پس از یک سال.....
مرلین:من از این ریش تراش استفاده کردم و خیلی راضی بودم شما هم میتونید از این ریش تراش استفاده کنید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج