جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 4 بهمن 1383 19:10
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

مرلين كبير نوشته:
آفرين دنيس خيلي خوب بود.

60 ثانيه
خب با يك شصت ثانيه ديگر در خدمت شما هستيم!
تيم كوييديچ خفاش بلي كسل پس از چندين زد و خورد اولين بازيكن خود را كه ژاپني بود به اسم ايشي ناكاهوزا رو به خدمت گرفت.
پس چندي مشاورت بين وزير و معاونان جادوگري امروز تصميمي مبني بر ارائه بيمه خدمات درماني به سنت مانگو به مجلس برده شد!
زلزله اي دلخراش امروز سه طرف كشور چين را لرزاند.. بر طبق اخبار رسيده از وزارت اين حادثه باعث شكسته شدن 23000 چيني شد!
ديشب درگيري شديدي بين ماموران نوشابه اي و قبيله سابق فاج در فلوجه پيش آمد كه كشته اي نداشت.
و آخرين خبر اين كه يك بزغاله پس از سه سال هنوز به سن ازدواج نرسيده!
تا 60 ثانيه ديگر همگي باي!


حالا ما یک پیام بازرگانی زدیم ....همه تقلب کردن زدن.......بابا بی خیال شید...اینجا هالی ویزارده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 4 بهمن 1383 16:56
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس با کریچر و جمیز هگرید میان سینما
سیریوس:ای داد بیداد اینجا هم در شصت ثانیه ولمون نمیکنه وسط سریال وسط ملکی همه جا میپره
کریچر :ولش کن بزن اون کانال
همه:مع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کریچر: :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 4 بهمن 1383 15:37
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
آفرين دنيس خيلي خوب بود.

60 ثانيه
خب با يك شصت ثانيه ديگر در خدمت شما هستيم!
تيم كوييديچ خفاش بلي كسل پس از چندين زد و خورد اولين بازيكن خود را كه ژاپني بود به اسم ايشي ناكاهوزا رو به خدمت گرفت.
پس چندي مشاورت بين وزير و معاونان جادوگري امروز تصميمي مبني بر ارائه بيمه خدمات درماني به سنت مانگو به مجلس برده شد!
زلزله اي دلخراش امروز سه طرف كشور چين را لرزاند.. بر طبق اخبار رسيده از وزارت اين حادثه باعث شكسته شدن 23000 چيني شد!
ديشب درگيري شديدي بين ماموران نوشابه اي و قبيله سابق فاج در فلوجه پيش آمد كه كشته اي نداشت.
و آخرين خبر اين كه يك بزغاله پس از سه سال هنوز به سن ازدواج نرسيده!
تا 60 ثانيه ديگر همگي باي!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ديم ديم ديريم ديم ديم... ديم ديريديم !

پيام بازرگاني !

- بورچ اومده تو خونه تا گيلدي جون بتونه .... پاتيلها رو بشوره ...... آب گرم جوره جوره !!!!

- ( صداي تلفن ) ديريديريديريديم ! ديريديريديريديم ! سلام ...... سلام ...جارو واسه جهيزيه چي خريدي !؟ من برا دخترم نيمبوس 2005 خريدم ! هم خوشگله هم سرعتش بالاس ..... هرروز به تعداد كساني كه جاروهاي نيمبوس 2005 رو به ديگران توصيه ميكنند افزوده ميشود !

- سالاد سالاد كي سالاد ميخواد !!! سالادي كه بي نظيره توش يه جورابه تميزه !!!!! ( جوراب متعلق به گيلديس و بس ! )

- سفيد پوشان محبوب جامعه ...... تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده ( تمامي اشخاص ذكر شده از سفيدان سايت هسنتد ! )
و سفيد پوشاني ديگر ...... حافض كيفيت بالاي پاتيلها ! تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده

- تميز ترين محصولات در كارخانه نوشابه كره اي هاگزبيد ! خيلي تميزهه بياين تميزه بخيرين !!!! تميز ترين سرويسها در اينجا يعني كارخانه نوشابه كره اي ... بله پر كردن نوشابه ها كگه بسيار بهداشتيه : تصویر تغییر اندازه داده شده بله و در اينجا شيشه ها به روش تمام اوتومات شسته ميشن ! : تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 3 بهمن 1383 19:34
نمایش جزئیات
آفلاین
پیامهای بازرگانی
(نوعی فیلم کوتاه)

نام فیلم:سبقت ممنوع!
بازیگران:
سیا ساکتی
هوتن(هوتی جون) >>>>بچه مثبت
داوود(داوود خطر)
داداش سامان(داداش سیا)
جاسم سه کله
-------------------
سیا ساکتی:هوتی جون حاضری یک لایی بکشم؟!؟!
هوتی جون:نه خطرناکه.......
جاسم:بکش بابا دنیا دست کیه!!!
سیا چنان لایی میکشه که هیچ یک از افراد حاضر در آن صحنه باور نمیکردند!!
جاسم سه کله: بابا ایول
هوتی جون:دیگه این کارو نکن!!
سیا:بذا یکی دیگه بکشم......
داوود خطر:نه سیا....تو باید مراقب نوگل های باغ زندگیمون هم باشی!
جاسم سه کله:
سیا: نوگل های چیچی؟!؟؟!؟؟!
هوتی جون:هیچی!
داوود خطر: بیخیال شو!!
سیا ساکتی دل رو به دریا زد و یک سبقت گرفت.....
پلیس:ایست.....
سیا ساکتی:ای خدا مذهبتو شکر ...این شانس بود به ما دادی!!!
پلیس:
پلیس:10 هزار تومان جریمه میشی!
سیا ساکتی: جون پلیسی ...یک کم تخفیف بده....!
داوود خطر:ببین پلیس عزیز....اگه تو دو سال پلیسی من ده ساله که بهم میگن داوود خطر
پلیس:گویا شماها افرادی آشنا به قوانین هستید ولی باید بیشتر دقت کنید!!
سیا ساکتی میلرزه
سیا ساکتی:دیگه تکرار نمیشه :bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 3 بهمن 1383 16:09
نمایش جزئیات
آفلاین
عالیه بهتر از این نمی شه! هالی ویزارد داره جون می گیره!
راستی شوخی ناموسی نکنین! ما تازه ازدواج کردیم ...آره
یه فیلم از من تو راهه! کریچر جان خیلی عالی بود خوشم اومد همن طور شما جناب ارباب ذهن ها! خوندمش خوب من هم دست به کار می شم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 3 بهمن 1383 12:57
نمایش جزئیات
آفلاین
نام فیلم:طلسم شدگان
با شرکت:
غریبه......مهشید
بیگانه.......نیما
آبرفورث......پدر مهشید
دالاهوف......کامران
کریچر.........شهره
---------------------------------------------
بیگانه که تازه ازدواج کرده بود نمیدونست که غریبه قبلا شوهر داشته و شوهر قبلش دالاهوف بوده......
غریبه:میری بیرون مواظب خودت باش.....
بیگانه:باشه......
غریبه:زود بیای...امروز عقد کنونه!
بیگانه: باشه

بیگانه در مسیر گل گرفتن از این وره خیابون به اون وره خیابون......
بیگانه:آخ.......
دالاهوف با ماشین میزنه به کمر بیگانه.......
دالاهوف به راهش ادامه میده.....
------
غریبه:وای خدا مرگم بده...چش شده بیگانه!!
بیگانه:داشتم میرفتم گل بگیرم یک جوان خوش تیپ زد بهم ...اما من نصفه بدنم دور از تصادف موند....
غریبه:باید خیلی مواظب باشی..بیگانه...حواستو جمع کن
.....
سر سفره ی عقد
عاقد:خانوم غریبه فرزند آبرفورث...آیا وکیلم...شما رو به عقد دائم آقای بیگانه پر قلیدون در آورم!؟؟!؟
کریچر:عروس رفته گل بچینه...
عاقد: مگه نچیده بود!
کریچر:نه الان رفت بچینه.......
عاقد:دوباره تکرار میکنم ...آیا وکیلم شما رو به عقد .......
ناگهان وسط سالون یک بمب منفجر میشه......
بمب:بنگ....بنگ
غریبه:
بیگانه:
آبرفورث:کیه؟!؟!؟
ناگهان دالاهوف میاد وسط سالون........
دالاهوف:صبر کنید.......
دالاهوف:آهای بیگانه با تو هستم!!!
دالاهوف:هیچ میدونی قبلا غریبه شوهر داشته!؟!؟؟!
بیگانه: نه
دالاهوف:هیچ میدونی شوهر قبلی غریبه کی بوده!؟؟!
بیگانه: بازم نه
دالاهوف:من شوهر قبلی غریبه بودم.......ما زندگی خوشی داشتیم که ناگهان پدر غریبه یعنی همین آبرفورث سر منو کلاه گذاشت.....
دالاهوف:و منو به جرم....حمل مواد مخدر دستگیر کردند
دالاهوف:تا اینکه آزاد شدم!
بیگانه:غریبه
بیگانه:تو بهمن نگفته بودی که قبلا شوهر کرده بودی؟!؟
غریبه:
بیگانه:چرا نگفتی؟!؟!؟
بیگانه میره به سمت آقای آبرفورث!
بیگانه:آقای آبرفورث من از شما توقع نداشتم.......
آبرفورث:
ناگهان پلیس ها که (آبرفورث اطلاع داده بود)میریزند تو خونه......
پلیس:تسلیم شو دالاهوف!!
پلیس:تو چیزی برای از دست دادن نداری!!
ناگهان دالاهوف چاقو رو از جیبش در میاره و .......
پلیس:آخ.........
(غریبه جیغ میکشه)
دالاهوف چاقو را در شیکم پلیس فرو میبره......پ پلیس نقش بر زمین میشه و میمیره.......
آبرفورث:تو قاتلی!!
دالاهوف:وقتی تو رو هم که کشتم ...بعد بگو قاتلی!!
دالاهوف:سهمه منو از اون شرکت میدی....یا خودتو با عروس و داماده جدیدهت بفرستم جهنم!
آبرفورث:سهم کدوم سهم!!!؟!؟!؟؟!!!!
دالاهوف خونش به جوش میاد....و چاقو رو در شکم آبرفورث فرو میکنه!!
غریبه:باباااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
بیگانه:آقای آبرفورث...حالتون خوبه!!؟!؟؟
دالاهوف:نه حالش خوب نیست ...چون الان در جهنم به سر میبره........
بیگانه به سمت دالاهوف حمله ور میشه....... چاقو به شیکم بیگانه میخوره.!!!
بیگانه:آخ.......
غریبه:وای بیگانه.........
غریبه:تو یک قاتلی!!!!!!
دالاهوف:اگه عیاله من نشی تو هم میکشم!!!
غریبه:باشه پس عیالت میشم.......
عاقد:لا.....اله...الا....ال...
کریچر:مبارکه....ایشاا.....صد سال به پای هم پیر بشید

-------
(یک سال بعد)
نفرین بیگانه که دالاهوف و غریبه رو اسیر کرده بود......
غریبه:کجا میری دالاهوف؟!؟!
دالاهوف:سر کار
غریبه:پس مواظب خودت باش
دالاهوف:باشه

دالاهوف در راه خیابان که از آن رد میشد...ناگهان ماشینی به دالاهوف زد......
دالاهوف:آخ.......
غریبه که داشت دالاهوف رو از دور میدید!
غریبه:وااااااااااااااااااااااای.ی.ی.ی..........دالاهوف!!!
غریبه از خونه میاد بیرون.....
که ناگهان ماشینی به غریبه میزنه........
غریبه:آخ...................
-------------------------------
و این گونه بود که دالاهوف و غریبه اسیر نفرین بیگانه شدند و جانشونو از دست دادند
------------
کریچر هم رفت دنبال زندگیش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 3 بهمن 1383 08:22
نمایش جزئیات
آفلاین
بیگانه را بکش

فیلمی از مجلس رکوردز
تامین بودجه از صندوق ذخیره ی ارضی

با هنر مندی
هری
گیلدی
هرمیون
بیگانه
کرام
ابرفورث
چو چانگ
مانیا
حاجی دارک لرد
مک گوناگل
هاگرید
کریچر
دالاهوف


لوکیشن= راه پله ی آپارتمان گیلدی

هری: بچه ها زود باشین فوتبال داره شروع میشه
گیلدی: اونی که سرور و پادشاهمونه کیه قرمز شرت مشکیه
کرام: اونی که گل میزنه به آبیا کیه قرمز شرت مشکیه
هرمیون: امروز حتما میبرن
هری: ابر اون تلوزیون رو روشن کن
هری: ابر با توام
ابرفورث: ابر خودتی من فانتزیم
هری: چقدرم بهت می یاد بلند شو زودباش
چو: بچه ها کی با من شرط میبنده می خوام روش رو کم کنم
مانیا: من
چو: سر چی؟
مانیا: هر کی باخت تمیز کردن فردای مجلس با اون
چو: وایسا ببینم اصلا فردا نوبت کی هست
هری: هاگرید
هاگرید: ا چرا یک روز در میون نوبت منه که
هرمیون: هری چند وقته می خوام این موضوع رو بهت بگم که چرا همه ی ما نوبتی یک روز مجلس رو تمیز میکنیم ولی تو نه
هری: یعنی چی؟ حرف نباشه مثلا من رئیس هستم ها
چو: باشه هر کی باخت فردا اون باید همه جارو جارو بکشه
مانیا: من روبرد قرمز شرط میبندم
چو: نمی شه که من خودم طرفدار قرمزام
مانیا: کی طرفدار آبیاست؟
چو: کی طرفدار آبیاست؟
چو: اِِِ همه طرفدار قرمزین؟
همه:
هاگرید: تا اونجایی که من می دونم همه حتی آمبریج ضایع هم طرفدار تیم قرمز و .....
گیلدی: آخه کدوم آدم عاقلی طرفدار آبیا میشه
هاگرید: تنها کسی که میشناسم و طرفدار آبیاست بیگانه اس
گیلدی:
ابرفورث: حاجی شما طرفدار کدوم هستید
حاجی: من طرفدار بازی خوبم
نماینده ها:
کرام: میگمها بریم بیگانه رو بیاریم و خرش کنیم باهاش شرط ببندیم
بقیه:


کرام: الو بیگانه زود بلند شو بیا خونه ی گیلدی اینا
بیگانه: چرا؟
کرام: فوتبال داره بیا بچه ها جمع هستند با هم نگاه کنیم
بیگانه: باشه الان می یام


30 ثانیه بعد

هری: بکشین بچه ها آخه کی به این دیوانه گفته از تو شومینه بیاد معلومه گیر میکنه دیگه
هاگرید: حرف نزن بکش
آها.....آها بالاخره اومد بیرون
بیگانه::ylash:
چو: بیگانه شنیدم طرفدار آبیا هستی
بیگانه: آره
چو: با ن شرط می بندی ؟
بیگانه: تو هم طرفدار آبیا هستی؟
چو: نه دیگه من قرمزم
بیگانه: خوب نمی شه که تو طرفدار قرمزی من آبی
هری: اه یکی به این حالی کنه موضوع چیه
هرمیون: ما رو ببین با کی میخوایم شرط ببندیم اگه به این بگی برو مجلس رو تمیز کن میره دیگه شرط بستن نمی خواد
بیگانه: کی طرفدار آبیاست من میخوام باهاش شرط ببندم
نماینده ها:

5 دقیقه بعد

بیگانه: آها فهمیدم
بیگانه: حالا سر چی؟
چو: اگه قرمز برد تو واسه یک هفته می یای و مجلس رو نظافت می کنی
بیگانه: اگه آبی برد چی؟
بقیه:
هری: اگه برد هر چی تو بگی بیگانه جان
بیگانه: باید به من کولی بدین همتون
هرمیون: ولی.... چیزه...
حاجی: از نظر من اشکال داره فکرش رو بکن مگی به تو کولی بده
مک گوناگل: ساکت مسابقه شروع شد
باشه بیگانه اگه آبیا بردن من به شخصه بهت کولی میدم


گزارشگر: خوب مسابقه شروع میشه توپ زیر پای بازیکنان قرمزه
اونا به سمت دروازه در حرکتند
حالا یک شوت محکم و گل بله گل
گل اول در دقیقه ی اول بازی نتیجه یک هیچ به نفع قرمزهاست
کرام: بچه ها بخونین اونی که سرور و پادشاهمونه قرمز شرت مشکیه



30 دقیقه بعد

بیگانه: یعنی چی قرمزا 4 نفر بیشترن
هری: خوب مگه چیه درسته دیگه
بیگانه: دیگه اینا رو میفهمم هری خان
از دالاهوف انتظار بیشتر از این هم نمیره



پایان نیمه ی اول
گزارشگر: بله نیمه ی اول بازی با نتیجه ی ده بر صفر به سود قرمزها به پایان رسید
دوربین میره رو تماشاچی ها
گیلدی: وایستین ببینم اون کی بود ؟ قیافش آشنا بود
هرمیون: کریچره
نماینده ها: ماااااااااااااا
هری: نگاه کنین تو رو خدا واسه من لباس ابی پوشیده
نماینده ها:
هری: اگه اینجا بود وادارش میکردم باهامون شرط ببنده بعد که باخت میشوندیمش پشت وانت به عنوان مظهر بلاهت تو خیابونا می چرخوندیم
مک گوناگل: تیمی که کریچر ترفدارش باشه انتظاری بیشتر از این ازش نمیره
بیگانه: مگه آبیا چشونه؟


نیمه دوم

گیلدی: بچه ها موج مکزیکی برین
هری: مگی تو رو خدا جوگیر نشو گفتیم موج مکزیکی این کارا چیه
حاجی: از شما بعید بود مگی

30 ثانیه مونده به آخر بازی

گزارشگر: بله نتیجه با این گلی که قرمز ها هم اکنون به ثمر رسوندن 21 به 0 میشه
و باخت آبی ها حتمیه
اما نه صبر کنید .. جستجو گر تیم آبی گوی زرین رو گرفته و 50امتیاز به نفع تیمش به دست می یاره
نتیجه ی بازی 21- 50 میشه به نفع تیم آبی
نماینده ها: مااااااااااا....... این فوتباله
بیگانه: آره این درسته دستتون رد نکنه بچه ها
هری: بچه ها از همین گوشه یواشکی فرار کنید
گیلدی: در قفله
بیگانه: چی دارین در گوش هم میگید
من در رو قفل کردم کسی مزاحم فوتبال نگاه کردنمون نشه
زود باشین من کولی میخوام
نماینده ها:
ابرفورث:مک گوناگل زود باش بیگانه کولی میخواد
مک گوناگل: بیگانه تو که نمی خوای من به تو کولی بدم ها؟ هاگرید رو نگاه کن اون میتونه
هاگرید: نخیر یعنی چی من دیسک کمر دارم هری سالمه سالمه اون میتونه
بیگانه:
نماینده ها با هم:
نماینده ها وقتی به نتیجه ای نمی رسن:




با تشکر از حاجی که اجازه داد فیلم به صورت اپن تهیه بشه
با تشکر از همسر بیگانه که اجازه داد برای بازی فیلم بیاد
و همچنین پرسنل ورزشگاه که کریچر رو به ورزشگاه راه دادن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: جمعه 2 بهمن 1383 07:34
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب ذهنها
فيلمي از ويکتور کرام تقديم به دالاهوف
با شرکت:
دالاهوف
کرام
ابرفورث
بيگانه
هري
تهيه کننده:فلووس موجود!!!لا مشکل!!!
تدارکات:چو چانگ
--------------------------
ابرفورث:ويکتور....يه جادوگرست، ادعا داره ارباب ذهنهاست!!!...اسمش دالاهوفه!!!
کرام:جدي؟!!!...خيلي دوست دارم بدونم تو ذهن اين بيگانه چي ميگذره!!!
ابرفورث:آي گفتي!!!.....منم ميخوام بدونم تو اين کله چي ميگذره!!!
کرام:پس اگه موافق باشي ميريم پيشش....ولي اول بايد امتحانش کنيم ببينيم يارو راست ميگه يا نه
ابرفورث:اره....اول ميگيم رو خودمون امتحان کنه!!!!
کرام به دفتر ارباب ذهنها زنگ ميزنه و وقت ميگيره
-------------------
نوبت آقاي کرام است...بريد تو!!!
کرام وارد اتاق ميشه.......فضاي داخل اون پر از دود بود کرام به سرفه ميفته
کرام:اهم...اهو...اهم
دالاهوف:بنشين روي صندلي
کرام نشست روي صندلي
دالاهوف به چشمان کرام خيره شد......خاطرات مانند فيلم از جلوي کرام گذشت

ويکتور..ويکتور...هنوز نخوابيدي؟..الان 3 نصف شبه
کرام:مامان...الان يه فيلم گذاشته خيلي باحاله....نگاه کن
مادر کرام وقتي به تلويزيون نگاه ميکنه چشماش گرد ميشه:بيشرف ...اينا چيه ميبيني؟!!!!!
کرام:من بيشرفم يا شماها که اين کارارو انجام ميدين؟!!!!!!

پسرم...ويکتور....از جلوي تلويزيون بلند شو....چقدر فيلم ميبيني
کرام:بابا...فيلم کوييديچي گذاشته...انقدردوست دارم مثل قهرمان فيلم کوييديچ بازي کنم
باباي کرام:پسرم....مطمئنم يه روزي بازي تو از همشون بهتر ميشه
---
کرام تموم زندگيشو به صورت فيلم ديد و به دالاهوف اذعان اورد
----------------
نوبت شماست ابرفورث عزيز
ابرفورث وارد اتاق ميشه....صندلي رو مخالف دالاهوف ميذاره....به صورت برعکس روبه دالاهوف ميشينه
دالاهوف به چشماي ابرفورث نگاه کرد

معلم:چرا مثل بز به من نگاه ميکني؟جواب بده دامبلدور؟!!!!
ابرفورث سرش را به زير انداخته بود
معلم:اگه يکصدم آلبوس درسخون بودي الان اوضات اين نبود...بهتره به جاي درس خوندن بري بز بچروني!!!!
ابرفورث گريه کنان به بيرون از کلاس دويد
از اونروز ابرفورث از هر چي بزه متنفر شد و تصميم گرفت طلسمهاي نابخشودني رو به روي اونها اجرا کنه!!!!!

ببين ابر....الان پول تو کاف داريه...يه نوشيدني کره اي ميفروشي دوبرابر سود ميکني
ابرفورث با سر حرفاي رزمرتا را تاييد کرد
رزمرتا:بيا...با هم شريک شيم!!!ميريم يه کافه ميزنيم!!!هر چي شد نصف قبول؟

رزمرتا:تو اصلا به بهداشت اهميتي نميدي....نزديک بود کافه رو ببندن
ابرفورث:خوب اگه بشوريم دوباره کثيف ميشه!!!!
رزمرتا:ببين ابر!!!از الان راهمون جدا ميشه....سهمتو بردار خودت يه کافه بزن!!!

---
کرام:ببين دالاهوف ما ميخواهيم هر چي تو اين کله بيگي ديدي به ما بگي...باشه؟
ابرفورث:اين موضوع براي ما حياتيه!!!!
دالاهوف:مطمئن باشيد...تا حالا نشده دالي شکست بخوره!!!!
------------------
بيگانه وارد اتاق ميشه...در رو به اهستگي و با نوازش!!!ميبنده
و رو به دالاهوف ميشينه: :ylash:
دالاهوف رو به بيگانه ميشينه
بيگانه: :ylash:
دالاهوف داره در ذهن بيگانه اين تصاويرو ميبينه
بيگانه يه درو باز ميکنه و به آهستگي ميبنده
و ميشينه روي صندلي رو به مردي که قيافش براي دالاهوف خيلي آشناست!!!!
مرد مذکور به چشاي او خيره ميشه و به خلسه ميره.....بيگانه از جاش بلند ميشه...به طرف مرد ميره و گلوي مرد را ميگيره و مردو خفه ميکنه!!!
اين آخرين چيزي بود که دالاهوف در ذهن کسي ميديد!!!!!
-------------
تيتراژ:
الا دالاهوف، که شدي دردمند
شنو يه نصيحت، از من مستمند!!

نشو هيچوقت با بيگي روبرو
چرا که کند عمر تو پشترو!!

با تشکر از:
دالاهوف
خانم دالاهوف که اجازه دادن ايشون تو فيلم شرکت کنه!!!!
(به فيلم دالاهوف مراجعه کنيد!!!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 1 بهمن 1383 15:40
نمایش جزئیات
آفلاین
در ضمن یادم رفت که بگم......
به زودی ماجراهای آنتونعلی و جاسم به بازار می آید!
که به صورت طنز نمایش داده میشوند!

مسانی که میتوونند منو در یاری و ساختن این ماجراهها کمک کنند به من پیام شخصی بزنند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده