جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 1 بهمن 1383 11:42
نمایش جزئیات
آفلاین
دیدن این فیلم به افراد متاهل توصیه نمیشود
------------------------------------------------------------------
نام فیلم:مردان زن ذلیل

با شرکت:
آبرفورث و عیال
بیگانه و غریبه
کینگزلی و عیال
حاجی دارکی با حاجیه خانوم دارکی
و
آنتونعلی(مجرد)
-----------------------------------------------------
عیال آبرفورث:آبرفورث جورابامو شستی؟!!
آبرفورث:بله عیال
عیال آبرفورث:لباسامو اتو زدی؟!؟
آبرفورث:بله عیال
عیال آبرفورث:ظرفها رو شستی؟!؟!
آبرفورث:بله عیال
عیال آبرفورث:بپر سر کوچه دو تا آدامس بیگی بیار!
آبرفورث:ولی عیال......
عیال:چی شنیدم!!تو روی من وا میستی جواب میدی!
آبرفورث:اشتباه کردم عیال منو ببخش! دیگه تکرار نمیشه!
-------------------------------
در خانه ی کینگزلی
عیال کینگزلی:جوارابامو شستی؟!؟؟!
کینگزلی:بله عیال
عیال کینگزلی:بپر سره کوچه یک کرم سفید کن برای من بگیر(پوست صورت سفید کن)
کینگزلی: میخوای پوست صورتت سفید شه عیال!؟؟!
عیال کینگزلی:آره ه.ه.ه.ه.ه.ه.ه.
کینگزلی:ولی اینطوری که به من نمیای...چون پوست صورت من سیاهه!
عیال کینگزلی:اه...کینگزلی خسته شدم از بس بهم گفتن...آفریقایی!
کینگزلی: کی بهت گفته آفریقایی؟!؟!؟!؟!
عیال کینگزلی:غیرتی نشو بابا!!بشن سر جات!!به خدتم میگن آفریقایی!
کینگزلی:هیشکی منو دوست نداره
----------------------------
در خانه حاجی دارکی
حاجیه خانوم:حاجی...جورابامو شستی!!
حاجی دارکی:بله حاجیه خانوم!
حاجیه خانوم:بپر سر کوچه دو تا نوشابه بیگیر بیار!
حاجی دارکی:نوشابه.....نوشابه در آسلامیوس
حاجیه خانوم:کارت به جایی رسیده که به منم میگی آسلامیوس!!
حاجی دارکی:ببخشید عیال..منو ببخشید....
حاجی دارکی:به آسلامیوس قسم که دیگه تکرار نمیشه!
--------------------------------
در خانه ی بیگانه
غریبه:جورابامو شستی؟
بیگانه:بله..عیال
غریبه:بپر سر کوچه دوت چایی بردار بیار
بیگانه:
بیگانه:چشم
غریبه:از اون ور هم برای من بستنی بیگیر بیار
بیگانه:چشم..عیال
غریبه:قربونه آدم چیز فهم!
بیگانه:
-------------------------------
یک روز قبل از خواستگاری برای آنتونعلی
عیال آبرفورث و هیال بیگانه و عیال کینگزلی و عیال حاجی در آشپز خونه بودند و خود آبرفورث..کینگزلی..بیگانه و حاجی در سالن بودند!(آنتونعلی هم بود)
آبرفورث:ببین آنتونعلی جان تو نباید در زندگی زن ذلیل باشی...باید بزنی تو گوش عیالت..مثل من...
عیال آبرفورث:چی.ی.ی.ی.ی.ی.ی. گفتی.ی.ی..ی.ی.ی.ی.ی..ی.ی.ی؟؟!؟!؟
آبرفورث:نه عیال داشتم به آنتونعلی میگفتم که مثل من عیالشو دوست داشته باشه و کار های عیالشو انجام بده!
آنتونعلی: شما زن ذلیل نیستی؟!؟
کینگزلی:ببین آنتونعلی..تو نباید مثل آبرفورث باشی تو باید مثل من بزنی تو گوش عیالت.....
عیال کینگزلی:چی.ی.ی.ی.ی..ی.ی.ی..ی..ی.ی..ی.ی.!!!!جرات داری بگو!!!!!!
کینگزلی:نه عیال داشتم به آنتونعلی میگفتم که چه خوب میشه یک عیالی مثل عیال من گیرت بیاد!؟؟!
آنتونعلی:
بیگانه:آنتونعلی.....اینا رو ول کن.....تو باید سعی کنی مثل من باشی که به عیالم میگم یگ چیزی ...سریع حرفمو گوش میکنه!!
غریبه:چی.ی.ی.ی..ی.ی.ی..ی.ی.ی.ی..ی.ی.ی..!!!چی کار میکنم من؟!؟!
بیگانه:نه عیال...داشتم به آنتونعلی میگفتم که باید مثل من به حرف عیالت گوش کنی!
آنتونعلی:
حاجی:خاک بر سر زن ذلیلتان کند!!آسلامیوس شما را نگه نخواهد داشت!!
حاجیه:چی.ی.ی..ی.ی.ی..ی.ی.ی.ی..ی.ی.ی.ی..ی.
حاجی:عیال داشتم میگفتم به آنتونعلی که باید عیالی حاجیه داشته باشی تا آسلامیوس نگه دارت باشد!
--------------------------------
روز خواستگاری
عیالآبرفورث:خوب مثل اینکه ما باید عروس دوماد رو تنها بگذاریم که با هم حرف بزنند
000000000
عروس:شما نمیخواید حرف بزنید؟!؟
آنتونعلی:
عروس:خوب...آقای آنتونعلی....معیارهای شما برای زندگی با من چیست؟!؟
آنتونعلی:
--------------------------------
یک سال بعد(آنتونعلی هم صاحب عیال شد)
آنتونعلی:عیال جورابامو شستی؟!؟!؟!؟
عیال آنتونعلی:بله عیال
آنتونعلی:بپر سر گوچه دو تا آدامس بردار بیگیر بیار!
عیال آنتونعلی:چشم عیال
-------------------------------
خب این فیلم علاوه بر مشکلات خانوادگی علمی نیز بود ...اگر کل فیلم رو می دیدید؟!؟متوجه این موضوع میشدید

من این فیلم رو تقدیم به ویکتور کرام عزیز میکنم...امیدارم خوشش اومده باشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونعلی دالاهوف در 1383/11/1 15:35:35
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 1 بهمن 1383 07:57
نمایش جزئیات
آفلاین
فيلم کوتاه:جووني
با شرکت:
ابرفورث
بيگانه
کرام
مگ گونگال
هري
تهيه کننده:دخانيات!!!!!
تدارکات:آق تقي!!
-------------------
کرام سعي ميکرد به ابرفورث پير کمک کنه تا از خيابون رد بشه......
ابرفورث:الهي خير از جوونيت ببيني...الهي پير شي!!!!
کرام:ممنون ...پيري!!!!!
------
فرداي اونروز کرام از خواب بيدار ميشه و ميره جلوي آينه......
نه امکان نداره....او 50 سال پيرتر شده بود...ريشهاي او با ريشهاي دامبلدور برابري ميکرد
دندانهاي او همه ريخته بود.....صورتش چروکيده و دستانش لرزان شده بود
کرام:چرا اين بلا سر من اومده؟!!!
کرام به سراغ مگ گونگال ميره و قضيه رو بهش ميگه
مگ گونگال:احتمالا به خاطر دعاي اون پيرمرد بوده!!!برو سريع پيداش کن ...بهش بگو دعاشو پس بگيره
کرام به همه جا سر ميزنه....از هاگزهد گرفته تا وزارت سحر و جادو...ولي خبري از ابرفورث نيست
کرام غمگين و ناراحت يه گوشه کز ميکنه که ميبينه ابرفورث داره از آن سوي خيابون رد ميشه.....ميره به سمتش که باهاش حرف بزنه....يه ماشين با سرعت ميزنه به ابرفورث و اونو ميکشه!!!!
کرام:
ماشيني که به ابرفورث زده بوده دنده عقب ميگيره.....يه نفر از اون پياده ميشه!!!
بيگانه:پدر جون...ميخواي از خيابون ردت کنم!!!!؟
کرام:ممنون پسرم...الهي پير شي!!!!!!!!
بيگانه:خواهش!!!
----------
فردا صبح بيگانه از خواب پا ميشه و ميبينه پير شده!!!!!!!!!!!!
---------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: جمعه 25 دی 1383 12:39
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب حلقه ها

قسمت دوم...

این فیلم برگرفته از واقعیت سایت است...

سعی شده اسامی و شخصیت ها مطابق بر آنچه اتفاق افتاده انتخاب شوند...

و برای دوستانی که هنوز معنای حلقه رو در نیافتند...
حلقه = مدیریت سایت

بازیگران این قسمت

حاجی:گاندالف
پاتر:فردو
ابرفورث:الروند
ولدمورت: سارومان
تانکس: سم وایز گمجی(به علت دگرگون نما بودن تانکی!)
مری: شکم
مودی:آراگورن
لگولاس:فیتال..گیلدی
برومیر:خون آشام..
گیملی:دیگوری سابق...لوپین فعلی
لوسیوس مالفوی:سواران سیاه
لیدی ولدمورت:سواران سیاه

حاجی: هوم فکرشو می کردم....هوم این همون حلقه ی سائورونه....وقت نداریم پاتر....اون می تونه سایت رو به نابودی بکشه..تو باید حلقه رو از بین ببری...همین الان ممکنه در حال زدن یه پست باشه....من می رم به سر به تاپیک گفتگو با مدیران بزنم..تو هم با تانکس( سم وایز گمجی!) باید بری و حلقه رو به جای امنی ببری...منم بعدا بهتون توی تاپیک خصوصی مدیران ملحق میشم...

تاپیک گفتگو با مدیران ( صحنه ی گفتگوی گاندالف با سارومان)

حاجی: ولدمورت...حلقه ی سائورون پیدا شده..ما باید با هم متحد بشیم و حلقه و ماجرای حلقه رو به کل نابود کنیم...
ولدمورت: تو واقعا جادوگری؟تو بوق هم نیستی...تو واقعا عظمت این حلقه رو درک نمی کنی...چه حق هایی که از من ضایع شده...چقدر نسبت به من کم لطفی شده..من واقعا حلقه رو می خام...

-----------
پاتر و تانکس و شکم ویکی دیگه!(یادم نیس ناظرای اون موقع زیاد)سعی در نابود کردن حلقه و ختم این ماجرا هستند...بنابراین به سوی قرار با حاجی...یعنی انجمن خصوصی مدیران راه می افتند..( همون سرزمین الروند اینا!)
در بین راه سواران سیاه در تعقیب آنها هستند...
پاتر: شکم تو نباید بگی حلقه الان پیش ماس..فهمیدی؟!
شکم که در یک کنفرانس بود: هوم..اره پاتر حلقه رو داره...
پاتر:ای خدا به این شکم رعد و برق بزن...
(پاتر حلقه رواتفاقی دستش می کنه...سایت دان میشه..)
سواران سیاه که در خدمت و دستور سائورون هستند به طرف سایت هجوم می آورند(سواران سیاه نسبت به دان شدن سایت حساس هستند!)
(پاتر سریعا حلقه رو در میاره..سایت دوباره وصل میشه...)
مودی (آراگورن!)هوممم..مشکوکه...چرا اینطوری میشه سایت...
لوسیوس مالفوی(سوار سیاه!) هوم...به حق کله اژدری ها یورتمه برو..
لیدی ولدمورت(سوار سیاه)...چون سواران سیاه حرف نمی زنند....من فقط حضور آنها رو اعلام می کنم...
در بین راه برای رسیدن به محل ملاقات...بسیار حرف ها و توهین ها زده شد..(صحنه ی درگیری فردو با سواران سیاه)

---------- محل قرار...انجمن خصوصی مدیران(محل زندگی الروند!)

ابرفورث یه سری ورد می خونه تا فعلا این مکان امن بشه...
پاتر:حاجی کجاس؟!
حاجی: من اینجام..توی تاپیک گفتگو با مدیران با ولدمورت( سارومان) درگیر شده بودم ..یه کم دیر رسیدم..
ابرفورث: خوب همه سران دارای حلقه(مدیران) باید تصمیم بگیریم...
مودی:باید از سایت بندازیمشون بیرون...
خونی(برومیر) تو اصلا کی هستی..که نظر میدی؟! تو اون موقع بودی اصلا؟!
دیگوری(ریموس فعلی...گیملی!)اون تاپیک باید قفل بشه...من خودم این کارو انجام میدم...نباید بزاریم این حلقه جو سایت رو متشنج کنه...
دیگوری تاپیک رو قفل می کنه..ولی تاپیک باز هم باز میشه( صحنه زدن با تبر روی حلقه!)
ابرفورث: قدرت حلقه زیاد تر از این حرفاس..
پاتر: من حلقه رو نابود می کنم...ولی به روش خودم...من این وظیفه و مسئولیت رو می پذیرم..
حاجی: ای کاش من هم یک بسیجی بودم...منم فول ساپورت می کنم!
ابرفورث: ما باید یاران حلقه تشکیل بدیم...باید همه از سایت دفاع کنیم...
(تشکیل شدن یاران حلقه...پاتر..ابرفورث...مودی..خون آشام..دیگوری(لوپین) حاجی...شکم...تانکس...فیتال( در نقش لگولاس..گیلی!)


با تشکر از همه اعضا!
کسانی که در این ماجراها دخیل بوده اند و دوس دارند در قسمت های بعدی بازی کنند به من پیام شخصی بدن...

محصول جادوگران دات کام...

ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلورس جین آمبریج
سازمان ملل جادوگری!
سفیر صلح.
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 24 دی 1383 13:21
نمایش جزئیات
آفلاین
به زودی فیلمگریز از مرکز ساخته ی سزار آنتونین دالاهوف به بازار میاید

منتظر باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 24 دی 1383 13:06
نمایش جزئیات
آفلاین
=== چي توز چي توز دوست تو و من چي توز چي توز چه خوب و خوش طمع!===
بدنبال! آهو! اينجا چه مي گذرد! ما همه بخت بر گشته ايم!
---------------------- اين بالايي ها تبليغ بود ------------------------------
زماني براي مستي گربه ها!
فيلمي از ويكتور كرام!
با بازيه: كرام، آبرفورث، بيگانه،گونگال و غريبه
تربيت كننده حيوانات: مرلين
تهيه كننده: پروفسور مينورا مك گونگال! (* در انتها توضيح اين اسم را بخوانيد)
نويسنده: بيگانه!
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*--*-*-*-*-*-*-*-*---*-*-*-*-*-*-*
بيگانه: بريم ديگه دير شد!
كرام: خيلي خوب ساعت تازه 2 قرارمون 5 بعد ظهره! ... اون چيه تو بقلت؟
بيگانه: اين؟
كرام: واي .... چه سگ بامزه و كوچولوييه!
بيگانه: اين يه گربه است!
كرام: اين سگه! تابلوه كه سگه!
بيگانه: گربه ست اسمش هم "نيم جاگ"ه!
----- ساعت 15:00 --------
گونگال: بيگانه! بيا ببينم! اين چه لباسيه پوشيدي؟ مثلا مي خوايم بريم خواستگاري!
آبرفورث: اي بابا دير شد من رفتم ماشين رو بيارم!
كرام: كمك ... اين سگه دست منو كند!
بيگانه: گرببببببببببببببببببه!
----- ساعت 15:30 توي ماشين ------
كرام: يه وقت به دختر مردم پرت و پلا نگي ها! راجع به گوريل و نيم جاگ و اين دري وري ها حرف نزن!
بيگانه: خوب چي بگم؟
كرام: تو كه هنوز نمي دوني چي بگي چرا زن مي گيري! من هنوز شك دارم فرق مرد و زن رو هم بدونه!
گونگال: پسر منو اذيت نكن! كرام!
آبرفورث: ديگه جو گير نشو يه خواستگاري داريم مي ريم ها! .. حالا اسم دختره چي هست!
كرام: اسمش غريبه است مثل اينكه!
بيگانه: نيم جاگ! بخورش!
كرام: نه !! كمك! چرا آخه؟ من ... آخ ... من !
گونگال: شما دو تا نمي تونيم دو دقيقه آروم بنشينيد؟
------ ساعت 16:00 مقابل گل فروشي -------
كرام رو به بيگانه: اين چيه گرفتي؟!
گونگال: خوبه همين! بيا دير شد!
آبرفورث: بابا اين خيلي ضايع ست! با وانت بايد بياريمش!
بيگانه: همينو مي خوام!
كرام: باشه ولي شيريني رو من مي گيرم ها!
بيگانه: كيك بگيريم! .... كرام جان نيم جاگ رو يك دقيقه نگه دار!
كرام: من دست به اين جونور نمي زنم!....آااااااخ .....باشه ....باشه ديگه قبول كردم! .....واااااي ...بده بده!
-------- يك سال بعد --- مقابل منزل بيگانه ------
=بكشيدشون!
بيگانه: غريبه! نه!!!!!
كرام رو به آبرفورث: بيگانه! بگيرش!
آبرفورث فرياد زنان به سمت بيگانه مي ره و مانع رفتنش مي شه!
بيگانه: غريبه!! نه ! ولم كن!
انگار يك سال طول كشيد! همه به سمت يه نقطه مي دوند! باز حمله اي ديگر، لرد اينبار نيز كسي رو كشته بود!
بيگانه غريبه رو بقل مي كنه، همه دور تا دور جمع شدن.
غريبه: بيگي دارم تو درد مي سوزم!
بيگانه: نه! تو نبايد بري! من نمي ذارم! تو مي ري بهشت! نه؟
غريبه: آره! تو رو هم بعدا مي برم!
بيگانه: نه مي تونم بگم برو، نه مي تونم بگم بمون / آخه من اينجام رو زمين، تو اوج اوج آسمون!
غريبه: ديگه دردي ندارم!
بيگانه: وا كن از تن، رخت رفتن، محرم راز شبونه!
غربيه: منو ببخش! اذيتت كردم!
بيگانه: يه عمره پا به پاي من، به خوب و بد راضي شدي/ با من بيگونه ترين، چه ساده همبازي شدي!
غريبه: دارم مي بينمشون! مي خوان منو ببرن! .... هوا چه سرده ... من بايد برم ... منتظرم باش!
بيگانه: قصه ي دل كندن من از عبور يه غريبه / سرگذشت روزگار سوت و كور يه غريبه!
آبرفورث مياد بيگانه رو بلند مي كنه و با خودش مي بره!
آبرفورث: تموم شد، تو كاري نمي توني بكني؟ اين رسم روزگاره، گاهي اسير خزون، چند لحظه اي بهاره!
-------پايان -------استديو بيگانه ----- استديو كرام پيكچرز------
تيتراژ:
یکی بود یکی نبود
***توضيح: قبلا اين طوري نبود سريع مي نوشتم مي رفت! بد هم نمي شد! اما الان بايد فكر كنم! وسواس گرفتم! نمي تونم هر چيزي رو بفرستم! ماشاا... شما هم كه چقدر نظر ميديد! مي خواستم بعد از اسكار يه حركت مستقل بكنم ولي ديدم كه ..... نه! هم نامرديه! هم وجهه ي خوبي نداره! هم با اين وسواس نمي شه! شايد ول كنم يه مدت برم باد بخوره به كله ام!تابسون ها انگار يه كتاب نازل مي شه توي مغزم! به طور كلي آدمي نيستم كه به چيزي عادت كنم! ولي ...
توضيح اسم "پروفسور مينورا مك گونگال" : من اصولا كتاب هاي هري رو هم وقتي مي خونم به تلفظ اسامي گير نمي دم! يعني شايد اگه بگم من "هرمايني" رو چي مي خونم بخنديد! ليكن اسامي ديگه رو هم همين طور است! من اسم "كالين" رو نمي دونم اسم آخرش رو! و دليل بر بي احترامي نيست! الان هم ديكته ي اسم گونگال رو نمي دونم! خواستم بگم كه اشكال از منه به گيرنده دست نزنيد!
لازم به ذكر اكثر شعر هاي متن رو ايده گرفتم!(بيگانه حامي كپي رايت)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 24 دی 1383 08:37
نمایش جزئیات
آفلاین
جادوگران

فیلمی مستند از چگونگی شکل گیری سایت

تا مین بودجه از صندوق ذخیره ی ارضی

دوربین از بالای کره ی زمین می یاد پایین و میره تو آسیا بعد ایران میره تو یکی از شهرهای ایران
گوینده روی فیلم صحبت میکنه
هری پاتر که بعدها به عله معروف شد در 3 سپتامبر 79 چشم به جهان گشود او از ابتدا ی تولد تنهایی را احساس میکرد
دوربین دو تا نوزاد رو نشون میده که همه دور یکی که موهاش نارنجی جمع شدن و اون یکی که موهاش بنفشه تنهاست
گوینده: او دوران کودکی را در انزوای کامل به سر برد
دوربین یک بچه رو نشون میده که داره لاستیک بازی میکنه
گوینده: او پس از ورود به مدرسه مورد ترد هم مدرسه ای هایش قرار گرفت و حتی در بازی های گروهی او تنها بود
دوربین هری رو نشون میده که وسط نشسته و بقیه ی بچه ها دارن با توپ زارپ زارپ میزنن تو چک و چونش(بازی مزخرف گوجه)
هری بعد از ورود به دانش گاه نیز دوستی پیدا نکرد
دوربین هری رو نشون میده که بو بوفه ی دانشگاه رو یک میز نشسته و تک و تنها ساندیس انار با پفک میخوره
تنها چیزیکه به هری امید به ادامه ی زندگی می داد تنها دوست او کتاب های هری پاتر بود
او بعد از فرق التحصیلی در رشته ی کامپیوتر بعد از مدت ها رویای کودکیش را به بهانه ی کتاب های هری پاتر عملی ساخت و سایتی فرندشیپ وار تا سیس کرد
اکنون سایت او با بیش از 4000 عضو فعال و غیر فعال هنوز در حال فعالیت است
دوربین صفحهی کیبورد رو نشون میده که یکی داره یک چیزی تایپ میکنه بعد دوربین میره رو مانیتور
روی مانیتور نوشته

خوش آمدید هری پاتر اگر صفحه ی جدید نیومد اینجا رو کلیک کنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 24 دی 1383 08:03
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب حلقه ها

این فیلم برگرفته از واقعیت سایت است!

جادوگران دات کام(فعلا همون دات کام) تقدیم می کند...

بازیگران این قسمت...

حاجی دارکی: گاندالف
عشق مدرن: ایسیلدور
ابرفورث: الروند
پاتر:فرودو
سائورون: سائورون!
فاج: بیلبو بگینز

1 سال پیش در لایه های زیرین سایت،حلقه های قدرت ساخته شد؛ حلقه هایی که قدرت و اقتدار را برای صاحبان و نابودی و شکست و هک شدن برای بقیه به ارمغان آوردند...حلقه های قدرت در بین اعضای سران سایت پخش شدند...
3 حلقه برای مدیران کل
2 حلقه برای وب مسترها
و چندین و چند حلقه برای ناظرها...
اما....
اما یک حلقه ی دیگر نیز ساخته شد؛ در تاریکی و نیمه های شب حلقه ی دیگری ساخته شد...سائورون برای خود حلقه ی دیگری ساخت...

حلقه ای برای نابودی،برای اینکه بر بقیه رهبری کند و آنها را به زانو در آورد....

اعضای سایت و وب مستران برای بازپس گیری حلقه وارد جنگ خونین شدند....بسیار حرف ها زده شد...بسیار توهین ها صورت پذیرفت....تا اینکه....ایسیلدور(پاتر 1 سال پیش + مملی سابق!!!) توانست با کلی تلاش و غیره و پیگیری دست سائورون را از راه یابی به حلقه کوتاه کند...او این فرصت را داشت که حلقه را برای همیشه نابود کند..اما ...دلرحمی...

ابرفورث: ایسیلدووووووووووررررررر.....

ایسیلدور به واسطه دل رحمی خود حلقه را نابود نکرد و آنچه نباید اتفاق می افتاد..افتاد....حلقه ای که نباید فراموش می شد...فراموش شد...

روزها گذشت...پیغام ها به پست ها...پست ها به نمایشنامه... و نمایشنامه به طومار تبدیل شدند...

پاتر(فردو):هی حاجی...سلام دیر کردی...
حاجی(گاندالف):اولا نحوه برخورد رو به عهده ی خودم بزار..دوما مگه من مثل تو اکانت نامحدود دارم؟! من با البرز میام....هندل باید بزنم...
فاج(بیلبو):به به سلام حاجی...داشتم رو پست هایی که اینا زده بودن فکر می کردم...خیلی مزخرفن...نه؟!؟!
حاجی: هومممم....حرفی ندارم...
( فاج در یک پست: من دیگه حال ندارم بیام سایت..البته شاید دلایل دیگه ای هم باشه...و چون از پست هاتون خوشم نیومد...)
ببببببببنگگگگگگگگگگگ
(842384824 تا پست شپلخ شد...فاج از سایت لوگ آوت می کنه...حاجی تو مسنجر منتظرشه...)
حاجی: حلقه کو؟!
فاج: کدوم حلقه...ماله خودمه..مای پرششششششششس!
حاجی:بابا... تو که می خای بری..بزارش برو....بزارش برای پاتر...
فاج:اره..راس میگی...مای پرشسسس...ولی خوب مهم نیس...می زارمش برای پاتر...
(فاج برای همیشه یعنی فعلا تا حالا...از سایت خارج شد...)
حاجی: هوم...حلقه ی قدرت...موهاهاهاهاها...اول باید ببینم این چیه...این کدوم حلقه اس..شایدم اصلا ماله ازدواج باشه...
حاجی میره یه سر به گوگل...مرکز پایتخت..و بازار رضا می زنه..بر می گرده...
(پاتر تو سایت لاگ این می کنه...یه پیام شخصی می بینه که تشو یه حلقه اس...از خوشحالی حلقه رو بر می داره..)
حاجی: پاتر ..حلقه رو بیار بینم..
(پاتر حلقه رو می بره...حاجی میره با حلقه...سایت تست رو هک می کنه...)
حاجی:پاتر...ببین وقتی هک میشه..چی می نویسه؟
پاتر:مگه خودت کوری؟!
حاجی: نحوه برخورد یادت نره...بخون..گیزر نده.....
پاتر:حلقه ای برای نابودی،برای اینکه بر بقیه رهبری کند و آنها را به زانو در آورد....

ادامه دارد.....

زیرنویس فیلم: این فیلم به علت زیاد بودن به صورت 29493264 لوژی! پخش می شود....

با تشکر از ارشیو های مونده از سایت قبلی...
و همچین ارشیو های مخی و مسنجری...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلورس جین آمبریج
سازمان ملل جادوگری!
سفیر صلح.
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 23 دی 1383 07:38
نمایش جزئیات
آفلاین
در خبرها اومده بود سايت اينترنتي حوزه عليمه راه اندازي ميشود
و همين خبر باعث شد که من به فکر نوشتن فيلم زير بيفتم
---------------------------
حاجي دات کام
فيلمي از ويکتور کرام
با شرکت:
حاجي
رودي
مانيا
کرام
بيگانه
هرميون
کالين
گيلدي
تهيه کننده:حوزه علميه قزوين
تدارکات:نيروهاي نوشابه اي!!!!
-------------
حاجي:ويکتور...ويکتور يه خبر خوش!!!!
کرام:چي شده؟!!!
حاجي :حدس بزن!!!
کرام:گراپي ميخواد ازدواج کنه؟
حاجي:نه!!
کرام:بيگانه انتقالي گرفته؟!!!!
حاجي:نه!!
کرام:ابرفورث داره تموم ميکنه؟!!!
حاجي:زبونتو گاز بگير!!!
کرام:پس چي شده؟
حاجي:سايتم راه اندازي شده....ديگه دوران فرند شيپي در اينترنت به سر اومده!!!!...از امروز آسلام در نت حرف اول و آخرو ميزنه!!!
کرام:چجوري؟!!
حاجي:مجوز گرفتم..در تموم مسنجرها...در تموم سايتها....نظارت قاطع کنم!!!!
کرام:مگه ميشه؟!!!
حاجي:چرا نشه؟!!!
-----------------------
چند روز بعد.....
نام:رودلف لسترنج
لقب:روديasl
ابرفورث در مدح او فرموده:aslرودي...شامل تمام حروف انگليسي ميباشد!!!!
امروز رودي در مسنجر سخت مشغول ميباشد!!!!
رودي:سلام
طرف:سلام
رودي:aslwzxyt please?!!!!!
طرف:اينا يعني چي؟
رودي:ولش همون asl رو جواب بده!!!
طرف:مانيا دختر 18 تهران
رودي:مياي با هم چت کنيم؟بزار ادت کنم!!!!!
آسلاميوس.........
کامپيوتر شما تا 20 ثانيه ديگر ريست ميشود....براي جلوگيري از اين اتفاق خواهشمندم ارتباط بي پي جي خود را قطع کنيد!!!!
براي اطلاع بيشتر به سايتwww.haji.comرفته و اوضاع خود را بررسي کنيد!!!!

نام:ويکتور کرام
ملقب به:جي اف کش
وزير کينگزلي در مدح او فرمود!!!:ويکتور در يک روز با صد نفر دوست ميشه و هر صد نفرو ميکشه!!!!
ويکتور در حالي که تله خود را پهن کرده بود و داشت يک قرباني ديگه ميگرفت!!!!
کرام:ميگم بيا تو جادوگران آيديت با من!!!!بيا بشو هرميون!!!
طرف:جادوگران؟اين ديگه چه سايتيه؟
کرام:اينقدر خوبه!!!
طرف:باشه!!!
کرام:راستي مياي قرار بذاريم؟!!!!
طرف:باشه!!!
آسلاميوس!!!.....
چنانچه همچنان به روابط بي ناموسي خود ادامه بدهيد.....کامپيوتر شما هک خواهد شد
شوخي هم ندارم!!!...آسلام همه شما را در پناه خود آرام خواهد کرد!!!
www.haji.com

در سايت جادوگران......
اين سايت به علت داشتم روابط بي ناموسي ميان اعضا....حکومت استکباري پاتري....نوشتن داستانهاي بي پي جي!!! فيلتر شده است!!!
براي رفع اين مشکل به سايتwww.haji.comبرويد!!!!
--------------------------
کرام:اي بابا اين که شند وضع!!!هر جا ميري اين حاجي پيام ميده!!!آدم ديگه نميتونه حالي بکنه
پاتر:آمار گرفتن که تموم کاربران ايراني بيکار موندن تا با اين اينترنت چيکار کنند!!!
ابرفورث:بابا يه تم ساختم به اسم تم ولن تاين!!!بالا نمياد...نوشته اين تم مبتذل شناخته شده است!!!
گيلدي:باز شماها وضعتون خوبه!!!...اصلا شناسه منو بسته!!!!نامرد
کرام:بايد باهاش برخورد بشه!!!...اين که نشد وضع!!
پاتر:کرام راست ميگه!!!....بايد دست به دامان يک هکر بشيم!!!
ابرفورث:کيو ميشناسي؟
پاتر:جز کالين.... مخم قد نميده!!!
کرام:مخت قدش اندازه نميده؟
پاتر:اي بابا..آيکيو مخم قد نميده!!...اون نميد نه!!!
-------
کالين:آخ جون هري اومدي ازت عکس بگيرم؟!!!!
هري:
نه...اومدم باهات صحبت کنم!!!...ميخوام حاجي رو هک کني؟
کالين:حاجيو؟امکان نداره...من از مخلصان آسلام هستم !!!
کرام:کالين درک کن موضوع حياتيه!!!تموم اينترنتياي ايراني بيکار شدن!!!
ابرفورث:ديگه هيچ کارت اينترنتي فروش نميره!!!!
کالين:باشه بابا...باشه!!!من سايتشو هک ميکنم...اونش با من!!!!
---------
چند روز بعد......
کالين:بابا....اين بشر سيستم ضد هک داره!!!هرکاري کردم نشد!!!تازه آي پي کامپيوتر خودم لو رفت!!!!!
کرام:بايد از يه روش ديگه پيش بريم!!!!چارش بيگانست!!!!
ابرفورث:اره خودشه!!!...بيگانه
-------
بيگانه::ylash:
کرام:ببين بيگي!!!...اين حاجي اصلا براي حوزه علميش در نساخته!!!
ابرفورث:تازه!!!گفته تموم فيلمهايي که ساختي بي ناموسيه!!!
هري:ميگه تو و غريبه روابط بي ناموسي داريد!!!
بيگانه:
------
چندروز بعد.....
حاجي:ويکتور..اگه اون نامردي رو که بيگانه رو پر کرده بود تا بياد سراغ من پيدا کنم!!!ميکشمش!!!
آخر سر کارخودشونو کردند!!!سايتمو بستن!!!

کرام:خدايي اين بيگانه اين مواقع موجود بدردبخوريه!!!!
-----------------
تيتراژ:
آفتاب از کدوم طرف در اومده مهربون شدي؟!!
با بيگ ساده من همدم وهمزبون شدي!!!؟
امشب از اون شباست مثل يه تيکه ماه شدي
از چاله در اومدي وارد چندتا چاه شدي!!!

با تشکر:از حاجي دارک لرد
از بيگانه
از غريبه(چون تازگيها اجازه بيگانه دست ايشونه!!!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 21 دی 1383 08:27
نمایش جزئیات
آفلاین
آموزش آواز
فيلمي از ويکتور کرام
با شرکت:
کرام
بيگانه
ابرفورث
مگ گونگال
هري
هرميون
گيلدي
کالين
لوپين
تهيه کننده:هرميون
تدارکات:هرمايوني!!
--------
استاد آواز:بيگانه جان...شروع کن ببينم درساتو خوب ياد گرفتي؟
بيگانه::ylash:
باشه
درو وا کن عزيزم
درو وا کن عزيزم
ميخوام بيام ببينمت
تا بگم دوست دارم
قربون در وا کردنت!!!
وقتي از در تو ميام
فداي اون در بستنت!!!

استاد:بسه...بسه..تا ميگم بخون شروع ميکنه از در خوندن!!!
ابرفورث نوبت توئه!!!!

ابرفورث:چشم قربون

آقا ابري تو والا
دشمن بزي تو والا
تا وقتي هستي هاگزهد
هاگزهد نمونده راکد!!!

استاد:نمونده راکد يعني چي؟
ابرفورث:يعني رونق داره!!!....اقتصادش هنوز راکد نشده!!!

استاد:خوب نوبت شماست...مگ گونگال

مگ گونگال:باشه

بارون و برف...سرما و يخ
رفت وگذشت..سال دوباره... تموم شد
با اومدن گربه سياه..کار موشا... تموم شد
پيشي..پيشي مومو...پيشي مومو
stop it `s black cats time

استاد:مگي هي ميگم از اين گربه ها کمتر بخون...نوبت توئه ويکتور ..بنال!!!

کرام:سکه وپول و اسکناس
چاره کار آدماست
خونت کجاست؟ماشينت چيه؟
فهم و شعور باد هواست
اينروزا هر کي گال(گاليون) داره!!
انجام ميده...هرچي حال داره!!!
کورو کچل..بيسواد و منگ
پولدار ميشه حتي توي جنگ!!!
صدتا کارآگاه زير دستشن!!!
ساحره ها ميخوان، زنش بشن!!!!
آواداکاداورا از پشت ميزنه
چون پول داره..پوز همه رو ميزنه

استاد:ويکتور چند دفعه بگم...رپ نخون!!!...هري ببينم تو چيکار ميکني؟!!!!

هري:اين شعر خطاب به چوئه!!!
خيال نکن نباشي!!بدون تو ميميرم!!
گفته بودم عاشقم!!...خوب حرفمو پس ميگيرم
خيال نکن نباشي...کارم ديگه تمومه
نميد دارم هنوز...چانگ ديگه کدومه!!!!
کي ميگه تو نباشي...ستاره بي فروغه؟
بذار همه بدونن....نميد مگه دوغه؟

استاد:هرميون جان تو بخون!!!!

هرميون:
حالا چاره چيه؟درمون چي چيه؟
ميون اين همه...عشق من کيه؟
شايد اين ويکيه!!!
نه..اون ويزليه!!!!
ميون اين همه
عشق من کيه؟

استاد:شعر ميخوني...يا تبليغ خودتو ميکني؟هان!!!!.....گيلدي به آواز ببينم!!!

گيلدي:پارتي پارتي پارتيه...شب جشن و شادي
پارتي پارتي پارتيه...شب جشن و شادي
شنبه شبه...همه پيژامه پاشونه!!!
اومدن پارتي کنن..نفس بدن...حالي بکنن!!!

استاد:آسلاميوس!!!...بي جنبه اي ديگه!!!هي ميخواد پارتي برگزار کنه!!!
کالين..آماده اي؟

کالين:بله
امشب ميخوام هر جور شده عکستو نقاشي کنم
تورو چجوري بکشم!!...تورو چجوري بکشم!!
توروچجوري بکشم با اون چشاي لجني!!(منظور سبز لجني هست)
موهاتو من چيکار کنم؟موهاتو من چيکار کنم؟
خيس...سياه و تيغ تيغي

استاد:لوپين جان بخون!!!
لوپين:يه آهنگ ترسناک پيدا کردم که بخونم

امشب شب مهتابه..من معجون ميخوام
اسنيپ اگه خوابه....من درمون ميخوام
خوابستو بيدارش کنيد!!!
زودتر هوشيارش کنيد!!
گوييد که ماه در اومده!!!
صبر ريموس سر اومده!!

استاد:خوب شاگردان عزيزم....جلسه درس تموم شد خوش باشين!!!
-------------------------------------------
با تشکر از همه شما عزيزان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 20 دی 1383 12:12
نمایش جزئیات
آفلاین
در جواب كرام: مقاله يا پست من مال خودته!
در جواب گونگال جان: عرض كنم كه حق داري جاي پست اونجا نبود ولي به يكباره نوشته شد و چون عادت به ويرايش ندارم! ديگه گفتم! راستي جايي براي اين حرف ها هست؟ مثل تريبون آزاد!
در جواب كرام: من؟ باشه سعي مي كنم! شايد كش دادم كه تو امتحان هات تموم شه!
الان خسته ام از سفر اومدم! از فردا سعي مي كنم كلنگ اسكار مستند رو بزنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!