انجمن مبارزه با «باجامه پارتی» با همکاری ستاد «اقامه تنفس مصنوعی» تقدیم میکند:
:bigkiss:
Bi Jameh Party Club! :bigkiss:
کارگردان: ویکتور کرام
نویسنده و تهیه کننده: گیلدروی لاکهارت
هری پاتر............... در نقش خودش
نمید..................... در نقش معشوقه هری
دومبول................... در نقش آغای غازی
مرلین...................... در نقش مدیر و یکی از استادان هاگوارتز
هرموین گرنجر............. در نقش شاگرد مرلین
حاجی دارک لرد........... در نقش یک وکیل
موذمال....................... در نقش دختر شیکم
شیکم......................... در نقش وزیر
گیلدروی لاکهارت............. در نقش وکیل حرفه ای
خواهر بلا....................... در نقش همسر گیلی
مک گونگال..................... در نقش مادر گیلی
و غیره........................... در نقش سایرین
این فیلم بر گرفته از یک داستان واقعی است! دیدن این اثر برای کودکان زیر 32 سال توصیه نمیشود!================================
دادگاه.....
دومبول: لتفا" ادامه بدید خانوم گرنجر!
هرمیون: بله... وقتی زنگ کلاس کوییدیچ خورد، مرلین بهم گفت که بمونم توی کلاس باهام کار داره!
همه حضار به مرلین که بغل گیلدی نشسته نیگاه میکنن! گیلدی عینک هم زده!
هرمیون: من خیلی تعجب کردم... توی درس که مشکلی نداشتم! پس برای چی به گفته بود بعد از کلاس بمونم؟ صبر کردم تا همه بچه ها از کلاس رفتن بیرون! بعدش مرلین اومد طرفم! [شروع میکنه به گریه کردن

] قبل از اینکه بتونم چیزی بگم، یهو دیدم... ریشش... تا دسته.... رفت... تو دهنم!

صدای پچ پچ حضار بلند میشه!
عده ای: وای وای چه بی ناموسی ها...
مرلین توی صندلی جا به جا میشه!
هرمیون: بعدش دستش رفت یه جای بی ناموسی تر!
دوباره صدای پچ پچ مردم بلند میشه!
هرمیون: من واقعا گیج شده بودم... نمیدونستم چی کار میتونم بکنم!
گیلی بر میگرده با نفرت به مرلین نیگاه میکنه!
مرلین با صدایی که فقط گیلی میتونست بشنوه: باور کن داره خالی میبنده!
حاجی به هرمیون نزدیک میشه: روزهای بعد هم این کارو تکرار کرد؟
هرمیون: با من نه... ولی...
حاجی: با دانش آموزان دیگه؟
هرمیون: بله!
حاجی: من سوال دیگه ای ندارم...
پس از چند لحظه...
دومبول:

(البته نیشش بستس!)... امو گیلی نوبط شماص!
گیلی بلند میشه میره وسط: خیلی ممنون جناب قاضی!
روشو میکنه سمت هرمیون: هووم... ببینم... تا حالا شده توی کلاس یه یادداشت یا کاغذی جا بذاری که توش در مورد آقای مرلین چیزی نوشته باشی؟
هرمیون:
گیلی: تاحالا شکل آقای مرلینو در حالی که با یه آفتابه توی بغلش خوابیده نکشیدی؟
هرمیون: نه!
گیلی: تا حالا آقای مرلینو «یک ریشوی آفتابه پرست» خطاب نکردی؟
صدای خنده ی حضار بلند میشه!
هرمیون: نه!
گیلی: «آقای بی دستشویی هرگز» چی؟
دوباره صدای خنده جمعیت بلند میشه!
هرمیون: نه!
گیلی میره یه دسته کاغذو به هرمیون نشون میده: این خط تو نیست؟
هرمیون قرمز میشه!
گیلی [ عینکشو از روی صورتش برمیداره ] : گفتم این خط تو نیست؟
هرمیون: این فقط یه شوخی بود! قصد خاصی نداشتم!
گیلی: تا حالا توی هاگوارتز توی سالن عمومی گریفندور پارتی راه انداختین؟
هرمیون:

دومبول: لتفا به صوعال جواب بدید!
هرمیون [قرمز شده] : یکی دوبار...
گیلی: تا حالا اسم «بی جامه پارتی» به گوشت خورده؟
صدای پچ پچ مردم دوباره بلند میشه!
حاجی [ با عصبانیت بلند میشه ] :
اعتراض دارم!دومبول: وارد نیصط! خانوم گرنجر لتفا به صوعال جواب بدید!
هرمیون: بله!
گیلی: توی هاگوارتز بی جامه پارتی هم برگزار کردین؟
دوباره صدای پچ پچ مردم بلند میشه!
دوربین روی مامان بابای هرمیون زوم میکنه... جفتشون قرمز شدن!
گیلی: دوباره میپرسم... تا حالا توی هاگوارتز بی جامه پارتی هم برگزار کردین؟
هرمیون [

] : فقط یه بار...
گیلی: بله... و بعدش... با دوستات نشستی و یه داستان سر هم کردی! یه داستان که هیچ کس نفهمه شما بی جامه پارتی راه انداختین توی هاگوارتز! بله... چه کسی بهتر از مرلین، معلم کوییدیچ که تو اصلا ازش خوشت نمیومد... آقای آفتابه پرست...
هرمیون [

] : این درست نیست...
گیلی: دیگه سوالی ندارم!
بابای هرمیون از وسط جمع بلند میشه میخواد بیاد گیلی رو کتک بزنه: ای بوق بوق کثافت لجن بوق بوق نشان... سپید دندان... خلموک بد پوست... بوق بوق بوق... لعنتی...
نگهبانا سریع میرن بابای هرمیونو میگیرن!
مرلین با خوشحالی گیلدی رو نیگاه میکنه!
دوباره صدای پچ پچ بلند شده!
دومبول: نطیجه فردا ساعت حشط سبه ائلام میشه! ختم جلسه... (چکششو پرت میکنه هوا میره)
همه حضار از جاشون بلند میشن که برن...
گیلی برمیگرده مرلینو نیگاه میکنه و با ناراحتی سرشو تکون میده... مرلین از خوشحالی داره میترکه!
بلا میاد طرف گیلی: :bigkiss: ایول... خوشم اومد! الان یه بی جامه پارتی درست حسابی میچسبه! بزن خودمون بریم بی جامه پارتی!
گیلی: بزن بریم! :bigkiss:
این داستان بسیار ادامه دارد....================================
تیرتاژ

:
گروه کارگردانی
--------------------
کارگردان هنری................... بیگانه
کارگردان تلویزیونی.............. ویکتور کرام
کارگردان رادیویی................. جاسم پلنگ
دستیار کارگردان.................. نورممد
گروه تصویر برداری
---------------------
تصویر بردار................. کالین کریوی
تصویر بردار.................. دنیس کریوی
دستیار تصویر پردازان....... موذمال
نورپرداز........................ جاسم
گروه صدابرداری
--------------------
صدابردار......... بیگانه
گروه تدارکات
--------------------
در باز کن.......................... بیگانه
حمل و نقل........................ نورممد
چایی، سوشی و مخلفات...... موذمال
گردگیری دوربین ها............... جاسم
سایر
-------------------------
دکوراسیون ................... آبرفورث
سیم دوربین و وسایل....... هری پاتر
بوق زن.......................... عده ای کثیر
تهیه کننده
------------------------
گیلدروی لاکهارت
تهیه شده در استودیوی دوستان، پاییز 83، به سفارش هیشکی!