پروفسور کوییرل . من می خواستم که چهارشنبه پست رو بزنم و خیلی هم تلاش کردم که وارد سایت بشوم ولی متاسفانه خط تلفنمان مشکل داشت و نتونشتم پست رو بزنم .
_________________________________-
پست من در مسابقه کوییدیچ:
جاگسن اون به جای سوروس اسنیپ بازیکن مهاجم
_________________________
رختکن تیم اسلیتیرین:
جاگسن : کلاغ
ملت : پر
توبیاس : گنجشک
ملت : پر
مارکوس : ولدی
ملت : ولدی که پر نداره باباش خبر نداره.
در همین لحظه بلیز میاد تو رختکن : چی کار می کنین شماها؟
ملت :
بلیز : زود جمع شین باسه بازی یه چیزهایی باید گفته بشه.
ملت جمع میشن.
بلیز : خب آرامینتا تو این بازی کمی حالش بده .سرما خورده. برای همین نمی تونه تیم رو خوب هدایت کنه و کاپیتان خوبی باشه برای همین من کاپیتانم. لرد سیاه به خاطر خشانت بیش از اندازه در بازی با گریفیندور و روانه کردن چند گریفیندوری به سنت مانگو از حضور در این بازی محروم شده. و توبیاس به جایش بازی میکنه.
توبیاس: هی. من یه قهرمان ملی ام.
بلیز : این سوروس اسنیپ هم که اصلا معلوم نیست کجاست انگار آب شده رقته تو زمین و ...و به جایش جاگسن بازی می کنه.
بلیز یک سرفه می کنه و با قیافه ای مصمم ادامه میده: خوب باید مواظب این تیم باشین به چند دلیل:
1- هر لحظه ممکنه که فنگ شما رو گاز بگیره. و شما هم ممکن است روانه سنت مانگو شید.
در همین لحظه 4 عکس از فنگ میاد که مراحل گاز گرفتن اون رو نشان میده.
بلیز : خوب در مرحله اول فنگ نیت می کنه که :( برای نزدیکی به خدا گاز می گیرم فربتا الی الله)
بعدش میاد به سمت پای شما . سپس دهان رو باز می کنه و در آخر منتظر می ماند که شما پایتان را در دهان گرامیشان بگذارید.(اشتباه نکنید که او شما را گاز می گیره . شما پایتان را در دهان او می گذارید)
2- بینز هم که یه روحه و سخت میشه توپ رو از اون گرفت.
3- کربچر هم که مدیره و هر لحظه امکان بلاک شدنتان وجود داره. مثلا در یک لحظه حرکت می کنین و در لحظه بعد حرکت نمی کنین.
4- ولدومورد هم که تو این بازی نیست و امکان صدمه دیدنتون خیلی بیشتره.
بلیز حرکات زننده ای انجام میده کله اش عقب میره و عطسسسه...
بله بلیز یه عطسه بلند می کنه.
بلیز : به بزرگیتان ببخشید . خب با محاسبات من احتمال برد تو این بازی کمه ولی خب با این اوصاف باید تمام تلاشتان را بکنین . پس پیش به سوی زمین.
-----------------------------------
در زمین کوییدیچ :
-همه بازیکنان در جای خود قرار گرفته اند و کوییرل هم رفته که با رها کردن توپها بازی رو شروع کنه.
توپ طلایی رها میشه . بلوجرها هم همینطور . و حالا کوییرل کوافل را به سمت بالا پرتاب می کنه و بازی شروع میشه.
این داستان ادامه دارد...(با صدای گوینده فوتبالیستها)
کارگردان : کات کات کات.
ملت : چیه .
کارگردان : اینجا زمین کوییدیچ هاگوارتزه . مسابقات معمولیه کوییدیچ نیست که .
جاگسن : مگه چی شده.
کارگردان : خب تو زمین کوییدیچ هاگوارتز داستانها دنباله دار نیست
که . باید مسابقه را تو یه پست تمام کنین.
جاگسن : آهان حالا فهمیدم.
کارگردان : خب دوباره می گیریم... نور...صدا...منصور دوربین زوومه...
منصور : آرزومه ... آرزومه...آرزومه( یه آهنگه دیگه)
کارگردان : حرکت
توپ طلایی رها میشه . بلوجرها هم همینطور . و حالا کوییرل کوافل را به سمت بالا پرتاب می کنه و بازی شروع میشه.
چو به سمت توپ میره و سرخگون رو می گیره.
به سمت دروازه اسلیتیرین می تازه و گل اول برای راونکلاو . چو در ابتدای بازی نتیجه را 10 بر 0 به نفع راونکلاو می کند.
توپ در دست مهاجمان اسلیتیرینه و دارن حمله می کنند.
- جاگسن پاس میده به ایگور . ایگور به مار کوس . مارکوس به ایگور و ...
ایگور : آآآآآآآآآآآآآآآآآآآی.
ملت :
بله همانطور که حدس زدید یا حدس نزدید . اصلا به من چه...
فنگ پای ایگور رو گاز می گیره.
فنگ : خب فنگ گاز زدن دوست داره.
کوییرل : یه پنالتی به نفع اسلیتیرن.
کارکاروف پنالتی را می خواد بزنه که می بینه کربچر چشمانش را بسته.
ایگور تو فکرش : یعنی باسه چی چشمانش رو بسته هان؟
خب ولش کن من شوتم رو می کنم بذار چشمانش بسته باشه.
ملت راون : کربچر چشمات رو باز کن.
کربچر تو فکرش : صدای توپ رو گوش کن...صدای توپ رو گوش کن ... صدای توپ رو گوش کن...(عین واکی وایاشی تو فوتبالیستها)
ملت راون : کربچر چشمات رو زود باش باز کن.
ایگور شوتش رو می زنه.
ملت : نه... کربچر...
در همین لحظه کربچر با چشمان بسته فریاد می زنه : زاویه چپ
کربچر به سمت حلقه سمت چپی می پره و توپ رو میگیره.
ملت :
کربچر :
کربچر : حالا نوبت شماست بچه ها .
اعضای راون به طرف دروازه میرن و می خوان گل بزنند .
فنگ شوت می کنه .
شوت فنگ به سمت حلقه سمت چپی میره.
سامنتا به حلقه وسط با پا ضربه می زنه و به سمت همان حلقه میره و توپر رو می گیره.
ملت :
60 دقیقه بعد...
دروازه بانها تا به اینجا خوب کرده اند و به جز گل اولی که چو زده هیچ گل دیگری نخورده اند.
حال چشمان همه به جستجوگرهاست.
واقعا آرامینتا یه سر و گردن از پنه لوپه قویتره.
آرامینتا یه چرخ دور زمین می زنه . چشمانش رو یه شی طلایی می زنه و به سمت اون شی میره و بله توپ رو می گیره .
اسلیتیرن برنده میشه با نتیجه 160 به 10
متاسفانه این پست به دلیل اینکه بعد از زمان مقرر زده شده نادیده گرفته میشه.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



قرار بود روز مسابقه بپوشم،گفته بود شانس میاره!!احتمالا از عشق زیاد به طرف بوش جذب شدم و تو خواب خوردمش!!!








