جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 دی 1383 19:42
نمایش جزئیات
آفلاین
ملکی ایر لاین دریم ورکز (مال دو) 2000
هر گونه کپی برداری از این سی دی با ذکر نام هرمیون گرنجر جایز میباشد .
با شرکت :
سائورون ................سائورون
مودی ....................ایزیلدور
دامبلدور..................الروند
پتیگرو ....................اسمیگل
سوروس.................دوست اسمیگل
کریچر.....................گالوم (همون اسمیگل پیر)
و
چو , حاجی , آندرومیدا, گیلدروی, صدای جاسم , مازامولا, یک مشت اورک , پری های ردا فروشی ..
کارگردان : ویکتور کرام
دستیار کارگردان : هرمیون گرنجر
منشی صحنه : بیگانه
نویسنده : هرمیون تالکین
فیلمبردار :کالین کریوی
سرپرست گویندگان : نصرالله مدقاحچی

ارباب حلقه ها قسمت صفرم

.............................................................
پری ها میان روی پرده
ملت : کف ..... سوف ... هورا
پری ها:" حلقه ای سه برای پادشاهان الف در زیر گنبد نیلی.حلقه ایی هفت برای فرمانروایان دورف در تالارهای سنگی .حلقه ایی نه برای آدمیان که که محکوم به مرگند و فانی و یکی از برای فرمانروای تاریکی
بر سریر تاریکش , در سرزمین موردور و سایه های آرمیده اش , حلقه ایست از برای حکم راندن,حلقه ایست برای یافتن , حلقه ایست از برای آوردن و در تاریکی به هم پیوستن, در سرزمین موردور و سایه های آرمیده اش ."
پری ها از روی پرده میرند .
ملت : هوووووووووووو
یکی که اصلا" کالین نیست : خوب شد یک چند تا عکس ازشون گرفتم .
.........................................
صحنه ی جنگ سائورون و ایزیلدر (مودی)
دوربین شیشه های شکسته ی نوشابه را نشون میده .بعد کم کم برادر گراوپی میاد تو کادر که داره نوشابه ها را میذاره تو منجنیق پرت میکنه طرف دشمن ... دوربین میچرخه گیلدی میاد تو کادر
ملت : سوت ... هورا ...
گیلدی : از خط مقدم به کارخونه زمزم .. کارخونه زمزم جواب بدین
جاسم از پشت خط : اینجا جاسم است صدای جمهوری آسلامی حاجی
گیلدی : جاسم یک چند تا جعبه نوشابه بفرست جبهه .. داریم نیرو کم میاریم...
دوربین حرکت میکنه صدای گیلدی کم کم محو میشه ... آندرومیدا و چو میان تو کادر
ملت :
چو یک بلند گو گرفته دستش : من عمرا" کم بیارم ... شما یک مشت اورک فکر کردین من جلوتون کم میارم ؟ عمرا" حالا هی بیاین جلوتر ... من که کم نمیارم !!!
آندرومیدا داره گوجه پرت میکنه
مازامولا میاد کنار آندرومیدا : یه قابلمه سوشی با پنیر اضافه آوردم اگه گوجه کم آوردین از اینا استفاده کنید .
دوربین دوباره حرکت میکنه تا میرسه به جایی که ایزیلدر (مودی ) داره با سائورون میجنگه
ایزیلدر : هووم تو مشکوکی .. پشت اون نقابت چی قایم کردی ؟ بعد شمشیرشو میبره بالا که نقاب سائورون را برداره
سائورون : نه !! نقابم نه !!! بدون مجوز نمیتونی به حریم خصوصی من تجاوز کنی !!!
ایزیلدر شمشیرشو میاره بالا .. سائورون دست راستشو سپر نقابش میکنه ... ایزیلدر هم عوضی دست سائورون را قطع میکنه ..
سائورون : نه !!!!--صدای سائورون کش میاد---من بر میگردم ...
و ناپدید میشه .
ایزیلدور : مشکوک میزدا !! حیف در رفت وگرنه نقابشو بر میداشتم !!! بعد دست سائورون را از رو زمین بر میداره . خوب که نگاه میکنه میبینه یک حلقه تو دست سائورونه ..
ارتش سفید : هیییی جنگو بردیم ..... بعد ایزیلدور را روی دستاشون میبرند ...
ایزیلدور : خودم میام شما زحمت نکشید ..
------- و این گونه بود که ارتش سفید , سائورون را شکست داد . -----------
ساعتی بعد :
الروند (دامبلدور): بحت میگم باید اون هلقه را از بین ببری ..
ایزیلدور : نه این مشکوک میزنه تا باز رسیش نکنم بهت نمیدم
الروند: گفطه باشم اون هلقه خطرناکه ... باید اونو از بین برد
ایزیلدور : نچ ... اسبش را هی میکنه میره
الروند : در حر سورت باید اونو از بین میبردی ...
حاجی خودشو به الروند میرسونه : ببخشید .. یک خورده از نوشابه ها اضافی اومده چی کارش کنیم ؟
الروند : خوب نگرش میداریم واسه جنگ بعد ...
.....
(این جای داستان خوب یادم نمیاد چی میشه .. در هر صورت حلقه میفته تو رودخونه و ایزیلدر هم از بین میره )
.....
فید اوت .. فید این ----- : خیلی خیلی سال بعد :
--------
دوربین داره همون رودخونه را نشون میده با این تفاوت که اسمیگل (پیتر ) و دوستش ( سوروس ) دارن ماهی میگیرند .
قلاب سوروس تکون میخوره
سوروس : آخ جون غذا
ولی ماهیه میکشتش تو آب .. بعد از اینکه یک کیلومتر با ماهیه میره یک چیزی ته آب برق میزنه سوروس هم اونو بر میداره ...
پتیگرو میدوه طرف ... : تونستی چیزی بگیری ؟
سوروس : عوضش از اینا دارم .. بعد حلقه را نشونش میده
چشم های پیتگرو در حال برق زدن : اگه بدیش بهت غذا میدم
سوروس یک نگاه به حلقه میکنه یک نگاه به سبد غذا : نچ .. نمیدم :no:
پتیگرو : رون مرغ ... سوسیس ... هات داگ ... وای ازش روغن میچکه
سوروس : کو ؟ کو غذا ؟
پیتر حلقه را میده .. غذاهاشو میده به سوروس .. اما غذا ها تو گلوی سوروس گیر میکنن و خفه میشه ..
............. واین گونه بود که اسمیگل به خاطر حلقه دوستش را خفه کرد ............
اسمیگل به کوه ها فرار کرد و از آن روز به بعد کسی او را ندید . او به تاریکی و خوردن ماهی های خام خو گرفت و کم کم به موجودی بی ریخت به نام گالوم تبدیل شد .
دوربین روی پتیگرو که داره ماهی خام میخوره .. تصویر یک لحظه میپره .. وقتی برمیگرده به جای پیتر کریچر نشسته
کریچر : :ylash:

این داستان ادامه دارد

.......................................................
با تشکر از :
نیروی انتظامی منطقه سه ی پاکدشت ..
مدیریت سه دسته جارو برای تهیه ی غذا ها
مخابرات منطقه ی 12 تهران .
مانیا که پری هاشو به ما قرض داد.
....................................................
ساخته شده در هالی ویزارد زمستان 83

...
پشت صحنه در دست ساخت است منتظر باشید !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1383/10/8 20:31:56
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1383/10/8 22:00:38
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 5 دی 1383 21:28
نمایش جزئیات
آفلاین
دو زن
با شركت :
حاجي
كرام
گيلدي
كالين
نور ممد
جاسم
سالازار
مازامولا
-=-=-=-=-=--=-=-=-=-=-=-=-=-=--=-
روز داخلي همايش هري پارتيستها .....

حاجي : اصولا از ديدگاه آسلام هرميون به دو بخش تقسيم ميشه
بخش اول كرام .......... و بخش دوم ..... رون

ناگهان در ها به شدت باز ميشن فردي در حالي كه باد ميزنه زير شنلش (تريپ ماتريكس ) وارد ميشه
فرد شنل پوش (كرام) : تكذيب ميكنم .. هرميون فقط مال منه اين استكباره
در سالن همه اي ايجاد ميشه برخي به طرفداري از كرام اعتراض كردن
حاجي دستهاي خودشو بالا ميبره
ملت سكوت
حاجي : ببين فرزندم از نظر آسلام تو و رون هردوتون يه اندازه هرميون رو دوس دارين پس بايد نصفش كنين ديگه
يه هفته رون يه هفته تو

كرام : نههههههه من نميزارم سپس جلو ميره و از وسط تماشاچيا هرميون بر ميداره ميندازه تو گونه و .......
شپلخ آپارات ميشه
ملت :
-=--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
همان روز دخالي همايش طرفداران ارباب حلقه ها

باز هم حاجي :
در اينجا ما از نظر آسلام كتاب رو مورد بررسي قرار ميديم
ازنظر آسلام الانور رو بايد كشت
كالين (تماشا چي) : چلينگ عكسي ميندازه
حاجي :
كالين : ببخشيد حاجي الانور رو چرا بايد كشت
نا گهان در ها با صداي ناجوري باز ميشه
و شخصي با يك عدد بيل وارد ميشه
نور ممد : كي ميخوادآبجي مارو بكشه ؟؟
حاجي با صداي ترقي آپارت شد
كالين كه ايستاده بود بيشتر تو چشم ميخورد
نور ممد رو به كالين : هااااااان! توني ! تو موخواي خوا مارو بكشي ..... خودم به خدمتت ميرسم
كالين : من نبودم حاجي بود
نورممد: هاااااان حاجي كه از خودمانه تو چي در وكولي
نورممد : جاسم هوووووووووووووي اون تراكنور بيار اينو ببريم قزوين
كالين :
-==--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
شب داخلي بيست هزار فرسنگ زير قزوين واحد عقيدتي سياسي منكرات :

سالازار : نوممد اون لامپ رو تكون بده ..... خوب اعتراف كن كالين و گرنه ميدم گلهاي يه قالي 10 متري رو بشمري جاسمم كمكت كنه
كالين : ميگ ميگم اعتراف ميكنم
سالازار : خوب........؟؟؟؟؟؟
كالين : ب ب به جون مادرم الانور رو من نكشتم
سالازار : پس كي كشته
كلين : حاجي
سالازار : حاجي؟
كالين : آره خودش به من گفت
سالازار مير تو مركز مخابراط منكرات
سالازار : هي بيسيم چي
گيلدي (بيسيمچي) : بله قربان يه بيسيم بزن حاجي ببين كجاست
گيلدي : چشم قربان
گيلدي تو بيسيم : تنفس تنفس آسلام ... خيييشششش ييششيششششش تنفس تنفس آسلام
حاجي : آسلام بگوشم خيششششششششيييشششپپپپيش
گيليدي: حاجي رييس سالي ميگه كجاي
خييسسسسسشششييشششششيش
حاجي : من الان كارخونه فرش ستاره كويرم خيششش بوگو چيكار داره
خيييييششششششششششششيشششششيييش
گيلدي: قربان حاجي تو كارخونه فرش ستاره كويره ميگه چه كارش دارين
سالازار : بده من اون بيسيمو
گيلدي بيسمو ميده به سالازار بعد يه آينه كوچك در مياره ميچسبونه به لبش (تمرين تنفس مصنوعي )
سالازار : نيش نيش نيش نيش آسلام خييييييششششيكشششش
حاجي : آسلام بگوشم چي شده نيش نيش خيشيشششششككشششششكش
سالاازار : حاجي كالين اومده بهت اتهام قتل وارد كرده
خييييشششششششششيشكشششششششي
حاجي : چي به من وارد كرده ... چيزي بهم وارد نشده
خييييششششششششششييييششششككيش
سالزار : خوب كي ميرسي اينجا
حاجي خيييشششششكيششش
حاجي : تا 1 ساعت ديگه با كارخونه صحبت كردم اسمشو عوض كرد گذاشت فرش ستاره دشت قزوين
خيشششششكيشششششچشششششي
سالزار: اوكي زود بيا تمام
خيششي خيشك خوششششششش
حاجي : اوكي تمام
سالازار بزور گيلدي رو كه داشته خفه ميشده (در هين تمرين آينه پريده بود تو گلوش ) نجات ميده و آين شو بهش ميده
گيلدي : ممنون قربان
سالزار : ميزنم به حسابت
=-==-=-=-=-=-=-=-=-=-=--=-=-=-=-

روز داخلي حاجي و سالزار از كالين باز جويي ميكنند
حاجي : من الانور رو كشتم
كالين : خودت گفتي
سالزار : خودش چي گفته
كالين : از نظر آسلام الانور بايد بميره چون كامنت داده دخترا با پسرا قاتي بشن( قال حاجي (غ) )
سالازار : هووووووووووم خوب حاجي راست گفته
نورممد چيچي و راست گفته الانور رو كشتين .
سالازار: بابا نور ممد اين AlaNoor نيست كه الانره
نورممد : اهين از اون لحاظ
حاجي : آره از همون لحاظ

-=-=-==-=-=-=-=-=-==-=-=-=-==-=-=-
ده روز بعد نرسيده به قزوين واحد سيار منكرات

جاسم : اعتراف كن هورمايونز رو كجا قايم ردي
كرام : نميدونم فقط ددم زد تو گوش و فرار كرد
جاسم اينطوري نميشه نورممد هوووووووووووووووووووووي بيل و ردار بيا
كرام :
جاسم : حالا همچين تو گوشيي بهت نشون بدم
نورممد : چنه جاسم ؟
حاسم : اون موالتو بردا يه تيليف بزن حاجي پاشه بياد

**** دو ساعت بعد
حاجي : ويكتور پسرم بگو هورمايونز رو كجا قايم كردي
كرام : (با صداي آلن دلون ) تو هورمايونز رو با اون كله قرمز بوگندوي لنگ دراز گدا نصف كردي قاتل ..... بي رحم ... بي ادب ... بي كله .. مغر فندقي وغيره ..
حاجي :
كرام ادامه داد : تو الا نور رو هم كشتي
نورممد : ميكشمتووووووووووووووووووووووووووووووون

بوم.! تق...! بنگ.......! بوف .......ديش....!
=--=-=-=-=-=-=--=-=-==-=-=-=-=--=
يك ماه بعد در بيمارستان رواني

حاجي : من دو نفرو كشتم من دونفرو كشتم من دونفر رو كشتم.......................
نورممد داره انگشت شست پاش ور ميره در ميره ميخوره تو چشمش
كرام به ياس فلسفي دچار شده و ..

-=--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
هان موقع پارك لاله

الانور و هورمايونز دارن باهم قدم ميزنن
الانور : آيخييييييييش از دست اون نورممد راحت شدم هااا
هورمايونز : منم از دست ويكي راحت شدم ولي بديش اينه كه ديگه نميتونم خرش كنم برام ده دست سريس طلا
بخره

-=-=- تيتراژ با آهنگ فيلم خوب بد زشت

حاجي --------------------- رييس منكرات
سالزار----------------------رييس منكرات
گيلدي----------------------بيسيم چي
كرام ---------------------- عاشق هورميون
نوررممد-------------------داش الا نور
كالين --------------------- شاهد
جاسم ------------------- راننده تراكتور
و مازمولا ---------------- رهگزر

نويسنده . كارگردان و تهيه كننده : سالازار اسليترين

با تشكر از :
مركز فرمانديه منكرات قزوين
مردم خوب و مهمان دوست شهر شهيد پرور قزوين
و تمام افرادي كه مارار در اجراي اين طرح ياري نمودند

زمستان 83

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Salazar_Slytherin در 1383/10/5 21:36:53
نمایشنا
هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 5 دی 1383 17:19
نمایش جزئیات
آفلاین
بیگانه جان هالی ویزارد خونه توئه!!!
هیچ کسی و هیچ قدرتی نمیتونه تورو از اینجا جدا کنه!!!

هرمیون جان میدونی من تحمل تنبیه تورو ندارم
----------------------------------
راستش بعد از اسکار جوی ایجاد شد که باعث شد فکر کنم سایت از فیلمنامه نویسی خسته شده....گفتم به همه فرصت تنفس بدم

-------------------------
فیلم کوتاه
حمله به قزوین

با شرکت:
کرام
بیگانه
حاجی
کالین
کینگزلی
گیلدی
جاسم
آهنگساز:ابرفروووس
تهیه کننده:کرام و تموم کرامان و کرامات!!!
----------------------------------
کینگزلی:هم پیمانان من امروز روزی ست که ما تصمیم گرفتیم شهر قزوین رو تصرف نماییم....از امروز مرکزیت آسلامیت تغییر میکند!!!.....معاون تو هم بنال!!!

کرام:دوستان این حمله شبانه سبب میشود که حاجی دارک لرد رو دستگیر کرده و از او برای مقاصد خود استفاده نمایید...ولی توجه کنید...این حمله اصلا ساده نیست ....چون همونطور که میدانید بیگانه به حاجیش پیوسته!!!!!این بشر تنها کسیه که ممکنه باعث ناکامی ما بشه.....برای همین باید تموم درها رو از بین ببرید!!!

ارتش وزارتخونه به شهر قزوین میرسه و جیم ثانیه به مقر حاجی دارک لرد میرسه!!!!

کرام: چرا کسی اینجا نیست!!!..تو شهر هم کسی نبود!!!

کینگزلی:معاون ناراحت نباش!!!از ترس من جرات نکردند که با من مقابله کنند!!!

کرام :من که اینطور فکر نمیکنم!!!

لحظه ای بعد در دستشویی در تالار آسلامو پیدا میکنند!!!!!

(مثل در تالار اسرار سرسره است)
کینگزلی:اینجا مقر مخفی حاجیه....همه افراد به دنبال من...لیز بخورید!!!!
همشون مثل سرسر لیز میخورن تا میرسن به پایان مسیر و چاردستو پا به زمین میخورن!!!!
حاجی دارک لرد و بیگانه جلوی آنها واستا ده بودند
کرام و کینگزلی:

حاجی:راستش این فکر بیگانه بود که پایین سرسره رو سیمان فوری بریزیم .....قآلیسلامیوس!!!!

تموم چوبدستیها تبدیل به فالی لول شده گلدار میشود!!!!
بیگانه:این قالیها برای اینکه گلهاشونو بشمارین!!!!!!
حاجی:من هیچ کاری با شما ندارم...شما با مردم قزوین طرفین.... ...به قول ویکی خوش باشین

تمام ارتش وزارتخونه:
---------------------------------------
تیتراژ:
قزوین شهر کسی بود که گفتن پرپر گشته
شهر خدا دوباره ،به جای خود برگشته
-------
با تشکر از اهالی قزوین که باعث شدن فیلم سریعتر تموم بشه!!!!!
با تشکر از بیمارستان ارتش وزارتخونه!!!
و سالازار که تالار اسرارو قرض دادن به گروه فیلمبرداری!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
نه !!!
ارسال شده در: شنبه 5 دی 1383 15:19
نمایش جزئیات
آفلاین
بیگانه ... من این تاپیک را نخونده بودم ... اگر خونده بودم مطمئنا" بهت رای میدادم ..
وای نمایش نامه هات واقعا" عالی بود ...
اول به هممون پی ام دادی که میری ...
ولی وقتی دیدم هنوز به اینجا سر میزنی کلی ذوق کردم !
اینارو ولشون کن ذوق هنری ندارند ...
من ازت حمایت میکنم
همه ی دی وی دی هاتو خودم میخرم ...
ویکتورم خودم میبرم تنبیه میکنم ....

بیا تا گل بر افشانیم و پست در سایت بیندازیم / فلک را سقف بشکافیم و نمایش نامه اندازیم
اگر حاجی لشکر انگیزد که اسکار نویسندگی برد / تو و غریبه به هم تازید و بنیادش براندازید

جمعیت : بیگی دوست داریم .بیگی دوست داریم
مودی : ههوم مشکوکه .. این بای آخری چه معنی داشت ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
بیگانه
ارسال شده در: شنبه 5 دی 1383 13:35
نمایش جزئیات
آفلاین
جوونی!
این رسم زمونه است که " از دیده برفت هر آنکه از دل برود"
زندگی سخته!
اینه رسمش؟
آره
؟
حرف بزن لعنتی ! با تو ام
خوب من ورشکست شدم خوبه!
؟ همین رو می خواستی
؟
نمی خوام؟
همتون مثل همین !
من دیگه دوستتونن ندارم!
می روم بالیویزارد! فیلم می سازم!
ای کرام نامرد! ای اردل نامرد!
ای از خدا بی خبر ها! ای بی ناموس ها!
ای با ناموس ها! ای ...
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش!
دردم از یار است و درپمان نیست!
شپش توی جیبم بی داد میکنه!
پشه پشه نیش داره 666 سه تا شیش داره!
من! تو او ما و شما ! با هم دیگه همراه هم هم دل و هم صدای هم!
حسن کچل کجایی ! چرا پیش من نمی یایی!
می دود روی چمن این بچه آهو/ به عشق شیر مادر با کاکا یو!
عرب در بیابان نمک می خورد ! شتر در چمن زار کتک می خورد!
تو عشق منی مادر تو بت شکنی مادر! بیا دورت بگردم!
اگر آن ترک شیرازی! به خال لب چون تو برفتی؟
امشب تا صبح شوری دارم!
چنین گفت رستم به بیگانه جان!/ تو خود را به زین کن برو توپ بیار!
من در دلم سودای ممل! تو در دلت سودای ته دیگ!
بای!
امضا بیگ!××!@#@!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 2 دی 1383 08:37
نمایش جزئیات
آفلاین
مانیا عزیز
منظور من این بود که فیلم تازه ای بسازی نه اینکه سکانسهای ردا فروشی رو اینجا بزنی

چون دیدم خوب مینویسی این پیشنهادو بهت دادم!!(البته بماند که خواستم بگم کلیه عواید فیلمها و سکانسها در اختیار هالی ویزارد هست و اونجا فیلم نساز!!!!)

متاسفانه سر من الان شلوغه ولی سعی میکنم دوباره فعال بشم از طرفداران هالی ویزارد عذر خواهی میکنم
با تشکر کرام

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 دی 1383 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام
ببخشید پست دو سه کلمه ای میزنم ولی مجبورم
من میتونم سکانس های گرفته شده در ردا فروشی رو اینجا اکران کنم؟
البته خیلی زیاده میشه سریال

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 29 آذر 1383 20:34
نمایش جزئیات
آفلاین
با تشكر از حاجي داركي يا همون جيگر! و تشكرات از او ... حاجي DVD اش رو نداري؟ من به زبان شيرين آذربايجاني از ANS ديدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 26 آذر 1383 15:01
نمایش جزئیات
آفلاین
از اون جایی که فیلم مستند الان مده دوربین و میکروفن رو ور داشتم و رفتم سراغ سوجه از اون جایی که فیلم مستنده همه کاره خودمم

در راستای ساختن یک فیلم مستند
رفتم در سطح جامعه تا ببینم هر کی تو دلش چی میگذره


هری : من الان به فکر سیریوسم
رون کنار هری وایستاده بود و چون احساساتی شده بود نتونست حرف بزنه
هرماینی هم گفت درس دارم و با ما حرف نزد
جینی رو هر کار کردیم راضی نشد حرف بزنه معلوم نبودسیموس بهش چی گفته بود
چو هم اول پرسید که هری چیزی گفته یا نه و وقتی گفتیم آره گفت پس من هیچی نمی گم
اسنیپ: من تو فکرم این هری رو چی جوری ضایع کنم
مودی اصلا ما رو ندید فکر کنم چشمش همراهش نبود
لوپین بدر ماهش بود و ما کلا سراغش نرفتیم
ولدمورت ضعیف تر از اونی بود که بتونه حرف بزنه
لسترنج تا ما رو دید فرار کرد ما نفهمیدیم یعنی ما این قدر شبیه سیریوس هستیم؟
دامبلدور و گوناگل با هم رفته بودند بیرون کجاش رو خدا می دونه
فاج فکر کرد جاسوس دامبلدوریم تحویلمون نگرفت
در آخر جوونی کردیم رفتیم سراغ دیوانه سازها و چشمتون روز بد نبینه
بعد از اون ما چند روزی در خانه بستری بودیم تا اینکه امروز حالم خوب شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 26 آذر 1383 04:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام! فقط جهت اطلاع عرض کنم اسم فیلم تعادل می باشد ساخت سال 2000 و روی دست ماتریکس! دوبله فارسیش رو سینما فلسطین حدود 2 ماه پیش روی پرده با صدای دالبی داشتش و واقعا فیلم بسیار قشنگی هستش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!