جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

41 کاربر(ها) آنلاین هستند (29 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
41 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 آبان 1383 03:15
نمایش جزئیات
آفلاین
استودیو پیکچرز تقدیم میکند....
فیلم بازگشت شیکم
کارگردان: داریوش کرام
بازیگران:
حاجی درارکی در نقش حاجاقا
شیکم در نقش شیکم smooth
کالین در نقش برادر بسیجی سر کوچه
کرام در نقش ویکی
بریتنی سپیرز در نقش هرمی
مازامولا در نقش مادر زن
چو در نقش مادر شوهر
حمید لولایی در نقش آقا ماشالله
بیگانه در نقش برادر عروس
جاسم، نور ممد،اصغر در نقش سیاهی لشکر
-------------------------------------------------------------
ویکی همی حیران در کوچه همی سرگردان سر به بالین مکاشفه فرو برده بود که یکی هرمی ز آن جا بگذشت و شیشه نوشابه ها از دستش رها گشت و تمام شلوار کرام خیس گشت...
هرمی:اخ ببخشید آقا...
ویکی:اشکال نداره خواه..نه یعنی خانم محترم
هرمی: نه من شرمنده...
ویکی :آخه عزیز دل برادر برای شما سنگین است اینا چرا بلند میکنید
هرمی:همش تقصیر این توله بلوجره
ویکی:کی ؟
هرمی:همین شیکم smooth مخ منو زده میخواد باهام ازدواج کنه
ویکی: مخترو زده بد نارضی هستی ؟
هرمی:آخه پولداره به مامانم گفته مامانمم با دست کوبیده تو مخم که الا بلا باید با این ازدواج کنی
ویکی:من نمیذارم..
هرمی:وا چه رومانتیک...
کالین از راه میرسه:همی خواهر کمکی از دست من بر میاد؟
هرمی:برادر به خدا برادرمه...
ویکی:آره راست میگه برادر
من:این که نشد دلیل شما حرف های رومانتیک میزدید ضمنا منم برادر این خواهر میباشم
ویکی: به حرفهای ما گوش میدادی تو خجالت نمیکشی شرم نمیکنی حیا نمیکنی آب نمیشی بری تو هوا دود بشی برای توزمین
اهل محل میریزن بیرون
حاجی:خوبه..بسه همی اینجا چه خبرَ برادر کالین سر وصدا ها واسه چیه؟
من:اسلام علیکم و...حاجاقا ..راستش این برادر با این خواهر حرفهای روماتنتیک میزدن
کرام:میگه چیه مگه گناه کردیم
شیکم میپره وسط معرکه:اوهوی نفس کش من اومدم کی به نامزد من حرفای بیناموسی زد ها بگو تا قیمه قیمش کنم؟؟
کالین:این..
شیکم:آها ویکی تو بودی پس مکشلی نیست بزن ...
کالین:ولی...
شیکم:یکی میزنه تو گوش کالین
جمعیت تو سینما:هووووووووووووو
شیکم:ولی بی ولی این ویکی که میبینی بچه بامرامیه داداش حالا یه حرفیم زده فدا سرش
حاجی:پس بسم الله رحیم... شما را زن شوهر اعلام میکنم
ویکی و هرمی: :bigkiss:
شیکم با عصبانیت:اَی بی مرام حالا دیگه خانوم مارو بلند میکنی
میپره که با چاقو صورت ویکی رو خطخطی کنه...جاسم نورممد واصغر میچرن وسط جلوش: حالا داش شیکم کوتاه بیا
شیکم: من کوتاه نمیام
بیگانه:برو دارمت
شیکم:کی بود؟
بیگانه:نمیدونم از وقتی که اون نامرد از پشت سر بهم حمله کرد یادم نمیاد
شیکم:خونه این ویکی کجاست؟
آقا ماشالله:بیا..بیا این چماقو بگیر بزن تو سرش..نزدیک اون در بزرگست
بیگانه:در کو؟
همه:
شیکم میره طرف خونه ویکی درو باچماق میزنه...
چو:چیه سر آوردی مادر الان میام...
شیکم:سلام مادر یه خبر بد دارم..
چو:چیه باز سید حاجی رو کشتن؟
شیکم:نه...راستش..
چو:خوبه از این خبرای تکراری خسته شده بودیم
شیکم:کجایی مادر پسرت بی اذن شوما،تو دوسوت زن گرفت
چو میره طرف ویکی...مازامولا هم که خبر دار شده بود میره طرف هرمی با این قیافه
چو:ببینم این دختره کیه رفتی بدون اجازه من گرفتی؟
هرمی:سلام مامی
چو.:آخی سلام عروس گلو خوشگلم
همه:
موذمال:دختره بی آبرو آبروی من بردی چشم سفیداین نکبت حالا کی هست؟؟؟
ویکی:سلام مادر شما چقدر خوشگل و جوون موندید راست میگن دختر به مادرش میره ها
موذمال:مرسی داماد گلم بیاین بریم داخل یه اب کدو حلوایی باهم بخوریم
همه:
شیکم: پس من چی؟؟؟
موذمال:خوب توهم بیا
شیکم:
حاجی و من:
شیکم:من بر میگررردددممم(به سبک کارگاه گجت)
آخر فیلم شیکم به خانه برگشت
----------------------------------------------
با تشکر از عوامل پشت صحنه زیر صحنه روی صحنه جلوی صحنه منکرات قزوین
دستیار کارگردان :کالین مدیر نور پردازی خودش
نویسنده:کالین
پردازشگر:p4
طراح صحنه:حاجی و بیگانه
=----------------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1383/8/26 3:26:01
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 25 آبان 1383 17:40
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام:با تشکر از حاجی دارک لرد عزیز و بیگانه که چندتا فیلم توپ اکران کردن به افتخارشون دست بزنید
همه:
حاجی:ترجیح میدهم برای من صلوات بفرستید
همه:
----------------------------
من این دو سه روزه فعال نبودم ولی فیلم بعدی من فردا اکران میشه تا رقابت اسکار شدیدتر و گرمتر بشه

منتظر فیلم:نجات سرباز آسلام(مرلین)باشید
(ایکیوها:نجات سرباز رایان)

کرام تصمیمشو گرفته تا حتما اسکارو از حاجی و بیگانه بگیره(اگر چه شانس کمی داره)

بر اساس مکاتبات من و بیگانه قرار شده یه تاپیک جداگانه رای گیری اسکار راه بندازیم که افراد فرمهای مربوطه رو پر کنند و هر شخص فقط حق یک رای دارد

اخرین مهلت نمایشنامه نویسی:10 اذر
تاریخ اسکار:15 اذر
مجری اسکار:لوپین و مازامولا
محل اسکار:shekam teater

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 25 آبان 1383 17:05
نمایش جزئیات
آفلاین
New Haji Lines Cinema Presents

A Keram Pictures Film

باج - قسمت اول

کارگردان: داریوش فرهنگ - ویکتور کرام
دستیار کارگردان: پیتر جکسون - جورج لوکاس
حراست: گراپی
واحد عقیدتی :حاجی دارکی
گروه فیلم برداری: غضنفر- کل عباس - اوس جاسم
واحد تدارکات(همکاری جلوه های ویژه): رودی لسترج

بازیگران:
ویکتور کرام در نقش رام
ونوس در نقش دوس دختر رام
تانکس در نقش خواهر افسر انگلیسی
گیلدی در نقش مردی که میان جمعیت بود
چو در نقش زنی که همراه گیلدی در میان جمعیت بود
حاجی دارکی در نقش عابد ریش دار معبد
ابر فورس در نقش رامپال جی حاکم
پاتر در نقش دکور متحرک صحنه
مرلین در نقش کدخدا
سارا از دختری در برج در نقش افکت های صوتی و بصری
با حضور افتخار آمیز بیگانه در نقش افسر انگلیسی

==============
یه دهکده خشک و بی آب و علف دیده میشه از دور... دوربین آسمونه رو نشون میده... یه تیکه هم ابر نیستش... صدای روی تصویر: شماها از بس بی آسلامی کردین خدا بر ما قهر کرده! باید بریم پیش ابرفورس ازش بخواییم اجازه بده بریم معبد شیخ عبدلی دعا کنیم تا بارون بیاد!
اینا همش چرته! ته ته ته ته....
دوربین میاد روی زمین حاجی کنار در معبد با یه تن ریش وایستاده مردم دورش جمع شدن یه مرد جوون و خوش تیپ میاد وسط توی دوربین بای بای می کنه میره!
تماشاچیا سوت و کف می زنن: گیلدی! گیلدی ! گیلدی! ....
دوربین میاد روی کسی که داره حرف می زنه: کرام در حالی که گردنش رو مدل هندی هی عقب و جلو می کنه میگه: این بیگانه استعمار گر باعث شده ما نتونیم خوب زندگی کنیم!
مرلین: چی میگی!؟ تو خیلی ناشکری! نگا کن چه سرویس بهداشتی خوبی داریم! اگه ابرفورث نبود ما اینا رو هم نداشتیم! ...
ملت تایید می کنن! : آره آره کدخدا مرلین راس میگه کرام تو جوونی و جاهلی!...
کرام آتیشی میشه: من؟ من؟ ( یه چندتا گردن میاد ) شما ها نمی بینید چه وضع فلاکت باریه؟!! اون درخت های خشک شده رو نگاه کنین...
دوربین می چرخه جایی که کرام با دست نشون داده ولی چیزی نیستش! پاتر در نقش درخت خشک شده می دوئه میاد می ایسته وسط کادر! اوناهش! اگه همینطور بارون نیاد حتی سرویس بهداشتی های تو هم بسته میشه کدخدا!
یکی اون وسط: راس میگه ! الان سه ماهه نوشیدنی نخوردیم!
کرام( هی می چرخه و با انگشت به مردم اشاره می کنه): تا کی می خوایین صبر کنین! نه نوشیدنی داریم! نه دی وی دی پلیر با سی دی چنجر! نه ماکسیما! خونه هامون هم در ندارن! هر چی سال پیش در ساختیم همش رو این بیگانه خارجی ازمون مالیات گرفت!
حاجی: تو جاهلی! نگا کن! به خاطر جهالت توئه که به این روز افتادیم! ما باید بریم پیش ابرفورث و ازش اجازه بگیریم بریم معبد شیخ عبدلی!
ملت: آره آره حاجی راس میگه!
ونوس میاد وسط (یه آهنگ عاشقانه هندی پخش میشه+ یه چندتا گردن) پاتر در نقش درخت گردو میاد وسط صحنه و ونوس میره از پست اون درمیاد و شروع می کنه به آواز خوندن که یهو فیلم می پره!
تماشاچی ها: هوووووووووووووووووو!
کرام: ماویا مساویا! ماویا نامساویا! ماویا جذریا! ماویا ماتریسا! ماویا کسریا!
ترجمه: الا و کلنگ و تیشه! دوست دارم همیشه! ونوس ریز میزه اینقدره بلا نمیشه!
آهنگ تموم میشه مردم حرکت می کنن به سمت خونه هاشون!
در این لحظه در پشت صحنه رودی گاز اشک آور میزنه در برج دختری در برج و باعث میشه ابرها بیان!

کرام: ابرها اومدن! ابرها اومدن!
حاجی: اینم از کرامات ماست...! بدون شیخ عبدلی هم کار پیش میره!
همه ملت خوشحالی می کنن و می زنن تو سر کله همدیگه... گیلدی در حالی که یه چتر صورتی گرفته میاد توی جمعیت چو رو پیدا می کنه و چتر رو بالای سرش می گیره و یه آهنگ از ریکی مارتین پخش میشه!
تماشاچی ها سوت و کف می زنن و عده زیادی از حال میرن!

توی پشت صحنه اثر گاز اشک آور از بین میره چون از تجهیزات تقلبی شرکت دومبل کورپورشینز بوده! در نتیجه ابرها میرن!

ملت شروع به گریه و زاری می کنن!!!
ونوس: بیچاره شدیم! دیگه آب نداریم باهاش آب معدنی دماوند درست کنیم باهاش توی اکس پارتی شرکت کنیم!
حاجی: من 5 نفر رو کشتم! من 5 نفر رو کشتم!
مرلین: چاره ای نیست! باید پیش آبرفوروس بریم و ازش طلب کمک کنیم شاید امسال مالیات رو بر ما ببخشه...!
کرام: نه ما نباید منت اون رو بکشیم! دنگ! آخ!(ضربه عصای حاجی!)
حاجی: ساکت شو جوان بی ایمان! توی معبد شیخ عبدلی پارتیه من حتما باید شرکت کنم!
ملت وسایلشون رو ورمیدارن به سمت قصر ابرفوررس حرکت می کنن...
پاتر در نقش وسایل ملت اینور و اونور میره!
...
ادامه در قسمت بعدی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 25 آبان 1383 13:17
نمایش جزئیات
آفلاین
ما يازده نفر بوديم! ---- فيلمي از ويكتور كرام!
با شركت:لوپين، گونگال، ونوس، گيلدي، هري(پاتر)، بلا(تريكس)،آرتور، كرام، بيگانه، مرلين، پادمور
آهنگ ساز: آبرفورث!-- نويسنده: بيگانه -- توليد مشترك:كرام پيكچرز و بيگانه ي قرن بيست و يكم!
*** دفتر جنگ-- كاخ رياست جمهوري سالن همايش -- پخش اسلايد***
بلاتريكس: با اجازه از سر وينستون چرچيل! از دريا دارمك گونگال! مي خوام كه افرادي كه بيست و هفت متخصص ما اون ها رو به دقت انتخاب كردنرو با اسلايد هاي گرفته ازشون معرفي كنن! دريا دار بفرماييد!
گونگال رو به حظار: اسلايد اول مربوط مي شه سرهنگ آبرفورث دامبلدور داراي مدال شجاعت مدريت جنگ هاي چريكي!
دومي: ستوان مرلين! مسلط به ورزش ها رزمي، سلاح هاي سبك!
سوم: ستوان: آرتور ويزلي! متخصص اسلحه ي تامسون!
چهار: سرجوخه ريموس لوپين! متخصص مواد منفرجه!
پنج: ستوان دوم هري پاتر! متخصص سيستم هاي الكترونيكي! ساخت سايت وبلاگ همه نوع!
شش: ستوان يكم! ويكتور كرام! مسلط به انواع سلاح ها نيمه خودكار تمام خودكار!
هفت: سرگرد! گيلدي! عضو ثابت انجمن صليب سرخ- مسلط به انواع تنفس مصنوعي!
هشت: گروهبان! استريجس پادمور! مدافع حقوق همه نوع ناموس! و مسلط به سلاح هاي دور برد!(اسنايپ)
نه: ستوان يكم! ونوس! جاسوس مسلط به بيست و دو زبان روز!
ده: ستوان دوم كالين ! خلياني تمام پرنده و چرنده!
يازده هم!: سرباز صفر! بيگانه! متخصص انواع در!
*** دو روز بعد توي دفتر گونگال!***
گونگال:شما ها براي ماموريتي مهم انتخاب شديد! من فقط اميدم به شماست بايد برين و مدارك مهمي كه اون ها از سفارت ما توي برلين دزديدن بياريد! حتي اگه همه شما توي اسن ماموريت از دست برين! ملت ما به شما افتخار خواهد كرد!بريد و براي ملتون افتخار كسب كنين!
**** دوازدهم-اوت- 1938--برلين***
كالين: راجر==دان! تيك آف (دري وري هايي كه خلبان ها ميگن) (روبه آبرفورث) رسيديم سرهنگ! همين جاست بايد بپريد!
*** فرود 11 چتر باز روي مزارع شرق برلين***
آبرفورث: مرلين~ بچه ها رو جمع كن! ببر توي اون خرابه!
*** نفوذ يازده كامانده به دفتر مركزي!***
بيگانه جلوي همه با در ور ميره! كه آلماني ها از پشت سر اون ها رو غافل گير مي كنن!
آبرفورث: بزنيدشون!
(صداي غرش مسلسل ها گوش ها رو آزار ميده!)
آرتور: شما برين! من سرگرمشون مي كنم! نگران من نباشد! من براي هدفمون مي جنگم ! شما بريد! مي گم برين! لعنتي ها!
*** همه با غم و غصه اون رو ترك ميكنن!***
طبقه ي اول با دويست آلماني رو برو مي شن! گيلدي! با مسلسل هشتاد تا شون رو مي كشه! كه ناگهان...!
برين عقب !!!! (نعره ي يك مرد... رگبار مسلسل هاي دو طرف جنگ رو قطع ميكنه)
بوم بنگ!(انفجار)
آبرفورث: نه لوپين! تو نبايد خودتو فدا ميكردي!
**صد و بيست آلماني ديگه با عمليات انتحاري لوپين مي كشه!( خودش روتوي دل آلماني ها منفجر كرد)
طبقه ي دوم محل قرار گيري اسناد!
گيلدي: توي اتاق هفتاد تا آلماني است! ما بايد يه كاري بكنيم! من از تو سوراخ كليد مي روم توي اتاق اون ها عش مي كنن!! بعد شما بريزين تو همه رو بكشين! ونوس: نه! ولي تو...
گيلدي: ولي نداره همين كه گفتم! و گيلدي ميره تو!
بعد از چندين صداي گلوله! همه مي ريزن تو و هفتاد نفر رو مي كشن!
در حالي كه بيگانه مشغول ور رفتن با گاو صندوق است!پادمور مي رود كنار پنجره شروع ميكنه به تير زدن به افراد توي حياط! اما پس از كشتن حدود! شصت نفر از شدت خون ريزي مي ميره!
آبرفورث با خودش! ديگه كسي برام نمونده! خدايااااا-- كه ناگهان!
بيست تا آلماني ميان داخل اتاق! كرام و مرلين خودشون رو سپر بيگانه ميكنن كه به باز كردن قفل ادامه بده و از شدت تير هايي كه بهشون مي خوره! در كنار هم جان مي دهند! بيگانه: باز شد!
همه با مدارك و اسناد فرار مي كنن!
اما آلماني ها توي راه پاي ونوس رو هدف قرار مي دنگيلدي ونوس رو بغل مي كنه، بنابراين سرعتشون كند مي شه!
ونوس: شما ها برين ما سرعتتون رو كند مي كنيم! گيلدي: راست مي گه! من همين جا از شرف و ناموسم دفاع ميكنم!

ابرفورث يك سلام نظامي به گيلدي و ونوس ميده! وسپس به همراه بيگانه و هري! با ناچاري با اينكه ميدونن ونوس و گيلدي كشته خواهند شد! اون ها رو رها مي كنن!
آبرفورث: اگه بتونيم خودمون رو به اون تپه برسونيم مي تونيم با هلي كوپتر كالين برگرديم قرار گاه!
هري: من اين جا (خف) كمين مي كنم! شما برين! نمي گذارم بيان دنبالتون!
آبرفورث: ولي علي من نمي تونم! تو رو تنها بگذارم! اون ها حتما تو رو مي كشن!
هري: اي بابا صد دفعه گفتم منو توي جمع علي صدا نكن! برو ديگه! باشه! بگذار با افتخار بميرم!
آبرفورث و بيگانه! با وداع از هري به راه ادامه ميدن!
نزديك تپه هلي كوپتر نشسته! ابرفورث جلو ميره بيگانه مي ايسته تا بند پوتين را ببنده كه ناگهان..! بازوكايي(گلوله ي آر پي جي! موشك) به هلي كوپتر مي خوره و كالين درون آن كشته ميشه و ابرفورث ده متر آن طرف تر پرت ميشه! بيگانه مي رود بالاي سر آبرفورث!
آبرفورث در حال جون دادن: بي... گانه!... تو ... بايد خودتو .... به مركز برسوني .... اين توي اين مدارك.... اسم جاسوس هاي.... فرانسوي است بايد اسمشون...... به دست مقامات..... برسه اون ها رو.... به خاطر بسپار و بعد نابودشون..... كن!خواهش..... ميكنم!( وآبرفورث مي ميره)
بيگانه در حالي كه چشمان باز جسد ابرفورث را مي بندد: من اين كار رو مي كنم مطمئن باش!
آبرفورث شجاعانه جان ميده و بيگانه پس از ده دقيقه اسارت توسط دشمن آزاد مي شود!
*** يك ساعت بعد از مرگ ابرفورث-- كاخ رياست جمهوري***
بيگانه همه چيز را براي گونگال تعريف ميكند! و نوبت به اعلام اسامي جاسوسان مي شود!
بيگانه: اوليش چيز بود!... انتونيو باندراس؟! نه پرفسور بالتازار؟ نه بالاخان؟ نه نه الان مي گم!
گونگال: من تو رو ريز ريز مي كنم! پوستت رو مي كنم! به خاك سيا نشوندي منو!
پايان!
واست(واسه ي تو) دلم واست تنم واست تموم زندگيم/ از تو دوباره منع شدم، با تو تموم شد خستگيم!
نم نم بارون چشات، گواه عشق پاكمه / هم نفس قسمت من، دوست دارم يه عالمه!
قشنگترين خاطره ها با تو و ازتو گفتنه!/ آرامش وجود من، صداي تو شنيدنه!
توضيح تيتراژ: اگه بشه! من هفت شب مهموني ميدم! هفت شب فيلم!
*** توضيح: خيلي طولاني شد مي دونم! ولي بدك نبود؟ نه؟ شباي احيا دست و دلم به فيلم نمي ره! در فكر مراسم اسكار با شكوه با راي ملت هستم! بايد با كرام مشورت كنم!حالا باز اعلام مي كنيم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 25 آبان 1383 13:13
نمایش جزئیات
آفلاین
هري پاتر--- ويكتور كرام ---- ونوس ---- گيلدي ---- آرتور ويزلي --- آبرفورث(مملي خان) --- بيگانه --- كالين و...
در فرار از مخمصه!
فيلمي از ويكتور كرام!
آهنگساز: آبرفورث (مملي خان)
نويسنده: بيگانه! (اين فيلم رو از يه فيلم ديگه الهام گرفتم، البته خودم نديدم برام تعريف كردن)
توضيح فيلم: اين فيلم از روي تلويزيون ايران ضبط شده! سانسوري زياد داره! من سعي كردن هر جا يادم مياد بنويسم!
---------------------- توليد بيگانه اي از قرن بيست ويكم -----------------
زندان قلعه مرغي جنوب نوادا---- 12 اكتبر 1998
بلند گوي حياط: زنداني ها برين توي سلول ها هوا خوري تمومه! گيلدي بياد دفتر ملاقاتي داري!
----- اتاق ملاقات --- گيلدي ونوس پشت يك ميز --------
ونوس: چقدر شكسته شدي!؟
گيلدي: زندانه ديگه، هتل كه نيست! آوردي شون؟ -- ونوس: آره! فكر ميكني به خطرش بيارزه؟ -- گيلدي: خوب من ديگه تحمل ندارم! دلم برات يه ذره شده ....(****سانسور****)
نگهبان رو به گيلدي و ونوس: جمع كنين ديگه بسه وقت ملاقات تمومه!
گيلدي: مي بينمت! باي! -- ونوس: موفق باشي ( متن اصلي دوستت دارم بود)!
------ سلول 11 سالن 15 بند مردان -----
گيلدي: بچه ها جمع شيد؟ ونوس بالا خره آوردش!
آبرفورث، كرام، آرتور، كالين، هري! جمع مي شن ميان! كنار گيلدي حلقه ميزنن!
گيلدي: نيگاه كنين يه چكش با آلياژ آلومينيوم! چه طوره؟
همه تاييد مي كنن! آبرفورث: خيلي عاليه! همين فردا شروع به كندن مي كنيم! گيلدي به ونوس بگو برامون چيز هاي بيشتري بياره!
كرام: اين پسره رو چه كنيم؟
همه بر گشتند و به فردي كه روي تخت خوابيده نگاه مي كنن! آبرفورث: هي پسرك! آره با توام تو با با تو ! آره خودت! نه اون مداد چيه؟ با خودت كار دارم!
بيگانه(همون پسره) مياد پيش بقيه: چيه چه خبره! --آبرفورث: خوبي؟ چي كار كردي؟ --بيگانه: من ؟ من بانك ميدلند سويس رو زدم!
همه: كالين: آقاي پرفسور مي شه بگي با اين نبوغ چه طور گرفتنت؟
بيگانه: خوب آخه وقتي داشتم در گاوصندوق رو باز ميكردم چون دستم مشغول بود كوله ام رو دادم مدير بانك توش كيف پولم بود!
آرتور: خسته نباشي؟!
هري: بگذار بهت بگم راحت بشيم! ما مي خوايم از اين سلول يه تونل بزنيم به بيرون تو نبايد ما رو لو بدي وگرنه با ما طرفي؟
بيگانه: تونل چيه؟
آبرفورث رو به همه: ببين منو ( ) بچه اهل دله؟
----- سه سال بعد --------
آبرفورث رو به بيگانه : اون خاك ها رو ببر بيرون! نه نه! خاك !؟ ببر بيرون! بيرون! اون طرف! آهان! نه نه ! با فرغون ببر تو جيبت نريز! خدااااااااااا ياااااااااااااااااااا كرام بيا كمك!
----- سه سال بعد -------
كرام رو به بيگانه: برو بشين پشت اون تراكتور! پشتش!؟ نه پشتت رو به من نكن! برو روش بشين! از رو سقفش بيا پايين خداي من! بيا بيرون! نمي خواد! برو خاك ببر! آهان خوبه! نه ! نه! اون وري نه! بابا اون طرف نه!
آبرفورث بر سر بيگانه داد مي زنه: چرا دوباره خاك ها رو مياري تو! برو بيرون! كجا مي ري؟ خاك ها رو هم ببر با خودت!دست نزن به اون! مي زني منو مي كشي ها! بيا برو ! كراااااااااااام كمك!
---- دو سال بعد ------
آبرفورث: بيا بيا ... خوبه همون جا خالي كن! تو اون طرف چه مي كني؟ بيا اين طرف اون بلدوزر رو ببر بيرون! خوبه! اون كيه كه روي تير آهن ها خوابيده! پاشو! خدايا! ( رو به بيگانه) پاشو بينم! بلند شو! برو سر جات بخواب! توي لوله نخوابي ها؟ بدو پسر گلم! اون دفعه نزديك بود بميري!
كرام: آبرفورث! به گيلدي بگو به ونوس بگه كه چند تا افغاي بفرسته اين طرف تونل بايد باز تر شه! بابا كار لنگ مونده! من چقدر حرص بخورم!
آرتور: آبرفورث ! كرام بياين گار گر هاي گروه تشخيص به يه چاه نفت رسيدن!
---- يك سال بعد -----
هري: آقا خاموش كنين! كليه ي وسايل خاموش كنن! نگهبان داره رد مي شه! لودر آبي به شماره ي شهرباني 153 د13 خاموش كنه!نگهبان داره مياد! اين مته برقي مال كيه؟بياد خاموش كنه!
--- شش ماه بعد ----
آبرفورث: هري! كرام! آرتور! داريم به يه جايي مي رسيم! تي ان تي ها رو روشن كنين!، ولي بگذارين بارون كه شروع شد با صداي رعد و برق منفجر كنين كه نگهبان ها نفهمن!
كالين: آبرفورث! مدير زندان تو رو خواسته تا سلول از توي تونل بيست كيلو متر راهه بيا با جيپ من برو!
--- شش ماه بعد ----
كرام: بگذار آخرين كلنگ رو من بزنم! كلنگ آزادي!
همين كه كرام كلنگ رو مي زنه! ....... كالين: اينجا چقدر شبيه سلول خودمونه؟ عكس هري رو هم مثل من چسبوندن به ديوار! نه! خداي من!!!
كرام: يعني!... دوباره به اون طرف سلول رسيديم!؟ نه من ديگ نمي تونم !!! كدوم احمقي نقشه ي حفاري رو كشيد؟!
همه به طرف بيگانه برگشتن!
بيگانه: جالبه ها! خارج از زندان هم مثل من روي در هاش علامت داره! تازه تخت من هم آوردن اينجا دستشون درد نكنه!
آبرفورث نشسته بر زمين و در حالي كه خاك ها را روي سرش مي ريزه: تموم شد ! ديگه همه چي تموم شد! من نمي تونم خدايا! كمك كن! من مي كشمت! تيكه تيكه ات مي كنم! ولم كنين! ده سال از عمر من تلف شد! اين چه كابوسيه؟
دوربين تاريك مي شه و تيتراژ شروع مي شه! اما صداي گيلدي به گوش مي رسه:
بيچاره ونوس اين همه وسيله قاچاقي به ما رسوند! من هنوز باورم نمي شه! چه جوري آخه .... چرا عقلمونو رو داديم دست اين ديوونه! ....
پايان!
تيتراژ
آرفورث: بيگانه هر جا كه مي ري به ياد من باش!/ اون ور دنيا كه ميري به ياد من باش!
بيگانه: مي رم و گم مي شم آخر تو غروب تنگ غربت / نداري تو واسه ي من حتي يك ثانيه فرصت!
كرام و آبرفورث: راه مي اوفتيم ما باهم، مقصد راه و نمي دونيم/ كاش مي شد بكنيم پوستت، ولي افسوس نمي تونيم!
بيگانه: فرصتي قده يه چشمك به من بده / فرصتي واسه گذشته ها رو به من بده!
كرام: اين همه درد سر فايده نداره ! ديگه تو آدم نمي شي! بيگانه ! آي بيگانه ...
بيگانه: بگو آخه واسه ي چي، تو شب نمياي پيش من / بگو دوسم نداري! پس منو نمي خواي كرامم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 23 آبان 1383 20:37
نمایش جزئیات
آفلاین
دید دیرید! دی دی دی دیرید! دودوم دیش دی دیش! دودوم دوم دوم دیش دیش! دددددد دن!(آهنگ نیو لاین سینما)

یه عالمه دود دیده میشه و یهو یه نوشته آبی بزرگ از توی مه میاد بیرون

New Haji Lines Cinema Pictures


A Gizr - Shimet - Rene News Company

In Accessories With
دوربین فید میشه
یه آهنگ رویایی پخش میشه
فید اوت میشه
یه حوض کثیف که یه عالمه توش برگ ریخته نشون داده میشه یدونه بند رخت به صورت عمودی توی حوض افتاده دوربین بالا میره و بند رخت رو دنبال می کنه و از یه عالمه شاخه می گذره هی بالاتر میره از کنار چندتا پرنده رد میشه یکی از پرنده های ایی می کنه توی دوربین... صدای فحش یه نفر میاد یه دست میاد توی دوربین و لنز و تمیز می کنه دوربین بازم میره بالاتر صدای ی جت جنگی شنیده میشه و دنگ!دوربین کج و کوله میشه و بعد از یه مدت دور خودش چرخیدن وایسته یه لحظه یه چترباز توی دوربین دیده میشه که که داد می زنه : مِیدِی مِیدِی! ... جاسم زدی افتادش که مواظب باش... شیش! داری ضبط میشه! ... دوربین بالاتر میره میره توی ابرها! از ابرها هم بالاتر میره...! جاسم فکر کنم ردش کردیم... سیس! مجه نجوفتم حرف نزنی! دوربین بالاتر میره و از جو زمین خارج میشه و موسیقی متن به دلیل نبودن هوا برای رسیدن صدا قطع میشه... دوربین اینور اونور رو نگا می کنه خبری نیستش! دوربین دوباره میره پایین داخل ابرها و حدود 10 دیقه بعد یه چیز سیاهی دیده میشه! دوربین میره جلو... ا نه صب کن از پایینش باید بیاییم!
... گزنفر! حرفی نزن دیجه!... دوربین میره پایین و دوباره بند رخت رو پیدا می کنه و میاد بالا و میرسه به یه تنه درخت که گراپی نشسته روش و پشتش از یه نفر یدونه عکس سه در چهار از ماه رو نگه داشته که پشت صحنه گراپی باشه!

Grapy Dream Works A Steeven Speel Grapy Berg Company SGB
==================
کرام در حال دیدن تلویزیون: ماااااااااااااااااااااااا! کمپانی فیلم سازی گراپی و حاجی!
گیلدی: آخ جون! حالا چی می خوان بسازن؟
پاتر: گیلدی اون چس فیل ها رو بده اینور! همش رو خودت خوردی!
کرام: چس فیل چیه بی ادبا! پف فیل!
پاتر: حالا هر چی اکسیو چس فیل!
کرام: هاها دیدی نیومد پاتر!
گیلدی: چون تموم شده! حالا می ذارین ببینیم!

صدای گوینده: Live TV Show به زودی با حضور....
پیام های بازرگانی!
همه: هوووووووووء!

اوپس دیپس اوپس! گروه مبارزه با موجودات فضایی تقدیمی می کند::: این شما و این درب های ضد بیگانه ::: جدید ! پرقدرت ! کم مصرف! احتراق بیشتر مصرف سوخت کمتر! سی جی 125 سی دی آی! ::: مبارزه با بیگانه را از این پس با این نشان بشناسید! :banana: :banana: :banana:
===
منم که بچه بودم سیم سرور پاتر رو می شناختم!
پاتر کیه؟؟
خوش آب و رنگ با نمک بچه ها بهش می گن سیم پاترک
گیلدی: ک آخرش چی بود؟
کرام: بابا سخت میگیری ها خوب جور نشد قافیش!

آرم پایان تبلیغات...
یه صحنه پرواز پرندگان پخش میشه... بعدش دوربین میاد روی زمین یه قایق توی آبه... دوربین زوم می کنه توی آب هیچ کس توش نیستش! دوربین بیشتر زوم می کنه یه قوطی چایی هستش!

شرکت چایی روح سبز ( روح احمد سابق ) تقدیم می کند: شوی تلویزیونی زنده پرفسور دکتر گراپی

روح سبز فقط با ضمانت نامه سام گلد لوپین

دوپس دوپس دوپس....!
GARPY LIVE SHOW>>>>> HERMI WHERE IS HAGER>>>>>>
سلام عزیزان من!
کرام: مااااااااااااااااااااا
کالین از پشت صندلی پرت میشه و پاتر پف فیل های گیلدی رو کش میره!
گراپی با یه کراوات در حالی که جلوش یه تلفنه و پشتش یه عکس با کیفیت خیلی پایین هستش ...
گراپی: از اسی جون که برام عکسش رو با ابی فرستاده خیلی ممنونم... اسی جون فدات!
(زنگ تلفون) دیرینگ دیرینگ
الو شما با برنامه زنده گراپی تماس گرفتین! سلام کرام جان شمایی؟
کرام: مااااااااا! بابامنکه که اینجام! تورو خدا...!
گیلدی: سیس! بذار ببینم چی میشه!
گراپی: می فهمم کرام جان حق داری... بله ببیندگان کرام همین لحظه اعلام کرد که تمام سود پول فیلم های مورتال کومبت رو بالا کشیده و الان اعلام کردش که خیلی پشیمونه... ببندگان عزیز همونطوی که می بینید اوضاع ما خیلی خرابه و همچین افرادی پول های مارو خوردن این شماره ها که روی صفحه نوشته نشده و من الان خودم رو کاغذ نوشتم و جلوی دوربین گرفتم رو بگیرید و با دادن شماره حساب خودتون به ما کمک کنین... بله... آهان الان از پشت صحنه تماس گرفتن گفتن که یه نفر 100 گالیون کمک کرده که احتمالا کمک می کنه یه 1 دیقه ای بیشتر روی آنتن باشیم من خطاب به کسی که این کمک رو کرده می گم که: دوست عزیز واقعا که خیلی خسیسی ! عزیزان توجه کنین که منتظر کمک های سبز شما هستیم... چی ؟ آهان... اوکی عزیزان الان از پشت صحنه خبر دادن که میزا کمک های مردمی به ده میلیون گالیون رسید که همش مستقیما به مهمترین نهاد کمک های مردمی یعنی دفتر حاجی تقدیم می کنم...! در ضمن هدف از این برنامه فقط کمک به آسیب دیدگان ضایعه زلزله یک چهارم ریشتری شهر قزوین بود که باعث شد آفتابه مرلین از دست بیوفته...
عزیزان از اینکه با برنامه ما بودین واقعا متشکرم! توجه کنین که کمپانی معظم ما به زودی برای رقابت با کمپانی بیگانه قرن بیستم وارد بازار اکران فیلم های شیلنگ بگیر توش خواهد شد در این راستا ما از آقای داریوش فرهنگ نیز دعوت کرده ایم تا در تیم ما باشه! فعلا تا برنامه های بعدی خدانگه دار... ( گراپی نوشته های عوامل رو تو دوربین نشون میده)

با تشکر از وقتی که برای دیدن این برنامه گذاشتید...
روح سبز... متفاوت... خنک بنوشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دارک لرد در 1383/8/23 20:39:54
ویرایش شده توسط دارک لرد در 1383/8/24 6:05:30
!ASLAMIOUS Baby!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 23 آبان 1383 12:51
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام !
عرض کنم که یک نکته یادم افتاد! اینکه هر کس فقط می تونه با یک فیلم شرکت کنه! یعنی من با تعداد فیلم هام! باید یکی رو انتخاب کنم! درسته ظالمانه است خصوصا که من فوق الغاده همشون رو دوست دارم! ولی حیف!
من دستم دچار کشیدگی عضله شده و نمی تونم بنویسم چون باید به صورت سنتی اول توی برگه کاغذ بنویسم مجبورم که فعلا استدیو رو رها کنم! چند تا فیلم توپ رو از دست دادیم! یکی رو نوشتم به نام فراری! خوب فعلا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 21 آبان 1383 11:34
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان:ساختمان کرام پیکچرز
زمان:10 صبح
موضوع:اسکار چطور برگزار بشه؟
-------------------------------------
حاجی:ویکتور شنیدم میخوای اسکارو برگزار کنی؟
کرام:حاجی از کجا فهمیدی؟
حاجی:این هم از کرامات ماست ویکتور!!!!
کرام:حاجی چند دفعه بگم کرام رو جمع مونث نبند!!(کرام + ات)احساس میکنم تمام نوامیس خانواده کرام به زبون میاری!!!!
حاجی:اولا این کرامات فرق میکنه ثانیا ما امین ناموس هستیم!!!چه اشکالی داره از نوامیس کرامزاده هم نام ببریم
کرام:حاجی..اخه
حاجی: موضوع رو عوض نکن..چطور میخوای اسکارو برگزار کنی؟
کرام:اگه بشه با بیگانه به توافق رسیدیم که به صورت رای دهی باشه یعنی جادوگران بیان به فیلمها رای بدن و نامزدها رو انتخاب کنند
حاجی:در زمینه سانسور هم نامزد اسکار داری؟
کرام:تو این زمینه فقط شما کاندیدی و لا غیر اسکارش مال خودته!!!
حاجی:چه اقداماتی کردی؟
کرام:فعلا داریم جوایز اسکارو سرچ میکنیم تا بذاریم کنار برندگان..میخواهیم یه چیز با کلاس باشه
حاجی:پس خوش به حال برندگان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: تنها در هاگواترز
ارسال شده در: چهارشنبه 20 آبان 1383 16:53
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام:خوب قراره به کمک بیگانه عزیز و شما دوستان مراسم اسکارو راه بندازیم
همه:
کرام:شما عزیزان اگر میخواهید فیلمتون در مراسم اسکار شرکت کنه تا 10 اذر وقت دارین فیلمهای خودتونو اکران کنید
همه:
کرام:جوایز اسکار در زمینه هایی است که بعدا توسط بیگانه عزیز اعلام میشود
همه رو به بیگانه: :ylash: :ylash: :ylash: :ylash:
بیگانه: این اختصاصی منه :ylash:
کرام:و باید بگم بیگانه خریدنی نیست که بخواهید توسطش به جوایز اسکار دست یابید البته ایشان کاندیدای نخست بهترین فیلمنامه نویسی هستند
--------------------------------
تمامی موارد بالا جدی است و شوخی نیست!!!!!!!!!!!
با احترام ویکتور کرام

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: تنها در هاگواترز
ارسال شده در: سه‌شنبه 19 آبان 1383 15:16
نمایش جزئیات
آفلاین
به مناسبت لیالی قدر, استدیو بیگانه ای از قرن بیست و یک تعطیل بود برای عید فططر غوغا می کنم! کمی یاری کنید چشم سعی می کنم اگه جاداشته باشه آب هم اضافه کنم!کرام جان کارت دارم منتظرم باش! باید یه کاری رو استاد کنیم! یه فیلم جنگی برای عید فطر میدم! من از درس کمی دور بودم باید خودم رو برسونم بای!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!