جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

30 کاربر(ها) آنلاین هستند (23 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
30 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: تنها در هاگواترز
ارسال شده در: سه‌شنبه 19 آبان 1383 08:39
نمایش جزئیات
آفلاین
ساختمان اصلی کرام پیکچرز
ساعت 4 بعداز ظهر
موضوع:افطار در هالی ویزارد
-------------------------------
کرام:خوب دوستان خوشحالم همتون اینجا جمعید تا هنرمردان این مرز و بوم با هم در ضیافت افطار شرکت داشته باشند.......بیگانه جان دره رو گاز نزن هنوز اذان نشده!!!.....داشتم میگفتم به مناسبت ماه رمضان همتون افطار دعوت شدید تا هممون صوابی برده باشیم

همه:
کرام:حالا برای اینکه حوصلتون سر نره یه فیلم ساخته خودمونو میذاریم تا ببینید
همه:
کرام:باشه باشه نمیذاریم..از حاجی دعوت میکنیم که بیان و صحبتهای آسلامی خودشونو بفرمایند
حاجی: در ماه رمضان حرص زدن و طمع حرام است و هر آسلام دوست باید بداند نباید حرص و طمع داشته باشد
همه:درسته
حاجی:خوب کرام جان ردیف شد ...لطفا فیشهای حقوقی اینها رو بده دستشان!!!!
همه:
کرام :
-----
همه دور هم جمع شده بودند تا پاتکی به کرام و حاجی بزنند
ابرفورث:راه حلشو سراغ دارم
همه:کیه؟
ابرفورث:معلومه این..... :ylash:
همه:بیگانه؟
ابرفورث اره ما به عنوان نماینده اینو میفرستیم سراغش
---
لحظه ای بعد...
کرام:عزیزان من چرا خودتون مشکلاتتونو بیان نکردین و اینو.... :ylash: ...فرستادین سراغ من..بفرمایین اینم اضافه حقوقتون!!!!!
-----------------------------------------------------------------------
بیگانه جان در مورد اسکار یه پی ام بفرست نظرا شخصی خودتو بگو و بگو مراسمو چطور برگزار کنیم

دوستان دیگر هم اگر نظری دارند به من پیام شخصی بدهند
با تشکر کرام

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کرام در 1383/8/19 9:29:36
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: تنها در هاگواترز
ارسال شده در: شنبه 16 آبان 1383 08:10
نمایش جزئیات
آفلاین
ينوايان(قسمت دوم)
با شرکت:
کرام در نقش ژانوالژان
بيگانه در نقش ژاور
مازامولا درنقش کوزت
کالين در نقش دوست پسر کوزت!!!
آهنگساز:ابرفورث
کارگردان و نويسنده و تهيه کننده:کرام
با تشکر از بيگانه
-----------
کروم و مازامولا به سمت مرکز شهر در حرکت بودند و بيگانه از آنها درخواست کرد تا قسمتي از راه همراه آنها باشد
کروم احساس کرد کسي دنبال آنهاست
کروم:يه لحظه صبر کنيد
کروم ميره طرف يه ستون از پشت ستون گوش يه نفرو ميگيره
کروم:خجالت نميکشي دنبال ناموس مردم راه افتادي؟
کالين:کدوم ناموس اون که دختر واقعي شما نيست!!
کروم:از 5 روز پيش دختر من شده و اختيارش دست منه
مازامولا:کالين!!
کروم: اونو ميشناسي؟
مازامولا:اره اون به من در بعضي از کارهام کمک ميکنه
کروم:شانس اوردي نکشتمت چون بلغاريها متعصب هستند.حالا بگو کارچيه؟ماشين داري..ا..ببخشيد درشکه داريد؟
بيگانه تو دلش:بلاخره سوتي داد که بلغاريه
کالين:من بيکارم نه پول دارم نه کار، فقط رو دارم
کروم:اره اينکه معلومه تو اصلا ميتوني اونو سير کني؟
کالين:پول پيتزا ندارم سيت سمبوسه ميارم اگه اون مهندسه ما هم phdميگيرم(سندي)
کروم:پس توي 24 ساعت چيکار ميکني؟
کالين:ضد کینگزلي فعاليت ميکنم
کروم: تو خجالت نميکشي با کينگزلي دشمني ميخواي دختر معاونشو بگيري؟
کالين:اره

بيگانه از اونا جدا ميشه و به طرف اداره پست راه ميفته تا نامه اي بفرسته که کرام اصلي همون کرومه
کروم هم اين وسط همش با کالين درگير بود که اونو به کينگزلي وفادار کنه
---
سه روز بعد..
بيگانه وارد دفتر کروم ميشه:جناب کروم منو ببخشيد من شمارو به جاي يک دله دزد معرفي کردم فکر کردم شما نام اصليتون کرامه
کروم:حالا از کجا فهميدي اون شخص من نيستم؟
بيگانه:کرام اصليو دست گير کردن تو خود لندن!!
کروم:اوکي ولي تو دلش:من نبايد بذارم يه بيگناه جاي من بره زندان من ميرم خودمو معرفي ميکنم
---
بيگانه رو به دوربين:کلکم گرفت!!امروز بازداشت ميشه!!
---
کروم در دادگاه:ساده بگم ساده بگم ساده بگم کرام منم اهل همين نزديکيا
همسايه اين بيگيو و همخونه اين قاتلا!!
قاضي دادگاه:اين پرونده مربوطه به پخت نان تقلبي است ولي به مامورين ميگم شمارو دستگير کنند
کرام :
---
کرام به حبس ابد محکوم ميشه و کالين و مازامولا هم روزهاي خوبي رو سپري ميکنند
-------
با تشکر از:
ویکی هوگو
ویکی کرام
ویکا کرام
واکی کرام و بقیه کرامها
واکی بایاشی
مادام رزمرتا و کافه سه دسته جارو
و بقیه عزیزانی که ما را در ساخت فیلم یاری کردند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: تنها در هاگواترز
ارسال شده در: پنجشنبه 14 آبان 1383 08:34
نمایش جزئیات
آفلاین
بينوايان(قسمت اول)
با شرکت:
کرام در نقش ژانوالژان
بيگانه در نقش ژاور
مازامولا درنقش کوزت
کالين در نقش دوست پسر کوزت
فلور در نقش نامادري کوزت
بيل در نقش ناپدري کوزت
چو درنقش مادر کوزت
ابرفورث در نقش نانوا!!!
و
حاجي در نقش کشيش!!!
آهنگساز:ابرفورث
کارگردان و نويسنده و تهيه کننده:کرام
با تشکر از بيگانه
-----------
کرام داشت از کنار نانوايي رد ميشد که بوي اون داشت کرامو ديوونه ميکرد کرام ميره طرف نانوا
کرام:اسم وپاسم ولي عاشقونه يه نون بده که گشنمه ديوونه!!!
ابرفورث :بدم که انگشت به دهن ميموني!!بدم که بازم ميخواي که ميخواي صبونه(صبحانه)
کرام تحمل نکرد و يه نونو دزديد ودر رفت
ابرفورث دنبالش دويد:اهاي دزد بگيرينش
بيگانه که اون دور اطراف بود ميره دنبال کرام
کرام روبه دوربين:اينم از شانس منه که ژاور بايد اين باشه!!!
کرام ميدوه طرف خونه حاجي و اونجا قايم ميشه
کرام:کمکم کني، قربانت شوم ،حاجي به خدا مهمانت شوم(چشمان سياه قربانت شوم منصور)
بيگانه دم در: :ylash:
حاجی:
بيگانه:اين ويکي رو اين اطراف نديدي؟
حاجي:چرا اين پشت در قايم شده!!!
کرام:
حاجي چرا منو لو دادي؟
حاجي:اخه ترسيدم شمعدونيها هم برداري در بري!!!
---
صحنه بعد کرام در زندان
کرام:آزادي کجايي ازادي؟ازادي ازادي ازادي(اهنگ جديد منصور)
---
چو در حالي که مازامولا رادر آغوش داشت!!!وارد مهمان خانه اي ميشه!!
چو:ببين فلور من نميتونم مازا (مازامولا)رو با خودم ببرم گفتم که چون تو دوستمي ازش نگهداري کني هزينشم با من
فلور:اگه بيل مخالف نباشه من حرفي ندارم
بيل:باشه ما نهايت سعيمونو ميکنيم که اون احساس خوشبختي کنه
تا چو از در ميره بيرون
بيل:اهاي بچه اين جارو رو بگير تي بکش!!!
فلور:اين هنوز نوزاده!!بذار 3 4 ساله بشه تا اونوقت تسويه حساب کنيم
بيل:يعني پول شير خشک و سرلاکشو من حساب کنم؟
فلور:مگه نشنيدي چو پولشو ميده!!
---
کرام از زندان ازاد شده و برگه ازاديشو دادن دستش
کرام:اين برگه به امضاي شکمه بذار ببينم رفيق سابقم ميتونه کار وباري دست وپا کنه يا نه.بلاخره وزيري گويند ميتونه اين کارو کنه
---
10 سال از گذاشتن مازامولا پيش فلور وبيل گذشته بود
مازا تمام کارهاي مهمون خانه را انجام ميداد
فلور:موذمال برو اين سطلو پر آب کن
مازامولا:من زن تنهاي شبم سطل ابم توي دستم از دست شما خسته ام کولبارم را بسته ام(حبيب)
سطلو پر اب ميکنه ولي زورش نميرسه برش داره
ناگهان کالينو ميبينه:کمکم کن کمکم کن نذار اينجا تک وتنها بمونم
کالين:نازک نارنجي نباش نازک نارنجي نباش!!!
مازامولا:بيا کمکن ديگه لوس بازي در نيار
کالين:بابا شوخي کردم بيا اومدم
مازامولا با کمک کالين سطل ابو ميذارن تو مهمانسرا
از قضا کروم معاون وزير سحر وجادو هم اينجا بود(کروم همون کرامه)
فلور و بيل:جناب کروم خشحال شدم که اينجا رو براي اقامت برگزيديد
کروم:خواهش اين دختر اسمش چيه؟
فلور:اين مستخدم ماست مادرش اينو اينجا گذاشت ولي ديگه پول نفرستاد براي همين براي تامين مخارجش بايد کار کنه
کروم:دختر حاضري فرزند من باشي؟
مازامولا:اره اره او او او باشه باشه اواواو
کروم:يک پسري مثل من همش در انتظاره يه ماذمولي مثل تو چرا باور نداره؟
مازامولا:اره اره او او او باشه باشه اواواو
کروم و مازامولا مجبور بودند براي مدتي تو مهمانسرا بمانند از قضا بيگانه يه شب مياد اونجا
کروم چپ چپ به اين بيگانه نگاه ميکرد:دوباره اين پيداش شد
بيگانه: :ylash:
کروم:همش همين قيافرو ميگيره انگار بلد نيست ژست ديگه بگيره
بيگانه: قيافه اين مرده آشناست
کروم:مازا جان بذار از اينجا بريم
کروم(همون کرام که اسمشو عوض کرده)با مازامولا به سمت در حرکت ميکنند در همون زمان بيگانه بلند شد که از مهمانسرا بره بيرون
کروم:اول شما
بيگانه:اول شما
کروم:امکان نداره شما عاشق دريد اول شما
بيگانه:باشه
بيگانه تودلش :اين از کجا ميدونست که من عاشق درهام؟

ايا کرام ميتوند از دست بيگانه فرار کند ادامه داستان در قسمت بعدي
--------------
با تشکر از:
وزارت سحروجادو
ميرتل گريان
سر نيکلاس
نوشابه هاي نيروزا
نيروهاي نوشابه اي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
تنها در هاگواترز
ارسال شده در: چهارشنبه 13 آبان 1383 21:14
نمایش جزئیات
آفلاین
.
تنها در هاگوارتز
بازيگران:
هري پاتر
آبرفورث دامبلدور
بيگانه
بازيگر ميهمان: ;كرام.
تهيه كننده استوديو كرام پيكچرز
آهنگساز: آبرفورث دامبلدور
تداركات: مرلين
حمل و نقل: آرتور ويزلي
- - - - - -
تيتراژ اول: فقط يه جمله با دود تشكيل مي شه ... صداي آبرفورث كه به لحن(موهاها) داره مي گه:
Welcome Foolish Mortals
جمله محو مي شه ... قصر هاگوارتز از نمايي دور...صداي فرياد ناراحت آبرفورث ...
فلش بك مي شه به دو روز قبل...
بيگانه و آبرفورث توي كوچه‌ي ناك‌ترن مغازه‌ي طلسم‌هاي سياه آقاي كرام... نفر اول بازار سياه خريد فروش اجناس ممنوعه‌ي درجه‌ي يك.
آبرفورث: ويكي جون... ببين... يه چوق كمه واسه‌ي اينكار... يادت رفته الآن همه‌ي استادا اونجان.
كرام: نه آبر... كافيه... بعدش هم من با يه كلك همه رواز اونجا ميكشم بيرون كه راحت بتوني بري و براي من اون تخم شيمر رو بياريش. ...
آبرفورث: پس بايد بيگانه هم باهام بياد... ميدوني استعداد خاصي توي بازكردن در داره.
كرام: باشه... ولي با همون قيمت يك چوق(قابل توجه IQ ها هر چوق برابر با يازده گاليون)!
آبرفورث: اه... ويكي اومدي و نسازي ها... اصلا من رفتم برو به يكي ديگه بگو...
پاچي درم: باشه بابا ... دو چوق مي دم... ولي صحيح و سالم مي خوامش.
//// هاگوارتز از نماي بيروني... دوربين از بالا به سمت در اصلي حركت مي كند...دو شب بعد///
بيگانه پشت در وايستاده و داره به در ور مي ره تا بازش كنه...آبرفورث مي شه ديدبان مي ره بالاي درختان!
بيگانه: بيا بازش كردم...
صداي گرمپي از پشت سر بيگانه كه وقتي بر مي گرده آبرفورث با مغز مياد زمين...
بلند ميشه و خودشو مي تكونه... خيلي آروم و نيم خيز به سمت داخل حركت مي كنه بعد.
چند قدم به داخل بر ميداره... ولي بيگانه گم شده... سراسيمه به اطرافش نگاه مي كنه... بيگانه داره در رو باز مي كنه و مياد تو... دوباره مي ره بيرون در رو مي بنده...
آبرفورث مي ره با پس گردني يخه‌ي بيگانه رو مي گيره و اونو دنبال خودش مي كشونه...
آبرفورث :ويكي گفت طبقه‌ي دومه... اما خيال كرده من... خودم حاليش مي كنم... به زن مردم تهمت مي زنه؟
بيگانه:
آبرفورث: هيچي ولش كن... خب گفت طبقه‌ي دومه... هوشت... آبرفورث زير پاش خالي ميشه دو طبقه پرت مي شه پايين وسط ته مانده‌هاي غذاي شام ...
بيگانه كه انگار نه انگار آبرفورث پرت شده مشغول معاينه‌ي در مي شه
آبرفورث رو به دوربين:
بيگانه: ...
با هر بدبختي بود آبرفورث مياد بالا و به طبقه‌ي دوم مي رن... پله‌ي آخر انحرافي بوده كه آبرفورث تا كمر گير مي كنه... بيگانه كه اصلا متوجه نبوده پاش رو روي كله‌ي آبرفورث مي ذاره و مشغول بازرسي در راهروي طبقه‌ي دوم مي شه ... آبرفورث كه از خشم و درد اشك توي چشماش جمع شده بوده فقط به خودش تلقين مي كنه كه نكشش... بذار موقع تقسيم... حالا صبر كن...
به زور مياد بالا منتظر مي‌شه تا بيگانه در رو باز كنه تا تخم شيمر رو از دفتر مك‌گونگال بردارن...

بيگانه: يه روز ميام به جستجوت... فقط به خاطر پول/ شيمر رو مي ذارم پيش روت / فقط به خاطر پول
يك پس گردني از آبرفورث، موج بيگانه عوض مي شه:
بر گيسويت اي جان/ كمتر زن شانه / چون در چين و شكنش دارد دل من كاشانه...
در باز مي شه و آهنگ بيگانه همين جا تموم ميشه... آبرفورث به سرعت به سراغ گاوصندوق بزرگ جادويي ميره كه گوشه‌ي اتاق مك‌گونگال وجود داشته... با ورد آنتيقفليوس قفل گاوصندوق رو باز مي كنه ... در گاوصندوق رو كه باز مي كنه و تخم شيمر رو در دستاش ميگيره... بيگانه كه در ي به اون سنگيني و خفني نديده بود( از جنس فولاد مرغوب طلسم شده) از خوشحالي مي‌پره روي سر و كله‌ي آبرفورث كه تخم شيمر به آرامي از دست آبرفورث ليز ميخوره و مي افته
/سرعت تصوير برداري يك چهارم ثانيه// و تخم شيمر ترك بر ميداره //صحنه آهسته// و ترك بزرگ
لوكيشن عوض مي شه باز هم سكوت، تاريكي و صداي چند جيرجيرك... ناگهان فرياد آبرفورث...
پايان داستان.... پاشين از سينما برين بيرون.
تيتراژ پاياني... با صداي بانو ونوس...
Why she goes home? nobody's home... where she likes ... Broken inside...
her feels she can't hide.. her dreams she can't find... she's falling behind... she's lost inside .. lost inside oh owo..
با تشكر از پروفسور مينروا مك‌گونگال و شما كه در خواندن اين فيلم چرت ما را ياري كرديد... همچنين تشكر مخصوص از ننه شيمر به خاطر اينكه پس از شكستن تخم تنها عزيزشون استخوان‌هاي مامور ما را به خانواده‌شان برگرداندند.
نقش هري پاتر در اين فيلم را حدس بزنيد و جايزه بگيريد.
يك روز همنشيني با بيگانه براي نفر اول
يك ساعت همنشيني با گيلدي براي نفر دوم ( متاسفانه عواقب خفه شدن بر اثر تنفس مصنوعي بر عهده‌ي ما نيس)
يك ثانيه همنشيني با آبرفورث براي نفر سوم
تشكر مخصوص از ويرايش گر اين فيلمنامه كه مارا در اين فيلم ياري كرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث در 1383/8/13 21:16:46
Re:هالی ویزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 آبان 1383 06:58
نمایش جزئیات
آفلاین
موميايي
با شرکت:
کينگزلي
بيگانه
کرام
هرميون
ابرفورث
لوپين
مازامولا
کالين
اهنگساز:ابرفورث
فيلمي از بيگانه و کرام
--------------
جمعي از کاشفان جهت انجام تحقيقات وارد اهرام مصر شدند افراد عبارتند از:
کرام هرميون ابرفورث لوپين مازامولا و کالين
هرميون:اينجا خيلي ترسناکه
کرام:من که باکيم نيست!!تاوقتي بيگانه اينجا نباشه من از چيزي نميترسم
مازامولا:اينارو نگو اون که با کسي کار نداره سرش تو کار خودشه جاش خيلي خاليه
ابرفورث:همون بهتر نيست ،الان ميتونيم راحت با خيال راحت به کار خودمون ادامه ميديم
لوپين:ولي وجودش يه خوبي داشت اونم اينکه در هاي مخفي اينجارو راحت پيدا ميکرد
کالين:منم موافقم اگه اون بود کارمون راحت بود
کرام:خوب بحث کافيه بيايين ادامه بديم
همين طور که در هرم داشتند ميرفتند به دروازه بسيار بزرگي برخوردند
کرام:رو در به افريقايي يه چيزايي نوشته کاشکي کينگي هم اينجا بود
ابرفورث:ميخواي احضارش کنم؟
کرام:اره
ابرفورث:شکم مينيستريوس
کينگزلي در حالي که پيژامه تنش بود ظاهر شد!!!!!!
کرام:وزير در حال پيژامه پارتي بودي؟
کينگزلي:معاون ده بار گفتم بي موقع مزاحم من نشو داشتيم با گيلدروي حال ميکرديما!!
کرام:حالا اين نوشترو ترجمه کن و برو به پيژامه پارتيت برس
کينگزلي نگاهي رو در انداخت:اي کسايي که بي اجازه وارد ميشويد بدانيد در پشت اين در بدترين و وحشتناکترين موجود خفته است مبادا او را بيدار کنيد!!
لوپين:يعني کي ميتونه باشه؟
هرميون:شايد ولدمورته!!!
مازامولا:شايد کرامه...ا..ببخشيد حواسم نبود!!
کرام: يعني من ترسناکم ؟ولي به نظر من بيگانست اينو بهتون قول ميدم
کينگزلي:من حال ندارم بايد برم هنوز به 50 نفر ديگه بايد نفس بدم!!
صداي ترقي به گوش ميرسه و غيب ميشه
کرام:کالين برو درو باز کن!!
کالين:چرا من؟مگه خون شما قرمزتره؟
کرام:نه قرمزتر نيست ولي تو از همه کم سنتري بايد سعي کني با خطرات روبرو بشي!!!
کالين با قدمهاي اهسته به سمت در ميره و درو باز ميکنه...و ان گاه
ميبينن يه تابوت به طول دومتر اونجا قرار داره
کرام اهسته نزديک تابوت ميشه و روشو کنار ميزنه.....
يک موميايي در ان قرار داشت ناگهان موميايي شروع به حرکت ميکنه و از جاش بلند ميشه!!!!
و ميره به سمت مازامولا
کالين احساساتي ميشه و ميخواي اونو نجات بده:آوداکاداو را!!!
کرام: کالين جان حدس نميزني اين مرده باشه؟
کالين: اره
ابرفورث تبديل به ريکو ميشه!!!
موميايي:
کرام:
موميايي با ابرفورث: :bigkiss:
همه: :

ابرفورث به خودش برميگرده موميايي که ديده بود با احساساتش!!!بازي شده بوده به سمت ابرفورث حمله ميکنه!!
که ناگهان.... :ylash:
همه:بيگانه!!!
موميايي تا بيگانه رو ميبينه پا به فرار ميذاره!!!
کرام:چطور مارو پيدا کردي؟
بيگانه: :ylash:
ابرفورث:تو جون منو نجات دادی
----------------------------
تیتراژ:2 بیتیهای بیگانه و کرام
بیگانه:بیا بریم اونجا که بو تو باشه هواش باد بیاد رد شه بره بریزه سرت ستاره
کرام:وقتی میای دست وپاهام میلرزن همه از اون ریخت تو هم میترسن

بیگانه:امشب سر هر کوچه دنبال تو میگشتم
کرام:هر جایی که تو هستی مشغول به فرار هستم

بیگانه:ساده بگم ساده بگم ساده بگم دنبالتم
کرام:نگو همین نزدیکیا،برو کوچه اول سراغ این بی معرفتا
-------------------
با تشکر از سنت مانگو
مادام پامفری
و دکترهای اعصاب که کرام رو برای انجام این فیلم اماده کردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
----------------------
خدایی بیگانه باها عشق میکنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re:هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 11 آبان 1383 20:31
نمایش جزئیات
آفلاین
بازگشت بیگانه رو به سبک خوفی تبریک میگم!
با نون اضافه!
راستی بابا بیخیال کارت تبریک هالوین هم میفرستید
آب برنامه رو هم بیشتر کنید!
دلم واسه همه بروبچ تنگ شده اگه مشکلات بزاره پام به نت برسه بلند میشم میام اینجا اولین جا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re:هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 11 آبان 1383 15:42
نمایش جزئیات
آفلاین
ایول!
خوشم آمد از آمدنت که چه به موقع آمدی...
ملت شریف بیگانه در خور... ببین اگه میشه ادامه فیلم دبستان نمونه مردمی جادوگران (مدرسه قبلی) رو اکران کنی... باهاش کلی حال کردم! این نقش هری هم بیشتر کن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium]اولین جادوگر در تمامی دوران ها که توانس?
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 11 آبان 1383 12:46
نمایش جزئیات
آفلاین
این فیلم کاملا به صورت موزیکال است!
پیانو!
همكاري استديو هاي : كرام پيكچرز-- بيگانه ي قرن بيست و يكم!
همکاری مشترک : كرام - آبرفورث(ایشون کارگردان موسیقیایی اش هستن)
موسیقی: آبرفورث با صدای اهالی موسیقی!
نوشته ی : بیگانه!
با شرکت: گيلدي، ونوس، مرلين!
------ منزل گيلدي -------------- دعواي زنا شويي -----------------------
گيلدي:برو از تو قلب من كه قلب من جاي تو نيست!/ ديگه دل عاشق اون چشماي زيبا ي تو نيست! (عصار)
ونوس: مي رم و گم مي شم آخر تو غروب تنگ غربت/ نمي تونم كه بمونم تو شهر بي محبت!(قميشي)
گيلدي: ونوس تو به من بد كردي، عشق تو رو باور كردم گل عشقم و پر پر كردي! (يادم نيست)
-------- ونوس ميره خونه ي باباش (مرلين) ------ منزل مرلين -------
مرلين براي برگشتن ونوس ميگه: نازنين! اون اگه تاريكه، غمي نيست! تو به فردا ها به روشني بينديش!( اصفهاني)
ونوس: اين همه درد سر فايده نداره/ ديگه اون تو دلم جايي نداره! (قميشي)
--- ونوس هيچ جور راضي نمي شه و طلاق مي خواد -- قبل ازشروع دادگاه ديدار ونوس و گيلدي در راهرو!---
ونوس: نه تو عاشقم نبودي مشت تو واشده پيشم/ ديگه دارم توي هق هق گرگ بارون زده مي شم!(عصار)
گيلدي: اشتباه بود اشتباه بود / دل به تو بستن گناه بود!(عصار)
ونوس: تو به خير ما به سلامت، عاشقي به ما نيومد! (عصار)
گيلدي: بانوي عزيز عشقم، بدتر از همه در اومد (عصار)
ونوس: من دارم بهار بهار ميبازم به روزگار/ دلم رو ورق ورق، صدا م رو هوار هوار! (مريم دي جي)
-------- دادگاه به اون ها چند روز مهلت مي ده تا فكراشون رو بكنن-------
--- براي همين گيلدي مي ره توي اتاقش تا خوب فكر كنه ولي توي خاطرات عاشقانه اش با ونوس غرق ميشه! ----
گيلدي در ذهنش:( اشعاري كه در دوران نامزدي براي ونوس مي خوند):
جمله شبا بي قرارم واسه لحظه ي ديدن تو/ وقتي كه ميرسي از راه چه قشنگه رسيدن تو! (فكر كنم: داريوش)
دل بردي از من به يغما اي ترك غارتگر من/ ديدي چه اوردي اي دوست از دست دل بر سر من!
اون كه پست شيشه شبا سر مي ذاره / مي خونه با اشاره حديث مهربوني!(شادمهر)
------ ونوس توي اتاقش روي تخت زانو هاشو بغل كرده ------------
وقتي تو نباشي از غصه مي ميرم!....(يادم نيست)
ونوس به خاطر مياره كه عشقش (گيلدي) رو توي دلش يه مدت نگه داشت و كسي نفهميد : عشق تو در دل نهان شد!/ دل زار و تن ناتوان شد!
---- گيلدي پشيمون ميشه وبه سراغ ونوس ميره اما شنيده بود كه ونوس قراره بره!-----
گيلدي: در خانه بمان در خانه بمان غمگينم! (كريمي)
اگه كه بري زپيشم، من همون قناري ميشم!/ كه تو بغض و گريه هاشم ديگه مي خوام با تو باشم! (قميشي)
----- ونوس با خودش مي گه ------
كي برام قصه مي گفت شبا كه خوابم نمي برد!(عصار)
*يكدفعه گيلدي مياد تو و مي گه: اووون منم كه عاشقونه شعر چشماتو مي گفتم/ هنوزم خيس مي شه چشمام وقتي ياد تو مي اوفتم!(عصار)
------ اما ونوس كه غرورش شكسته قبول نمي كنه ------
ونوس: دير اومدي اي رفته طعمت از دهن افتاد / دل ، دلزده شد از خود، آهنگ تو رفت از ياد!(عصار)
گيلدي: نه! اگه تو از پيشم بري شمعدوني ها دق مي كنن! (يادم نيست)
ونوس: بذار برم نمونم!
گيلدي: آي تو همزبون با من بمون/ اي تو هم صدا با من بخون! (عليرضا عصار)
---- ونوس كوتاه مي آيد-----
ونوس: مي مونم صبور صبور،مي شكنم غرور غرور/ آخ كه زندگي رو من، مي بازم كرورو كرور! (دي جي مريم)
گيلدي: عروسكي عروسكي، چه خوشگل و بانمكي، واسه دل نازكم تكي! (اندي)
------ سانسور شد -----------
ونوس و گيلدي دست در دست هم از كادر خارج مي شوند!

پايان
با تشكر از گيلدي و ونوس يگانه دلداده هاي سايت! (بقيتون ثبات ندارين هر روز با يكي مي پرين)
آين ترانه كاري مشترك از فريدون فروغي(سه بيت اول) و بيگانه(سه بيت دوم) است!
چرا وقتي كه آدم تنها مي شه؟/ غم و غصه اش قد يه دنيا مي شه؟!
مي ره يه گوشه ي پنهون ميشينه! / اون جار و مثل يه زندون مي بينه!
غم تنهايي اسيرت مي كنه! / تا بخواي بجنبي پيرت مي كنه!
اما من توي صدام يه قدرته / اميد و عشق تو دلم به شدته!
پا مي شم زندون و ويرون مي كنم! / دنيا رو مثل گلستون مي كنم!
تو بيا دستا مون و بديم به هم / من و تو خنده زنيم به هر چي غم!
*************************************
توضيح: پوستم كنده شد تا اين رو نوشتم! گوش هام سوخت بس كه آهنگ گوش دادم! ديگه درس هام شروع شده هفته اي يه فيلم به زور بتونم بدم! توي آهنگ هم كه شديد به گل نشستم! دي جي مريم به من حال نميده! شايد بايد مثل اين فيلم خودم آستين بالا بزدم! عصار توي اين فيلم زياد شد چون به شعراش مسلط ام نياز نداره فكر كنم! يه سري از شعر ها رو هم تغيير دادم كه به فيلم بخوره فكر نكنين اشتباهي شده! كرام خيلي آقا ست تاپيكي كه زده منو به سايت مي كشونه! شانس هم كه نداريم هر وقت ميايم! هيچ كس نيست! من تو فكر يه مراسم اسكار با راي شما هستم حالا بايد با كرام صحبت كنم! كانديد ها! نامزد ها! داور ها! و ... بايد در فكر يه قانون براي فيلم نوستن هم باشيم چون براي مراسم اسكار بايد بدونيم مدير توليد فيلم كي بوده!؟ خوش بگذره! راستي اگه تو فيلم زياد غلط داره ببخشيد چون من از ابتدايي كه بودم بدون چرك نويس (و ويرايش) مي نوشتم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 11 آبان 1383 12:41
نمایش جزئیات
آفلاین
انتقام از بيگانه!(قسمت دوم و قسمت آخر)
كارگردان: ويكتور كرام! = آهنگساز: ابرفورث- دي جي مريم = تهيه كننده: پادمور! = نويسنده: بيگانه!
با بازي: تقريبا همه هستن(لوپين، گونگال، ونوس، گيلدي، هري(پاتر)، بلا(تريكس)،آرتور، مازا، كرام، بيگانه، مرلين، پادمور، چو، و غيره!)
.....آبرفورث از جا ميپرد: چي؟ بياد اينجا؟! نه؟براي چي گفتي؟ من بايد برم! كمك!
گيلدي: كجا بابا ديگه داره مي رسه!
گيلدي درحالي كه مي بيند آبرفورث به سمت حمام مي رود! مي گويد: نيگاه كن از بس ذوق زده شده رفت خوش تيپ كنه بياد! دودقيقه صبر كن مياد ديگه!
------------- ابرفورث ميره يه دوش بگيره تا حالش جابياد و يه فكري كنه -----
لوپين و گونگال و هري(پاتر)وآرتور و بلا(تريكس) ميان خونه ي گيلدي!
گيلدي: سلام خوش اومدين! مازا(مولا)، كرام،بيگانه، مرلين، پادمورو چو(چانگ) هم دارن ميان اينجا جمع مون مجموعه! ونوس چايي بيار ! بفرمايد بشينين! خوش اومدين! خوب چه خبر ابرفورث حمومه!
لوپين : شنيدم حالش تعريفي نداره!
ونوس از تو آشپزخونه: آره بنده خدا صداش رو از تو حموم گوش كنين داره مثل كرام مي شه!
صداي آبرفورث از تو حموم:
اگه بيگي منو مي خواست، پشت در هاش نمي موندم!/ ديگه اين ترانه ها رو نمي ساختم، نمي خوندم!
بگو آخه واسه ي چي؟گير دادي به ما، خوب من/ مگه دوسم نداري، از جون من چي مي خواي خوب من!
* * *
----- در همين زمان مازا، كرام، بيگانه، مرلين، پادمور و چو هم، ميان--------
ونوس مي ره كه باز چايي بياره! مازا هم مي ره دنبالش تا براي شام با هم سوشي درست كنن!
مرلين وپادمور با فاصله از بيگانه مي شنينند و زير چشمي اون رو دارن!
بلا: خوب بيگانه چه خبر خوش ميگذره؟
پس از چند لحظه!
هري: هي بيگانه! با تو ست!
بيگانه از جا مي پره: چي شده! آتيش كمك رعد و برق بگيرش در نره!
كرام: واي كمك كي و برق گرفته مشعل بيا وريد!
چو: كرام هم از دست رفت! جواب هرميون رو چي بديم!
آرتور: بايد يه فكري كرد! همون در خطريم! اول كرام حالا آبرفورث بعد هم نوبت لوپين و هري و چو ومن ديگه!
هري: راست ميگه! نيگاش كنين!
همه به بيگانه كه داره بالش روي مبل را گاز مي زد نگاه كردن! بيگانه: :ylash:
بلاتريكس: بله بايد يه تصميم جدي بگيريم! (رو به كرام كه اون موقع داشت با انتهاي قاشق چاي خوري توي گوش بلا مي كرد) نكن! بابا!
همه به جز بيگانه كرام و مازا( كه بايد مي موند تا سوشي ها به گل نشينه (ته گرفتن غذا)) به اتاق ديگري رفتند تا تصميم مهمي را بگيرند!
-------داخل حمام آبرفورث از نماي بالا تنه -----
آبرفورث: لا لا لا !(صداي لالا يي) و ...... جييييييييييييييييييغ! كمك! برو بيرون! مامان!
بيگانه: بابا نترس منم! جيغ نزن! نيگا (:ylash:) منم!
آبرفورث: مامان جون بدادم برس! برووووووووووو!
همه مي ميان بيرون تا ببينن چي شده!
--- چند ساعت بعد-- همه جمع شده اند تا در مورد بيگانه را كه به صندلي بسته شده تصميم بگيرند --
لوپين: براي چي رفتي توي حمام!؟ هان؟ جواب بده!
پادمور: مگه ناموس نداري تو!؟
بلا: اجازه بدين حرف بزنه!
بيگانه: من ! من فقط حوصله ام سر رفته بود گفتم ببينم آبرفورث چي كار ميكنه!
چو: مگه تو حمام ملت چي كار ميكنن!؟
بيگانه: آخه من تا حالا حموم نديده بودم!
همه: چي؟ !
آرتور: من هميشه با خودم مي گفتم كه چه بوي لجن زاري مياد ها !؟
هري: من مي گم بگيريمش بندازيمش تو حمام خودشو بشوره شايد عقلش كه مسدود شده باز شه!
همه موافقت مي كنن! و دست به اقدام مي زنند!
بيگانه: نه ولم كنين! من نمي خوام بيام!
در همن حين سوشي هاي مازا و ونوس هم آماده مي شه! و ملت براي شام مي روند وبيگانه در حمام با دستاني بسته زير دوش مي ماند!
پايان!
ترانه ي پاياني را به همراه تيتراژ گوش كنين!
-------------
It's not time to make change,
just relax, take it easy
Find a girl, settle down
if you want, you can marry!
look at me,
I'am old, but I'm happy!
you can I try to explain?
when I do he turns away again
-------------
با تشكر از پادمور كه با زحمت بسيار دي جي مريم رو به من رسوند!
باتشكر از مدريت پارك آبي آزادگان!
با تشكر از همه ي شما كه وقتتون رو به ما داديد! (استديو هالي ويزارد--بيگانه ي قرن بيست و يكم)
*********************************************
توضيح: من همين قسمت رو قبلا نوشته بودم ولي چون ديدم استقبال از هالي ويزاد زياد شد! و نمايشنامه ي من بايد جامع تر و جوري باشه كه همه ي اعضا رو در بر بگيره، عوضش كردم! به نظرم بهتر شد! فيلم قرار بود دو قسمتي بشه بدليل كمبود بودجه نشد! نه جدا چون از فيلم هاي سه قسمتي خاطره ي خوشي (بيگانه اي ازقفس پريد 3) ندارم دو تا يي اش كردم! آبرفورث (مملي) دوست داشتني من رو به خاطر بي احترامي هام خواهد بخشيد! همين طور بقيه! يه نكته ي مهم اسم همه را كه نمي تونم توي ليست اول فيلم بياورم! بگرديد حتما اسمتون هست! (مگر اينكه شخصيت خاصي نداشته باشين! من كه نمي تونم به سليقه ي خودم بهتون شخصيت بدم)، گندش بزنن اين دي جي مريم رو كه دوتا آلبوم از دو نفر مختلف گرفتم هر دو بي كيفيت با عروض و قافيه فهميدم چي مي گه! نكبت! چون تهيه كننده اصرار داشت آوردمش و گرنه!!...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 10 آبان 1383 11:56
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان:ساختمان اصلي کرام پيکچرز
زمان:ديروز!!12ظهر
موضوع:فيلم کوييديچي
اعضاي جلسه:
کرام
حاجي
کالين
بيگانه
مازامولا
فلور
----------
کرام تعدادي از هنرپيشه ها رو به صف کرده بود و داشت براشون سخنراني ميکرد
کرام:عزيزان من ما ميخواهيم يک فيلم کوييديچي بسازيم بنابراين لازمه همه شما کتاب کوييديچ در گذر زمانو بخونيد
فلور:ميشه بگيد اسم فيلم چيه؟
کرام:اسم فيلم اينه:(به سوي جام)
کالين:کيا براي فيلم انتخاب ميشن؟
کرام:هرکي بهتر بازي کنه فردا در حياط ساختمان ازتون امتحان ميگيرم پس تا اون موقع تمرين کنيد
حاجي يواشکي تو گوش کرام:از اينا ميخواي بازيکن کوييديچ بسازي؟
کرام:تا ببينم چي پيش مياد
حاجي:
-------------------
مکان: حياط ساختمان اصلي کرام پيکچرز
زمان:امروز!!12ظهر
موضوع:تمرين براي فيلم کوييديچي
----------
کرام:نفر اول کالينه بيا جلو پسر
کالين با جاروش مياد جلو
کرام:فرض کن تو مدافعي چيکار ميکني؟
کالين سوار بر جاروش سرخگونو ميندازه هوا و با چماغش محکم ميزنه به اون
کالين:ضرب دستو حال کردي ويکي؟
کرام:
واقعا اميدوارشدم بهت راستي به نظرت اون توپيو که بهش ضربه زدي اسمش چيه؟
کالين:سرخگون
کرام:افرين ولي سرخگون براي چيه تو بازي؟
کالين:
کالين همينطور که دور ميشد با خودش فکر ميکرد از کرام دور شد
کرام:نفر بعدي بيگانه
بيگانه: :ylash:
کرام: خوب ببينم جاروت کجاست؟
بيگانه از پشتش يه در مياره و ميشينه روش!!!!
کرام:خدا امروز منو با اين عاقبت به خير کنه ببين بيگي فرض کن تو جستجوگري چيکار ميکني؟
بيگانه سوار بر در پرواز ميکنه و ميره دنبال يک توپ پس از چند لحظه توپو ميگيره و مياد پايين
کرام:مشکلي نداشتي؟
بيگانه:نه فقط تو کتاب نوشته بود توپ از ادم فرار ميکنه ولي اين توپه خيلي باحال بود خودش ميامد طرف من!!!!
کرام: ببينم توپ رو
بيگانه توپ رو نشونش ميده
کرام:به نظر تو اين کجاش شبيه اسنيچه داداش اين بلاجره اين براي مدافعاست نه براي تو
بيگانه هم ميره
کرام با خودش:خدا بعدي رو بخير کنه اخر سر از دست اينا من دق مرگ ميشم
کرام :نفرات بعدي فلورومازامولا
فلورومازامولا سوار بر جارو ميان
کرام:اميدوارم شما نخواين اسنيچو به هم پاس بدين!!!!فرض کنيد شما دوتا مهاجمين با هم پاسکاري کنيد وگل بزنيد
فلور ومازامولا سرخگونو برميدارن
کرام: اخ جون توپو درست شناختن
اونا سوار بر جارو همينطور توپو به هم پاس ميدن و ميرسن به دروازه ها
کرام از دور سعي ميکنه اونا رو ببينه چشماشو ريز ميکنه ولي ميبينه اونا سوار بر جاروشون نشستن و دارن فکر ميکنن
بعد از يه مدت برميگردن
کرام:
مازاولا:راستش گيج شديم توپو بايد به کدومي پرتاب کنيم؟چپي وسطي يا راستي؟
کرام:من اين نابغه هارو از کجا پيدا کردم هان؟
-----------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!