مسابقه ی بین دو تیم هافل و ریون
-- امروز مسابقه ی حساس بین دو تیم راونکلاو و هافلپاف رو برای شما گزارش میکنم بعد از بازی خز و خیل و زاخی وار اسلی و گریف امیدوارم که این بازی بازی خوبی از آب در بیاد اما نمی دونم چرا بازیکنان دو تیم هنوز وارد زمین نشدند
کوییرل وسط زمین وایستاده و با حالت عصبی داره با داور صحبت میکنه
کوییرل: اینا کجان مگه نمیدونن بازی دارن
همه :

کوییرل: الان باید چی کار کرد؟
سدریک: به دلیل حاضر نشدن هافل بازی به نفع ریون تموم بشه
همه:

رینگ رینگ رینگ( صدای زنگ موبایل)
کوییرل: بله؟
صدا : سلام منم کاپیتان ارزشی تیم راون
کوییرل: کدوم گوری هستی ؟ الان 5 دقیقه بیشتر به بازی نمونده
صدا : گوش کن ببین چی میگم ما به دلیل پاره ای مسائل حاضر به بازی نیستیم
کوییرل: چه مسائلی؟
صدا: وجود دو بازیکن زیر 10 سال در تیم حریف , بازگشت امپراطور به جامعه ی جادویی , نبودن حسن مصطفی در تیم حریف , نبود برادر حمید در تیم خودمون و وجود موجودی به نام دامبل در تیم حریف
کوییرل:

اگه تا دو دقیقه دیگه اینجا نباشین من میدونم و شما کل امتیازای هاگوارتزتون رو میگیرم
صدا : بچه میترسونی ؟ بگیر اصلا بی خیال امتیاز رفاقتا رو بچسب( این صحبتها رو فقط خود راونی ها میفهمن)
2 دقیقه بعد
-- بله هم اکنون درهای شرقی استادیوم باز شدن و بازیکنان تیم راونکلاو وارد زمین میشن
ادی ملقب به ارزشی
اوریل ملقب به ارزشی
تانکس ملقب به کفتر باز
پنی ملقب به دودره
ققی ملقب به کفتر
چو ملقب به چیپس
و بالاخره کریچ بهترین بازیکن تیم راون , عقاب بی رقیب هاگوارتز , یگانه جن و مدافع تیم کلاغ ها
(در اینجا نویسنده ارزشی بازی در آورده و برای پررنگ تر نشان دادن خودش هم تیمیهای خویش رو هم ضایع کرده)
کریچر در وسط میدون :

چند دقیقه بعد
ادی: ببین هرپی این هافلیا ترسیدن نیومدن . بازی رو تموم کن ما کار داریم
هرپی رو به کوییرل: ببین اینا کجا موندن
بیب بیب بیب( صدای شماره گرفتن)
کوییرل: الو البی کجایی؟ خیر سرتون مسابقه دارین ها
البوس: ها؟ چی میگی من تازه از خواب بیدار شدم بازی رو بنداز یک روز دیگه
کوییرل: چی کار کنم؟
آلبوس: صدات نمی یاد صدات قطع و وصل میشه
کوییرل: آره جون تو , اگه تا یک دقیقه دیگه تیمت رو جمع نکنی بازی رو بازنده میشین از من گفتن بود.
5 دقیقه بعد
-- بالاخره بازیکنان دو. تیم با تاخیر 15 دقیقه ای توی زمین حاضر شدن و همه منتظر سوت شروع مسابقه هستند
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-- بازیکنا همه تو آسمون هستند , اولین توپ نصیب بازیکنان هافل میشه
توپ دست هلنه ولی نه فکر میکنم رز بود اونم توپ رو میده به ...... بزارین ببینم احتمالا هلگا باشه ولی مثل اینکه این دیگه خود هلنه , حالا توپ دست دامبله و داره مستقیم به سمت من میاد
دامبل با این قیافه

در گوش گزارشگر یک چیزی میگه
-- بله دامبل از گزارش خوب من تشکر کرد و رفت تا به بازیش ادامه بده
چیزی که تعجب همه رو برانگیخته اینه که هیچ کدوم از اعضای گروه هافلپاف به استادیوم نیومدند تا تیمشون رو تشویق کنند
حالا دوباره دامبل داره به سمت من میاد ولی این بار توپی در دستش نیست چون همین الان توپ از دروازه ی هافل گذشت و نتیجه 10 هیچ به نفع تیم راونکلاو شد
دامبل در گوش گزارشگر یک چیزی میگه
-- با تشکراز دامبل ایشون به من گفت علت غیبت هم گروهیاشون اینه که صبح فرصت نکرده هم گروهیاش رو از خواب بیدار کنه گویا هر روز این دامبله که همه ی اونا رو برای صبحانه بیدار میکنه
-- حالا میبینم که یک ضربه ی پنالتی به خاطر خطای آلبوس روی ادی به نفع راون شکل میگیره دوباره آلبوس داره به سمت من پرواز می کنه
دامبل در گوش گزارشگر یک چیزی میگه
-- بله آلبی اشاره کرد که تقصیر ادی بوده و اون اول به دامبل فحش داده
-- حالا دامبل همه ی بازیکنای هافل رو به جلوی دروازشون هدایت میکنه و بازیکنا جلوی سه تا حلقه رو می پوشونن و از اون جایی که این کار خلاف قوانینه داور همه رو به جز سوزان از جلوی دروازه دور میکنه
-- تانکس توپ رو در دست داره و با یک ضربه ی عالی پنالتی رو گل میکنه و نتیجه 20 به صفر به نفع راونکلاو میشه
-- حالا بازیکنان هافلپاف جلو میرن هلن به پیتر اون هم به آنیتا , آنیتا الان جلوی دروازه اس و میتونه با یک ضربه گل اول تیمش رو به ثمر برسونه که بازی با سوت داور متوقف میشه چرا که در اون سمت زمین دامبل با کریچ یقه به یقه شده
-- بازم میبینم که دامبل داره به سمت من میاد
یک ساعت بعد
-- بله هافل گل سی و چهارم رو هم میزنه و نتیجه رو 370 به 340 میکنه همون طور که خودتون دیدین از وقتی که آلبوس اومده و کنار من نشسته بازیکنای هافل عالی کار میکنن
آلبوس الان در گوش من گفت که این تیم خوب رو خودش به تنهایی جمع کرده و تمرین داده و اینا همش ثمره تلاش اونه
بازی کماکان با نتیجه ی 370 به 340 در جریانه ققنوس که ازجستجوی گوی زرین خسته شده داره با تانکس خوش و بش میکنه اما بگمن همچنان دور زمین چرخ میزنه تا شاید اثری از گوی زرین پیدا کنه سابقه نداشته که پیدا کردن گوی زرین اینقدر طول بکشه حالا اتو به سمت داور میره و با اون صحبت میکنه ما هم از دامبل کمک میگیریم تا بره و ببینه موضوه از چه قراره
-- بله دامبل داره به سمت من می یاد
دامبل در گوش گزارشگر یک چیزی میگه
-- دامبل به من گفت که هرپوی کثیف یادش رفته گوی زرین رو رها کنه و همگی ما در حدود 2 ساعت اسکل شدیم
دامبل در گوش گزارشگر یک چیز دیگه میگه
-- بله دامبل میگه که اسکل نشده و از اول به این موضوع مشکوک شده بوده
-- حالا داور بازی رو قطع میکنه , نتیجه ی بازی هنوز معلوم نیست احتمالا داوران با هم شور بزارن و نتیجه رو تعیین کنن از این که تو این هوای سرد من و دامبل رو تحمل کردین ممنونم حالا دیگه میتونید به تالار های گرمتون برگردید و من واقعا به بچه های هافلپاف قبطه می خورم که روزشون رو خراب نکردن و از اول تو تالارشون موندن