جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

زمین كوییدیچ هاگوارتز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 14 بهمن 1384 12:33
نمایش جزئیات
آفلاین
در يه روز ابري بچه هاي هافلپاف در زمين كوييدچ مشغول گوش دادن سخنراني هاي دو تا كاپيتانشون بودن
هلگا : خوب امروز بيشتر مي خوايم رو ساختار دفاعي تيم كار كنيم خب حالا اگه كسي پيشنهادي داره بگه
رز : به نطر من دفاع تنها كافي نيست ما بايد دفاع و حمله رو در كنار هم داشته باشيم ولي در مرحله ي اول بايد دفاع رو داشته باشيم
پيتر : حرف رز كاملا درسته اگه ما از حلقه هامون دفاع مناسبي نكنيم هيچ فايده اي نداره چون اينجوري دائما به گروه مقابل امتياز ميديم
هپزيبا : خب ما هممون از اين كه بايد دفاع مناسبي داشته باشيم اگاهيم ولي در كنار اون يك ارايش مناسب براي حمله هم نياز داريم پس بهتره اين دو رو كنار هم بذاريم و يه ارايش كلي داشته باشيم
هلگا : بچه ها به اين شكل نگاه كنين اين ارايشيه كه مي خوايم در طول بازي داشته باشيم
.........................................................................

2

5 3 1

4
.........................................................................

هپزيبا : در اين شكل شماره ي 2و3و4 مهاجم هستن من در جاي شماره ي 4 و رز در جاي مهاجم 3 و پيتر در جاي مهاجم 2 مي ايسته توپ ابتدا در دست رز هست رز بها من و پيتر پاس كري مي كنه در طول مدتيكه مهاجم ها در حال پاس كاري هستن مدافعين ما هر كسي رو كه مانع ادامه ي پاس كاري بشه با بلوجر دور مي كنن مدافعن ما در شكل شماره هاي 1 و 5 هستن
هلگا : سوالي نيست ؟؟
همه : نه
اوتو : در رابطه با جستجوگر چه نظري دارين ؟؟
رز ز : به نظر من جستجوگر مي تونه از تاكتيك هاي خاصي بسته به موقعيتش استفاده كنه از اين رو ما بايد مطالعه درباره ي تاكتيك هاي جستجوگري رو به خود جستجوگر بسپريم و در طول بعضي تمرين ها كاپيتان مي تونه براي اطلاع يافتن از اگاهي جستجوگر از اون درباره تاكتيك هاي مختلف در موقعيت هاي متفاوت سوال كنه همچنين با قرار دادن او در موقعيت هاي متفاوت تواناييش رو بررسي كند
همگي :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هافلپاف هرم نبض آتشين ماست در شرجي عشق و اشتياق
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: دوشنبه 26 دی 1384 16:35
نمایش جزئیات
آفلاین
همه اعضاي تيم كوئيديچ توي رختكن زمين جمع شده بودند و ظاهراً داشتن به گفته هاي هپزيبا گوش مي دادند وهپزيبا هم داشت چيزهايي رو مي گفت كه بعضي هاش رو خودش هم نمي فهميد
هپزيبا :‌خوب سوالي ندارين ؟
اروارد:‌چرا هپزيبا اينها كه گفتي يعني چي ؟
هپزيبا:‌يعني اينكه اگه اينها رو تو زمين اجرا نكنين من مي دونم و شما
هلكا يكي از برگه هاي هپزيبا رو از دستش مي گيره و نگاه مي كنه
هلكا:‌آهان تو داري به ما مي گي كه با توجه به آرايش تيم مقابل چه جوري وايسيم هان ؟
هپزيبا :‌اره اما چرا اين جمله به ذهن خودم نرسيد ؟
رززلر:‌خوب ما اينها رو بلديم اما يه نگاهم به اين برگه ها مي كنيم و مي ريم تمرين
پيتر :برگه رو بده ببينم
بعد اينكه بچه ها برگه را نگاه كردند از رختكن مي رن بيرون و سوار جارو هاشون مي شن و مي رن هوا يكم براي تمرين دور زمين مي چرخن
هپزيبا:‌خوب براي شروع يكم پاس كاري مي كنيم مهاجم ها باهم پاس كاري كنن و مدافع هام بازدارنده رو به هم پاس بدن
اوتو :‌منم لطف مي كنم و با ادوارد تمرين مي كنم تا اسنيچ حسابي ناپديد شه
ادوارد :‌منم بدون هيچ لطفي توپ ها رو مي گيرم
هلكا:‌خوب ما هم شما رو هدف نميگيرم البته فعلا
پيتر و هپزيبا و رز زلر با هم شروع مي كنن به پاس كاري و سرخگون را به هم پاس مي ده رزهافلپاف و هلكا هم بازدارنده ها رو پرتاب مي كنن و اوتو هم با سرخگون ذخيره به ادوارد شوت مي زنه بعد حدوداً ده دقيقه اعضا با هم قاطي مي شن و يه بازي راه مي اندازن
هپزيبا:‌خوب حالا مهاجم ها يه گروه مدافع ها و ادوارد هم يه گروه باز ي مي كنيم
يك دو سه شروع
پيتر توپ رو پاس مي ده به رز زلر رز از بازدارنده رزهافلپاف جاخالي ميده توپ رو پاس مي ده به پيتر هپزيبا مي ياد پايين پيتر و اون توپ رو پرتاب مي كنه طرفش هپزيبا مي ره جلو دروازه كناري و اوتو هم مي ره كنارش هپزيبا از بازدارنده هلكا جاخالي ميده و توپ رو شوت مي كنه تو درواره كه ادوارد مي گيردش ادوارد توپ رو مي اندازه انتهاي زمين براي اوتو
اوتو : خوب حالا هپزيبا مچل شه
اوتو از مسيرش رو عوض مي كنه تا بازدارنده رزهافلپاف بهش نخوره اوتو توپ رو مي ادازه براي پيتر هپزيبا مي ره سمت پيتر تا توپ رو ازش بگيره اما اون توپ رو مي اندازه سمت رز رلر هم از كنار اوتو رد مي شه پاس مي ده به پيتر بعد خودش مي ره كنار دروازه پيتر پاس ميده به رز زلر كه هلكا رز رو ميزنه و تو مي افته دست هپزيبا هپزيبا توپ رو مي اندازه عقب دست پيتر پيتر پاس مي ده به هپزيبا رز زلر مياد جلوش هپزيبا از مسير منحر ف ميشه يكي از بازدارنده هاي رزهافلپاف مي خوره به پايين جاروش توپ مي افته دست رز زلر رز زلر هم ميره سمت دروازه راستي و پيتر هم مي ره سمت دروازه چپي ادوارد آماده بود با واكنش پيتر واكنش بده اما پيتر توپ رو محكم مي اندازه براي رز زلر و رز زلر هم شوت مي كنه توي دروازه يك متر مونده بود توپ بره تو دروازه كه يكي از بازدارنده ها ي رز هافلپاف بهش برخورد مي كنه و توپ از مسيرش منحرف مي شه
ادوارد:‌خيلي قشنگ بود ايول
تيم حدود بيست دقيقه به همين منوال تمرين مي كنه و وقتي هوا حسابي تاريك شده بود اوتو مي گه
هپزيبا هوا خيلي تاريك نيست به نظرت
ادوارد :‌به نظر من خيلي گشنمه
هپزيبا :‌رفقا خسته نباشين عالي بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پنهان شده ام

پشت ابر چشمهايم...

باران در اتاق من است...

خالي هاي اتاقم را

از تصوير زنده ي نامش پر مي كن
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: دوشنبه 19 دی 1384 11:35
نمایش جزئیات
آفلاین
اعضاي تيم كوييديچ هافلپاف:
دروازه بان=سوزان بونز
جستجوگر=اوتو بگمن
مهاجمين=رز زلر-هيپزيبا اسميت-پيتر پتي گرو
مدافعين=هلگا هافلپاف-رز هافلپاف
كاپيتان:هپزيبا اسميت و هلگا هافلپاف(فعلا به صورت اشتراكي!)هافلپاف هافلپاف هافلپاف
هافلپاف تنها گروهي كه واقعا مي برد
تيم كوييديچ هافلپاف تقديم مي كند يك تمرين كوتاه ولي در عين حال فوق العاده
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
روز تمرين بود هلگا و رز با هم از خوابگاه درميان و به جمع تيم مي پيوندند
هلگا :
بقيه : چي شده ؟؟
هلگا به دست رز اشاره مي كنه !
بقيه :
رز ز : چيه ؟ اها اذرخشم رو ميگين يه هديه ي كوچك از طرف مامانمه
هپزينا: اها اين اگه هديه ي كوچولو هست هديه ي بزرگت چيه ؟
رز ز : خوب سال پيش واسه تولدم بابام برام بازيكنان تيم ايرلند رو خريد
رز ه : حيف كه بابات نميتونه برات يه مغز بخره وگرنه قضيه حل ميشد
هپزيبا:خوب بس كنيد ما بايد تمرين رو شروع كنيم خب ارايش ما بايد به اين صورت باشه اول هلگا و رز ه چماق هاشونو بر ميدارن و من با فاصله ي سه متر از شما در پشت سرتون قرار ميگيرم
و رز و پيتر هم از پشت منو تحت پوشش قرار ميدن هلگا بايد حدود يك متر جلوتر از رز ه وايسه رز ه حمله رو شروع مي كنه به اين صورت كه بازدارنده رو از عقب به سمت هلگا ميفرسته به طوريكه كسي كه در فاصله ي انهاست مورد اثابت بازدارنده قرار بگيره اونا اين كارو تا وقتي ادامه ميدن كه در جلوشون فقط در وازه بان باشه بعد من كه توپ دستمه توپ رو به پيتر پاس ميدم پيتر به سمت جلو يورش ميبره و درست در موقعي كه همه فكر مي كنن پيتر توپ رو وارد دروازه ميكنه توپ رو در همانجايي كه هست رها ميكنه و رز ز كه چند ثانيه قبل زير توپ رفته بوده اونو با قدرت وارد دروازه ميكنه
رز ز : براي جستجوگر يعني اوتو يه پيشنهاد دارم اون بايد وانمود كنه گوي رو ديده و با سرعت به سمت جايگاه بيننده ها بره و قبل از برخورد با سكو تغيير جهت بده و چون اون يكي جستجوگر وقت فكر كردن رو نداشته به سكو ميخوره
اوتو : تو از كجا اين تكنيك رو دراوردي؟
رز : وقتي تو تيم منچستر سنت مانگو بازي مي كردم از اين تكنيك استفاده مي كردم
هلگا : مگه تو رو تو تيم سنت مانگو راه بدن
پيتر : بس كنين ديگه بياين بريم تمرين
همه به سمت زمين مي روند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هافلپاف هرم نبض آتشين ماست در شرجي عشق و اشتياق
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 27 آبان 1384 09:29
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام خوبين يا بهترين خوب من در مورد دعواي اول بين هافلپاف و اسلايترين يه حرف بزنم زمين كوئيديچ براي همه بچه هاي سايته (منظورم 4 تا گروهه)پس بياين پست هامون رو طوري تموم كنيم كه اگه بعد ما يكي از يه گروه ديگه اومد با مشكلي رو به رو نشه كه حالا از كجا شروع كنه با تشكر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همه بچه هاي هاي تيم هافلپاف دور هم جمع شده بودند و با هم به طرف زمين مدرسه حركت مي كردند
جرج:‌امروز رو چي تمرين مي كنيم
هپزيبا:‌رو حركت هايي كه قبلا كار كرديم تمرين مي كنيم
هلكا :‌منم همه حركات رو ياد گرفتم
سوزان :‌اين عاليه
ارني :‌خوب بريم لباسامون رو عوض كنيم
همه لباسهاشون رو عوض مي كنن و با جارو هاشون مي رن هوا
دامبلدور :‌خوب بازي كنيم
هپزيبا:‌هوم آره شروع كنيم اما قبلش براي اينكه گرم شيم يه دور دور زمين بزنيم
جرج:‌آره خيلي حال مي ده
بچه ها بعد يه دور زدن دور زمين سر جاهاي خودشون قرار مي گيرن
هپزيبا توپ ها رو مي اندازه تو هوا و اسنيچ رو هم آزاد مي كنه
هپزيبا :‌خوب حالا دو تا از مهاجم ها بايد توپ رو به هم پاس بدن يكي ديگه هم اون رو ازشون بگيره هر كس كه تونست توپ رو بگيره مي شه يار نفر آزاد و كسي كه توپ رو از دست داده بايد توپ روبگيره و ارني هم با اسنيچ تمرين مي كنه و مدافع هام بايد با توپ هاشون مزاحم كار مهاجم ها شن
جرج:‌و اين كار تخصص ماست
دامبلدور توپ رو مي گيره و پاسش مي ده به اوتو ؛هپزيبا مياد جلو و سعي مي كنه توپ رو از اوتو بگيره اما اوتو دورش مي زنه وبه سمت جلو حركت مي كنه و توپ رو براي دامبلدور مي اندازه هپزيبا دوباره مي ره سمت دامبلدور اما تا بهش برسه توپ مي افته دست اوتو اما وقتي اوتو مياد توپ رو پاس بده به دامبلدور هپزيبا وسط راه مي گيردش
آآآآآآآآآخ خ خ خ خ خ خ خ خ
جرج:‌چي شد
هپزيبا :‌چرا منو با بلاجرتون زدين هان بچه مي زني ؟
هلكا : خودت گفتي ديگه
ارني :‌راست مي گه خودت گفتي ما هم كارامون رو بكنيم منم دارم با اسنيچ تمرين مي كنم
هپزيبا :‌اِه منگفتم خوب آره ديگه اشكالي نداره دوباره تمرين كنيد
سوزان :‌ببخشين ها من به اندازه كافي گرم شدم شرو ع به بازي كنيم ديگه
ايندفعه بچه ها شروع به بازي كردن هپزيباو دامبلدور و اوتو به نوبت مچل مي شدن كه كوافل رو بگيرن و
جرج و هلكا هم سعي مي كنن تو كارشون خلل وارد كنن سوزان هم تو دروازه منتظر بود تا توپ رو پرتاپ كنن هلكا بلاجر رو با حركت چرخشي مي اندازه براي دامبلدور دامبلدور هم جاخالي مي ده و مي ره جلو هپزيبا رو دور مي زنه پاس مي ده به اوتو هپزيبا مياد طرف اوتو كه مسير حركتش رو عوض ميكنه و مي ره سمت دروازه سمت چپي (دامبلدور پايين تر از بقيه سمت راست حركت مي كنه )هپزيبا هم دنبالشون حركت ميكنه
جرج بلاجر رو مي اندازه سمت اوتوتوپ مي خوره به پايين جاروش اما خيلي سريع توپ رو پاس ميده سمت راستش كه دامبلدور سريع اوج مي گيره و توپ رو مي كوبونه تو دروازه سمت راستي
هپزيبا :‌مي تونستم بگيرمش ها اما نمي خواستم از اين اثر خوشكل جلو گيري كنم
سوزان :‌منم همينطور ديگه دست شما ها رو خوندم مي دونم هر وقت اداي هواس پرت ها رو درميارين از همه بيشتر هواستون جمعه
جرج:‌خوب بچه هاي تيم هاي ديگه كه نمي دونن
ارني :‌بچه ها من از اول تمرين تا حالا بيست بار اسنيچ رو گرفتم و آزاد كردم خسته شدم
هلكا :‌اما من و جرج مراعاتتون رو كرديم ها
ارني :‌خوب به خاطر اين بود كه بچه ها تاكتيك ها رو ياد بگيرن موقع بازي كه شما نبايد بزارين بلاجري بياد طرفشون
جرج:‌ها حالا اي كه گفتي يعني چه؟؟!؟
دامبلدور :‌يعني اينكه شما الان اين كار رو مي كنين تا گرم شين
هلكا :‌بابا شوخي كرد
هپزيبا :‌اما من بهتون مي گم يعني چي يعني اينكه اگه 1 دقيقه ديگه بيكار وايسين با چوب دستي جرج و اوتو مي افتم دنبالتون
هلكا :‌هپزيبا خيلي دلومون مي خواد اين صحنه رو ببينيم اما بايد براي هافلپافمون تمرين كنيم ديگه پس همه به پيش
هپزيبا و بقيه
دوباره تيم شروع مي كنه به تمرين كردن و بچه هابا سرعت بيشتري نسبت به دفعه قبل توپ ها روپاس مي دن و انواع تاكتيك ها روبه كار مي برن (جرج و هلكا همش مزاحم اخلاق ورزشكاريشون ميشن )ارني هم اسنيچ رو آزاد ميكنه و بعد از اينكه ناپديد شد مي گرده دنبالش توي اين مدت بچه ها تونستن چندين گل بزنن اما خيلي از توپ هاشون توسط سوزان بلوكه مي شد و دوباره مي افتاد دست مهاجم ها بعد چندين دقيقه طولاني گذشت نه انگار چند ساعت بود يا چندين شبانه روز كه
سوزان:‌آهاي من الان دستام رو هم نميبينم ها اگه زخمي شم ديم دو برابره
ارني :‌راست مي گه بهتره تعطيل كنيم
هپزيبا :‌خوب بچه هاي عزيز خسته نباشين تمرين خوبي بود بريم ديگه
بچه هاي هافلپاف لباسهاشون رو عوض ميكنن و براي خوردن شام ميرن سمت قلعه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پنهان شده ام

پشت ابر چشمهايم...

باران در اتاق من است...

خالي هاي اتاقم را

از تصوير زنده ي نامش پر مي كن
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 7 آبان 1384 09:55
نمایش جزئیات
آفلاین
دامبلدور :‌چاره اي نيست مگه اينكه بتونن راه برن نگاشون كنين
سوزان يه چشم غره ميره به ارني بلند مي شه آنجلم مي ره طرف جرج و كمكش مي كنه صورتش رو تميز كنه
هديه :‌پروفسور مي تونيم تمرين كنيم اگه بخوايم از اول اينطوري كنيم نمي شه ما ها سرسختيم
آدريان و بچه هاي اسلايترين
آنجل يه چشم غره مي ره به آدريان و بقيه صحبت رو ادامه مي ده
آنجل :‌پروفسور ارني كه الان خوب شد براي هافلپاف تو هر شرايطي تمرين مي كنه جرجم كه بينيش رو با جادو ترميم مي كنيم تازه چيزي هم نشد دلمون واسه دعوا تنگ شده بود
دامبلدور :‌باشه حالا سر اين موضوع دعواتون بعدا بحث مي كنيم
بچه هاي اسلايترين مي رن طرف رختكن تا لباساشون رو عوض كنن و بچه هاي هافلپاف هم دور هم جمع مي شن براي تمرين
آنجل :‌ارني ـ
ارني:‌حركات ايت و بلوكه رو مهاجم ها كار مي كنن مدافع هام چرخشي ها رو
آنجل :‌وا مي خواستم بپرسم حالت خوبه ؟
حالا رو چي كار مي كنيم ؟
سوزان:‌خوب بسته بچه ها تمرين كنيم
همه مي رن هوا و شروع مي كنن به پرواز دور محوطه زمين
ارني :‌خوب مي دونين كه بايد چي كار كنين
همه :‌آره براي هافلپاف بجنگيم
همه بچه ها سر جاهاشون قرارمي گيرن مهاجم ها تو يه خط بافاصله مي ايستن و جرج و شاهزاده هم هر كدوم يه طرفشون ارني هم مي ره توپ ها رو بياره سوزانم مي ره دروازه
ارني : توپ ها رو آزاد كنم
جرج:‌بزن بريم
هديه :‌اول حركت ايت ديگه ها
آنجل:‌آره
دامبلدور سرخگون رو مي گيره پاس مي ده به هديه دامبلدور مي ره پشت هديه هديه هم مي ره تا وسط سرخگون رو مي ده به آنجل مي ره پشت آنجل سه تايشون همينطوري كه پاس كاري مي كردن جلو هم مي رن مدافع هام توپ هاي مي انداختن طرف مهاجم ها و دفع مي كردن ارني هم اسنيچو آزاد مي كرد و مي گرفتش آنجل توپ رو با يه حركت قوسي شكل مي اندازه براي دامبلدور اونم از بازدارنده جرج جاخالي ميده و جلو مي ره هديه خودشو سريع مي رسونه به زاخي اما زاخي با يه حركت سريع برمي گرده و توپ رو مي اندازه براي براي آنجل كه پشت هديه جلو مي اومده و آنجل خيلي سريع توپ رو مياندازه توي دروازه كه سوزان مي گيردش
سوزان:‌ خسته نباشين كرفتمش
ارني :‌فكر خوبي بود دو تا حقه رو باهم ادغام كردين
هديه :‌حالا ببين ديگه چي كارامي كنيم
دامبلدور:‌سوزان تو مهارت تو شكي نيست اما اين كار واسه دفعه اولمون بود آروم زديم قدرتي نبود كه
شاهزاده :‌ماهم خيلي پيشرفت كرديم
جرج:‌شروع كنين دوباره
ايندفعه هديه و دامبلدور كنار هم مي ايستن كه پاس كاري رو شروع كنن آنجلينا هم يكم اونطرف تراز دامبلدور ايستاده بود شاهزاده يه بازدارنده رو مي فرسته طرف هديه هديه جاخالي مي ده و پاس مي ده به دامبلدور دامبلدور هم پاس مس ده به هديه و جول مي ره دامبلدور از بازدارنده جرج جاخالي مي ده و برم يگرده اصلا توجهي به آنجلينا نداه و پاس مي ده به هديه هديه كه تقريبا جلوي دروازه كناري بود جلو تر ميره كه شوت كنه سوزان هم دروازه روبروي دامبلدور رو داره هم جلوي هديه رو اما هديه با يه حركت چرخشي روي جاروش برمي گرده و توپ رو مي اندازه براي دامبلدور اما تو يه حركت سريع دامبلدور از جاروش آويزون مي شه و توپ مي رسه دست آنجلينا كه اونم سريع شوت مي كنه تو دوروازه اي كه سوزان هواشو نداشت
ارني :‌ايول برو بچ باحال
سوزان:‌آهاي صبر كنين ببيينم اين كدوم بود
جرج:‌بچه جون آدم كه اسرارشو فاش نميكنه ها !؟
آنجل:‌بعد ما كي تمرين داه
جرج:‌نمي دونم كي مي دونه؟
ارني :‌هنوز ما وقت داريم تمرين كنين ببينم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پنهان شده ام

پشت ابر چشمهايم...

باران در اتاق من است...

خالي هاي اتاقم را

از تصوير زنده ي نامش پر مي كن
از جونم سير شدم...
بابا اوكهارت يه پاراگراف بندي چيزي...دهنم صاف شد تا نوششتتو خوندم(البته من عددي نيستما)
------------------------------------
اين اسلايتريني ها چقدر خشنن...به علت اينكه از جونم سير شدم اينجا پست ميدم
------------------------------------
دامبلدور دويد جلو و داد زد:بسه ديگه...
همه گرم دعوا بودنو هيچي نميفهميدن.
لارا و مارولو داشتن با سوزان و آنجل دعوا ميكردن.شارزاس داشت با چماقش حساب جرج رو ميرسيد
-هان...ديگه منو از اون بالا ميندازي پايين؟حالا دو شقت ميكنم بفهمي دنيا دست كيه...
-واي...آخ...مامان...يكي اون چماق منو بده.
بقيه هم واستاده بودنو يا راهنمايي ميكردن يا تشويق.
دامبلدور:گفتم بسه
دراكو:اي بابا دامبلي...داريم حالمونو ميكنيم
دامبلدور:اين چه طرز حرف زدنه...گفتم بسه.
اوكهارت به طوري كه بقيه نفهمن:اين پير خرفت ديگه واسه ما آدم شده
ادريان:آره...چيزيم هست
اوكهارت:اِ...تو از كجا فهميدي؟قرار بود كسي نفهمه.
دامبلدور:اي بابا...بس كنين ديگه...
دامبل يه ميكرفون جادويي از سر كلاس پرفسور جردن ظاهر ميكنه و توش داد ميزنه:بــــســــــــــــــه ديگه...
اونقدر صدا بلند بود كه خود دامبلدور هم ميكروفون رو ميندازه و گوشاشو ميگيره...چند دقيقه همه ساكت بودن و گوشاشونو گرفته بودن.
دامبل:خب چون اسلايترين دو ساعتش تموم شده و زمين رو ترك نكرده 10 امتياز ازش كم ميشه و چون دو تيم در حال دعوا بودن 5 امتياز ديگه از هر دو گروه كم ميشه...خب اسلايتريني ها زمين رو ترك كنن...زود
اسلايتريني ها از زمين ميرن بيرون.
ارني هنوز روي زمين افتاده بود.جرج داشت از دماغش خون ميومد و ناي بلند شدن نداشت.آنجل و سوزان هم داشتن لباساشونو ميتكوندن.
دامبل:خب اينجوري كه من ميبينم تيم اصلاً برا تمرين آماده نيست ولي ما مجبوريم كه تمرين كنيم.امروز بدون ارني و جرج بازي ميكنيم.
آنجل:مگه ميشه بدون كاپيتان بازي كرد؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 5 آبان 1384 17:35
نمایش جزئیات
آفلاین
اگه شارزاس نوشته جرجو بخونه جرج دو شقه ميشه
---------------------------------------------------------------------------
اوكهارت كه تا اون موقع ساكت بود گفت حالا ميشه شروع كنيم
آدريان:اگه مشكلي پيش نياد
همه سوار جاروهاشون شدن وبه بالا پرواز كردن
دراكو برا تمرين .....اوكهارت......برو وايسا توحلقهها يه چندتا ضربه بهت بزنيم آدريان موافقي
ادريان با علامت سر تاييد كرد
همه به جاهاي خودشون رفتند اولين كسي كه ضربه ميزد لارا بود ضربهي لارا به ارامي در دستان اوكهارت جاي گرفت و يلافاصله خنده موذيانهاي روي لباش نقش بست هر ضربه اي كه زده ميشد اوكهارت با ناز ادا ميگرفت يكي با سر جارو يكه با ته جارو يكي با پا يكي با دستتقريبا ميشد گفت لارا خونش به جوش اومده بود ادريان بد اخلاق شده بود فقط دراكو كه ارشد اسلايترين بود خوشحال در مدتي بعد نوبت به ضربات گروهي رسيد بلاجرام ازاد شدن بيتر به دو طرف دروازه اومدن تا چيزرا رو دربه داغون كنن دراكو هم او بالا دو رميزد شيرجه حرذ گاهي هم اسنيچو ازاد ميكرد و سريع ميگرفت بعد از چند ضربه نا موفق و دربه داغون شدن توسط بلاجره حمله ها رنگ خوشونت به خودش گرفت ادريان توپو گرفت به دو تا بلاجر كه با هم به طرفش مي يومدن جا خالي داد به لارا پاس داد لارا به جاني جاني هم به ادريان توپو پاس داد اوكهارت تقريبا گيج شده بود يه دفعه ادريان چنان ضربه محكمي زد كه اوكهارت خوشكش زد در حالي كه بهت زده بو و توپ داشت از زير ارجش رد ميشد يه تكون جزئي به ارجش داد و از روي خوش شانسي توپ پس از يه برخورد سطحي با ارنجش مسيرش عوض شد اوكهارت در اون لحظه احساس كرد ميدان كوئيديچ عينه ميدان جنگ شده در دفعه بعد ادريان ضربه اروم تري به توپ زد در حالي توپ به ارامي داشت در دستان اوكهارت جاي ميگرفت ااتفاقي افتاد ككه اوكهارت اصلا دوست نداشت اتفاق بيافته لارا داشت مثله گلوله به طرفش ميرفت حتي فرصت كنار كشيدن هم به اوكي بيچاره نداد پس از چند ثانيه اوكي احساس كرد تموم بدنش داغون شد بيشتر طرفه راست در حالي كه داشت سوقوط ميكرد يه چيزه ديكه محكم به صورتش كوبيد فقط فرصت كرد بفهمه كه او سرخگون بوده لارا بازم سرخگونو گل نكرده بود وقتي اوكي روي زمين افتاد بقيه بازيكنا به جز لارا دورش جمع شدن اوكي تا يه كم تونست محيطو بشناسه چماق يكي از بيترا رو برداشت و به طرفخ يه بلاجر رفت كه لارا رو داغون كنه دراكو سريع اومده گرفتش از طرفه ديگه هافلپافي ها وارد زمين شدن تا بگن دو ساعت توم شده اما در او ن لحظه اوكي يه ضربه بلاجر زد كه به علت دخلت دراكو به جاي لارا به ارني بيچاره برخورد كرد ارني يه متر به عقب پرت شد و عينه يه عروسك خوشك شده روسي زمين افتاد لارا خودش طعمه يه بلاجر سرگردان شد و از رو ي جارو سقوط كرد در اين لحظات شاراتزاس هم داشت هافلپافي ها رو داغون ميكرد در اين لحظات بود كه دامبلدور و رئساي 4 دير پيداشون شده بود يكي از تماشاچي ها گزارش داده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 آبان 1384 20:25
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخي جان معذرت كه پست مي زنم ولي تيم كوئيديچ يه سري تغييراتي كرده كه گفتم اعلام كنم:


بازیکنان تیم کوییدیچ گریفندور :
مهاجمین : الیشا اسپینت ایوانا اسمیت و مری پاتر
مدافعین : پروفسور كوئيرول تری پاتر
دروازه بان :روميلدا وين
جستجوگر : لی جردن
کاپیتان : لي جردن

تاييد شد!
تغييرات در تابلوي اعلانات داده شد!
توجه:از اين به بعد مسائلي از اين قبيل رو كه به اين تاپيك مربوطن در دفتر مدري مطرح كنيد!
ممنون ميشم!
آلبوس دامبلدور
مدير مدرسه علوم و فنون جادوگري هاگوارتز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/8/5 1:41:41
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ببخشید یعنی چی یه هافپلافی میاد و نمایشنامه بازیه مارو مینویسه؟
..................................
بچه هایه اسلایترین تا میبینند که هاف پلافی ها اونجا
وایسادن دوباره بر میگردن تو
دامبلدور:چرا دوباره برگشتید
ادریان:پروفوسور دامبلدور شما اخه چجوری حساب کردین که میخواهین مارو بندازین بیرون در ضمن ما الان داشتیم میرفتیم ادامه بدیم
دامبلدور :وقتی من میگم بیرون یعنی بیرون
دراکو:پروفوسور دیگه دارین حرف زور میزنیدا بابا ما که 20 یا 30 ساله نیستیم که 1 ساعت پشت سر هم تمرین کنییم
اومدیم که ادریان یه نکته هایی و به ما بگه و چون که بیرون سرد بود گفتیم بیام تو این نکته هارو به ما بگه
دامبلدور:باشه اشکال نداره پس 2 ساعت دیگه بچه هایه هاف پلافو نوبتشونه
ادریان:باشه
و بچه هایه اسلایترین وارد زمین میشوند
..............................
لطفا دوباره مارو از زمین نیارید بیرون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
اونا لباساشونو عوض ميكنن و ميرن توي زمين.
ادريان:واي چقدر هوا سرده بيايد بريم.
دراكو كه انگار حرف ادريان رو نشنيده بود:خب بچه ها امروز ما فقط روي پرواز كار ميكنيم.
همه سوار جاروهاشون ميشن.
دراكو:همه پشت من بياين.
اون ميره بالا بقيه پشت سرش.سه بار دور زمين چرخيدن.بعد همه اومدن وسط زمين.
دراكو:بچه ها روي جاروهاتون بخوابين ميخواهيم از حلقه ها رد بشيم.
بعد خود دراكو هم اينكارو ميكنه و ميره طرف حلقه ي سمت راست و از اون رد ميشه و به طور زيكزاكي از دو تا حلقه ي ديگه رد ميشه.
دراكو:بچه ها حالا نوبت شماست.
ادريان...جاني...لارا...اوكهارت...شارزاس...
شپلق
جاروي شارزاس به حلقه ي سوم گير ميكنه ميافته رو زمين.همه ميرن پايين.
دراكو:خاك تو اون سرت بلند شو
شارزاس بلند ميشه:خ.شبختانه طوريم نشد.ولي هوا خيلي سرده.
ادريان:پس بريم رختكن
دراكو:يعني چي؟هنوز 5 دقيقه نشده.
لارا به طوري كه بقيه نفهمن به ادريان:خاك تو سرت مثلاً تو كاپيتاني اونوقت اين بايد تمرين بده و امر و نهي كنه؟
ادريان:خودشه ميزنه به اون راه.
دراكو:باشه چون منم سردمه ميريم ولي ربع ساعت بيشتر استراحت نميكنيم.
همه ميرن توي رختكن:
همه داشتن خودشونو توي پتو پيچونده بودن و داشتن قهوه ميخوردن.
تق...تق...
دراكو:كيه كيه در ميزنه؟درو با لنگر ميزنه؟
-اهم...اهم...
در باز ميشه و يه ريش ميياد تو.
ادريان:بچه ها مرلينه!
صورت شخص نمايان ميشه.
-سلام...اينجا كافي شاپ نيست بفرماييد توي سالن عمومي خودتون.
دراكو:بابا دامبل جون گيزر نده ما از پرفسور اسنيپ اجازه گرفتيم.
دامبلدور:بيرون...
همه ميرن بيرون و ميبينن كه اعضاي كوييديچ هافل اونجا وايستادن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!