خب همان طور كه در تاپيك""دفتر مدير""اعلام نمودم اينجا بايد اسامي افراد تيمهاي كويديچ هر گروه توسط يكي از اعضاي تيم كويديچ گفته شود.
توجه:فقط اعضاي تيم هاي كويديچ چهار گروه ميتوانند به اينجا بيايند!
طبق فرم زير عمل نماييد:
---------------------------------------
نام گروه:
مهاجمين(سه عدد!):
مدافعين(دو عدد!):
دروازه بان(يك عدد!):
جستجوگر(سك عدد!):
كاپيتان:
---------------------------------------
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
زمین كوییدیچ هاگوارتز
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/08
آخرین ورود: جمعه 3 اردیبهشت 1389 10:26
از: زمان های نه چندان دور
پستها:
284

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/08
آخرین ورود: جمعه 3 اردیبهشت 1389 10:26
از: زمان های نه چندان دور
پستها:
284

يه روز قشنگ ديگه تو هوگوارتز طلوع كرده بود و باعث شده بود كه نور خورشيد به طرز شگفت انگيزي رنگهاي زيبا بر روي درياچه به وجود بياره
مري تازه از خواب بيدار شده بود و داشت ميرفت كه صبحونه بخوره
كه يك دفعه برتي سر راهش سبز شد
برتي:سلام مري
مري سلام چطوري؟
برتي :خوبم مرسي به نظر تو هوا عالي نيست براي كوئيديچ
مري:من كه ديگه نميخوام به كوئيديچ فكر كنم
برتي:چرا؟
مرتي مگه نشنيدي جيمز چي گفت
برتي: چرا شنيدم بلاخره ميخوان يه تيم تشكيل بدن
مري:خوب اين يعني اينكه من بايد كوئيديچ رو بذارم كنار
برتي:از كجا معلوم كه تو انتخاب نشي
مري :من مطمئنم
برتي:من نميدونم تو از كجا مطمئني ولي من بايد زودتر برم كاري نداري
مري:نه فعلا خداحافظ
برتي:خداحافظ
اين چيزي بود كه چند روز بود فكر مري رو به خودش مشغول كرده بود ارزوي عضو تيم شدن و جستجوگر شدن مثل خوره افتاده بود به جونش از اون جايي كه يك % هم احتمال نمي داد كه جيمز اون رو انتخاب كنه مگر اينكه از معجون عشق استفاده كنه كه جيمز عاشقش بشه و انتخابش كنه
از فكر كردن به اين موضوع احمقانه از خودش خجالت كشيد
يه جايي بين لي و سيريوس توي تالا پيدا كرد
لي:سلام مري چت شده به نظر ميياد همين الان يكي از اسكروت هاي هاگريد رو قورت داده باشي
مري:نه چيزي نيست فقط فكر كوئيديچ اذيتم ميكنه
سيريوس :اوه بي خيال مري هر چي شد شد
مري:اره بره شما كه عضو شدنتون 100%فرقي نميكنه
لي:كي گفته؟
مري:از اون جايي كه شماها مثل من سال اولي نيستيد مشخص هست
سيريوس:مري هر وقت به اين فكر افتادي ياد هري بيفت
مري:اره ولي اون پروفسور مكونگال پشتش بود ولي من چي؟
لي و سيريوس وقتي اين غم رو در اعماق وجود مري ديدن
تصميم گرفتن تنهاش بذارن
مري بعد صبحونه كه تنها شامل يه تيكه تست بود بلند شد كه بره خودشو توي تكاليفش غرق كنه بلكه از فكر كوئيديچ در بياد
ولي كاري نتونست بكنه
و تنها چيزي كه باعث شد مري شب بعد از 2 ساعت بيخوابي به خواب بره
اين بود كه اخره هفته نزديكه و بلاخره همه چيز معلوم ميشه
حالا به نظر شما مري انتخاب ميشه بايد ببينيم
مري تازه از خواب بيدار شده بود و داشت ميرفت كه صبحونه بخوره
كه يك دفعه برتي سر راهش سبز شد
برتي:سلام مري
مري سلام چطوري؟
برتي :خوبم مرسي به نظر تو هوا عالي نيست براي كوئيديچ
مري:من كه ديگه نميخوام به كوئيديچ فكر كنم
برتي:چرا؟
مرتي مگه نشنيدي جيمز چي گفت
برتي: چرا شنيدم بلاخره ميخوان يه تيم تشكيل بدن
مري:خوب اين يعني اينكه من بايد كوئيديچ رو بذارم كنار
برتي:از كجا معلوم كه تو انتخاب نشي
مري :من مطمئنم
برتي:من نميدونم تو از كجا مطمئني ولي من بايد زودتر برم كاري نداري
مري:نه فعلا خداحافظ
برتي:خداحافظ
اين چيزي بود كه چند روز بود فكر مري رو به خودش مشغول كرده بود ارزوي عضو تيم شدن و جستجوگر شدن مثل خوره افتاده بود به جونش از اون جايي كه يك % هم احتمال نمي داد كه جيمز اون رو انتخاب كنه مگر اينكه از معجون عشق استفاده كنه كه جيمز عاشقش بشه و انتخابش كنه
از فكر كردن به اين موضوع احمقانه از خودش خجالت كشيد
يه جايي بين لي و سيريوس توي تالا پيدا كرد
لي:سلام مري چت شده به نظر ميياد همين الان يكي از اسكروت هاي هاگريد رو قورت داده باشي
مري:نه چيزي نيست فقط فكر كوئيديچ اذيتم ميكنه
سيريوس :اوه بي خيال مري هر چي شد شد
مري:اره بره شما كه عضو شدنتون 100%فرقي نميكنه
لي:كي گفته؟
مري:از اون جايي كه شماها مثل من سال اولي نيستيد مشخص هست
سيريوس:مري هر وقت به اين فكر افتادي ياد هري بيفت
مري:اره ولي اون پروفسور مكونگال پشتش بود ولي من چي؟
لي و سيريوس وقتي اين غم رو در اعماق وجود مري ديدن
تصميم گرفتن تنهاش بذارن
مري بعد صبحونه كه تنها شامل يه تيكه تست بود بلند شد كه بره خودشو توي تكاليفش غرق كنه بلكه از فكر كوئيديچ در بياد
ولي كاري نتونست بكنه
و تنها چيزي كه باعث شد مري شب بعد از 2 ساعت بيخوابي به خواب بره
اين بود كه اخره هفته نزديكه و بلاخره همه چيز معلوم ميشه
حالا به نظر شما مري انتخاب ميشه بايد ببينيم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به اوج باز می گردیم و بر تری گریفیندور را عملا ثابت می کنیم...منتظر باشید..
جزئیات کاربر

سیریوس در حالی جاروی هریو و خود هری طبق معمول میکشه:من اومدم فقط این پسرتو بکش کنار .گدا دسته جاروش رو نمیده خوبه خودم براش دزدیدم
هری:ا...شلام بابایی....عمو شیریوش جاروی من گرفته .بهش بگو بده
جیمز:بذار یه دست گل کوچیک بزنیم بعدا من خودم ازش میگیرم بهت بدم
سیریوس و جمیز

نیم ساعت بعد
سیریوس:خسته شدیم شوت یه ضرب بازی کنیم
جمیز:باشه
جمیز توپ رو طرف سیریوس پرت میکنه سیریوس طرف جمیز .جمیز طرف سیریوس
سیریوس:آقا پنالتی شد ..جمیز با دوتا دستت گرفتی
جیمز:ا... چرا خالی مبندی من با چونم گرفتم
سیریوس:تابلو بود..مگه نه گودریک
(صدای ظعیفه خر و پف)
جیمز:گودریک خوابش برده
سیریوس:پس دعوا بسه بذار من پنالتیم رو بزنم
جیمز:عمرا...من با چونم گرفتم
سیریوس:ا..جدیدا چونت تو مچ دستته...جرنبازی بسه کوافل رو بده
جیمز:اگه میتونه بیا بگریم
یک ساعت بعد
سیریوس:خیلی حال دادا بازیمون اما هیچ شباهتی به گل کوچیک نداشت راستی این گودریکم بیدار کن
هری:ا...شلام بابایی....عمو شیریوش جاروی من گرفته .بهش بگو بده
جیمز:بذار یه دست گل کوچیک بزنیم بعدا من خودم ازش میگیرم بهت بدم
سیریوس و جمیز

نیم ساعت بعد
سیریوس:خسته شدیم شوت یه ضرب بازی کنیم
جمیز:باشه
جمیز توپ رو طرف سیریوس پرت میکنه سیریوس طرف جمیز .جمیز طرف سیریوس
سیریوس:آقا پنالتی شد ..جمیز با دوتا دستت گرفتی
جیمز:ا... چرا خالی مبندی من با چونم گرفتم
سیریوس:تابلو بود..مگه نه گودریک
(صدای ظعیفه خر و پف)
جیمز:گودریک خوابش برده
سیریوس:پس دعوا بسه بذار من پنالتیم رو بزنم
جیمز:عمرا...من با چونم گرفتم
سیریوس:ا..جدیدا چونت تو مچ دستته...جرنبازی بسه کوافل رو بده
جیمز:اگه میتونه بیا بگریم
یک ساعت بعد
سیریوس:خیلی حال دادا بازیمون اما هیچ شباهتی به گل کوچیک نداشت راستی این گودریکم بیدار کن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/02
آخرین ورود: چهارشنبه 30 تیر 1389 20:01
از: معلوم نیست!دوره گردم!
پستها:
660

سیریوس و جیمز دارن با هم با بی حالی گل کوپیک هوایی بازی می کنند که یهو یه بلاجر به سمت جیمز میاد ولی اون با یه حرکت چرخشی سریع جاخالی میده.
جیمز : کی بود؟
اندرو : به نظرت کی می تونست باشه؟؟؟
جیمز : خب سیریوس که داشت سعی می کرد لباسشو صاف کنه تو هم که همین الان اومدی گودریک هم که اونجاست پس کی می تونه بوده باشه؟؟
اندرو و سیرویس:
جیمز : چیزی شده؟
اندرو : نه.ولش کن.منم بیام گل کوپیک هوایی؟؟
جیمز : نظر تو چیه سیریوس؟
سیریوس: چرا نیاد؟هر چی باشه دختر داییمه!!
جیمز : باشه پس بیان بهتر بازی کنیم.من می خوام به سیریوس گل بزنم اندرو هم نمی خواد بذاره من به در وازه نزدیک بشم.خوبه؟
اندرو : خوبه.
-----------------------------------------------------------
جیمز با سرعتداره به طرف در وازه می ره که اندرو بلاجر و می زنه ولی اون در میره دوباره اون یکی بلاجرو میزنه و جیمز با یه حرکت زیک زاکی جاخالی می ده .
اندرو : باشه .خودت خواستی.
اندرو یکی از بهترین ضربه هاشو به صورت دو تایی زیک زاکی به علاوهای می زنه که شترق.هر دو تا می خوره جیمز.
جیمز : می خوای منو بکشی؟
اندرو ک داره از دماغت خون میادها!!
جیمز : نترس نمی میرم.
وتوپ رو به با قدرت به سمت در وازه ی وسطی می زنه و سیریوس شیرجه می ره که اونو بگیره ولی توپ تغییر مسیر میده و به سمت در وازه ی چپی میره و گل می شه.
اندرو و سیرویس:
جیمز :
توی تمرین ها یادوتون می دم.
-------------------
جیمز : کی بود؟
اندرو : به نظرت کی می تونست باشه؟؟؟
جیمز : خب سیریوس که داشت سعی می کرد لباسشو صاف کنه تو هم که همین الان اومدی گودریک هم که اونجاست پس کی می تونه بوده باشه؟؟
اندرو و سیرویس:
جیمز : چیزی شده؟
اندرو : نه.ولش کن.منم بیام گل کوپیک هوایی؟؟
جیمز : نظر تو چیه سیریوس؟
سیریوس: چرا نیاد؟هر چی باشه دختر داییمه!!
جیمز : باشه پس بیان بهتر بازی کنیم.من می خوام به سیریوس گل بزنم اندرو هم نمی خواد بذاره من به در وازه نزدیک بشم.خوبه؟
اندرو : خوبه.
-----------------------------------------------------------
جیمز با سرعتداره به طرف در وازه می ره که اندرو بلاجر و می زنه ولی اون در میره دوباره اون یکی بلاجرو میزنه و جیمز با یه حرکت زیک زاکی جاخالی می ده .
اندرو : باشه .خودت خواستی.
اندرو یکی از بهترین ضربه هاشو به صورت دو تایی زیک زاکی به علاوهای می زنه که شترق.هر دو تا می خوره جیمز.
جیمز : می خوای منو بکشی؟
اندرو ک داره از دماغت خون میادها!!
جیمز : نترس نمی میرم.
وتوپ رو به با قدرت به سمت در وازه ی وسطی می زنه و سیریوس شیرجه می ره که اونو بگیره ولی توپ تغییر مسیر میده و به سمت در وازه ی چپی میره و گل می شه.
اندرو و سیرویس:
جیمز :
توی تمرین ها یادوتون می دم.-------------------
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
جیمز با جاروش وارد زمین میشه. آسمان خالیه. رو چمن یه نفر با ردای قرمز بلند نشسته. جیمز جلو میره. جادوگر از صدای پاهای او برمیگرده: جیمز تویی؟
جیمز: اه. گودریک تویی؟ اینجا چی کار میکنی؟
گودریک: هیچی یاد گذشته افتادم. اون موقع که تازه هاگوارتز رو باز کرده بودیم کوییدیچ اینقدی محبوب نبود... اصلا ولش کن. تیم رو تکمیل نکردی؟
جیمز: نه هنوز. ولی تا آخر هفته دیگه تکمیل میشه.
گودریک: خوبه. خب حالا خودت اومدی اینجا چی کار؟ الان که کسی نیست بازیشو ببینی.
جیمز یه نگاه به جاروش میکنه و با من و من میگه: اِِ... هیچی... راستش اومدم یه دست گل کوچیک هوایی با سیریوس بزنیم. اونم الان پیداش میشه.
گودریک: خوبه. منم از همین جا نگاتون میکنم.
جیمز سرشو تکون میده و سوار جاروش میشه و پرواز میکنه
جیمز: اه. گودریک تویی؟ اینجا چی کار میکنی؟
گودریک: هیچی یاد گذشته افتادم. اون موقع که تازه هاگوارتز رو باز کرده بودیم کوییدیچ اینقدی محبوب نبود... اصلا ولش کن. تیم رو تکمیل نکردی؟
جیمز: نه هنوز. ولی تا آخر هفته دیگه تکمیل میشه.
گودریک: خوبه. خب حالا خودت اومدی اینجا چی کار؟ الان که کسی نیست بازیشو ببینی.
جیمز یه نگاه به جاروش میکنه و با من و من میگه: اِِ... هیچی... راستش اومدم یه دست گل کوچیک هوایی با سیریوس بزنیم. اونم الان پیداش میشه.
گودریک: خوبه. منم از همین جا نگاتون میکنم.
جیمز سرشو تکون میده و سوار جاروش میشه و پرواز میکنه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/08
آخرین ورود: جمعه 3 اردیبهشت 1389 10:26
از: زمان های نه چندان دور
پستها:
284

مري وارد زمين ميشه وميبينه كه بچه ها دارن پرواز مي كنند
مري:سلام بچه ها منم اومدم بازي
لي:مري ما به اندازه ي كافي بازيكن داريم براي تو ديگه جا نيست
مري:زمين به اين بزرگي منم ميرم يه گوشه واسه خودم بازي ميكنم
لي:اصلا به من چه بزار يه بلوجر بخوره تو سرت بعد ميفهمي كه من چي ميگم
مري:تو نگران نباش اون با من
چو :سلام مري
مري:عليك سلام
چو:حالت چه طوره؟
مري:از احوال پرسي هاي شما
چو:واا چرا اين جوري حرف ميزني
مري:واسه من حرف در نيار ميخوام بازيمو بكنم
چو:هري به اين خواهرت يه چيزي بگو ببين چه جوري با من حرف ميزنه
هري:مري تو چي به چو گفتي؟
مري:هيچي واللا
چو:به خدا دروغ ميگه هري
مري:دروغ گو خودتي درست حرف بزن خجالتم خوب چيزيه داداشمو نگه داشتي تو مشتت حالا پر رو بازيم در مياري
چو:من؟؟؟
مري: پس چي تازه ميفهمم مامان خدا بيامرزم بره چي تو جون هري طلسم محافظت گذاشت
چو:زحمت كشيدي اينو كه همه ميدونن به خاطر اسمشو نبر
مري:نخير به خاطر كسايي مثل تو
چو:تو حق نداري با من اينجوري حرف بزني
مري:مثلا چي كار ميخواي بكني
چو:راستشو ميگي بيا دوئل كنيم تا حاليت كنم
مري:باشه من حرفي ندارم
هري:بس كنيدددددددددددددددد
اينم نوعي از دعواي خواهر شوهر و عروس البته به صورت جادوئي
مري:سلام بچه ها منم اومدم بازي
لي:مري ما به اندازه ي كافي بازيكن داريم براي تو ديگه جا نيست
مري:زمين به اين بزرگي منم ميرم يه گوشه واسه خودم بازي ميكنم
لي:اصلا به من چه بزار يه بلوجر بخوره تو سرت بعد ميفهمي كه من چي ميگم
مري:تو نگران نباش اون با من
چو :سلام مري
مري:عليك سلام
چو:حالت چه طوره؟
مري:از احوال پرسي هاي شما
چو:واا چرا اين جوري حرف ميزني
مري:واسه من حرف در نيار ميخوام بازيمو بكنم
چو:هري به اين خواهرت يه چيزي بگو ببين چه جوري با من حرف ميزنه
هري:مري تو چي به چو گفتي؟
مري:هيچي واللا
چو:به خدا دروغ ميگه هري
مري:دروغ گو خودتي درست حرف بزن خجالتم خوب چيزيه داداشمو نگه داشتي تو مشتت حالا پر رو بازيم در مياري
چو:من؟؟؟
مري: پس چي تازه ميفهمم مامان خدا بيامرزم بره چي تو جون هري طلسم محافظت گذاشت
چو:زحمت كشيدي اينو كه همه ميدونن به خاطر اسمشو نبر
مري:نخير به خاطر كسايي مثل تو
چو:تو حق نداري با من اينجوري حرف بزني
مري:مثلا چي كار ميخواي بكني
چو:راستشو ميگي بيا دوئل كنيم تا حاليت كنم
مري:باشه من حرفي ندارم
هري:بس كنيدددددددددددددددد
اينم نوعي از دعواي خواهر شوهر و عروس البته به صورت جادوئي
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به اوج باز می گردیم و بر تری گریفیندور را عملا ثابت می کنیم...منتظر باشید..
جزئیات کاربر

ببخشیذ این قدر پستم بی موقع است اما تیم کوییدیچ هافلپاف یه تغییرات کوچولو کرده که خودم را مسئول دونستم به شما پروفسور گریفیندور بگم............
مدافع و کاپیتان: پاتریشیا وینتر بورن
مدافع :: سرژ تانکیان
دروازه بان : :سیبل ایزابل دورست
جستجوگر: ارنی مک میلان
مهاجم : زاخاریاس اسمیت
مهاجم: شاهزاده خالص
مهاجم : هدیه پاتر
ممنون پاتریشیا مدافعه تیم هافلپاف
مدافع و کاپیتان: پاتریشیا وینتر بورن
مدافع :: سرژ تانکیان
دروازه بان : :سیبل ایزابل دورست
جستجوگر: ارنی مک میلان
مهاجم : زاخاریاس اسمیت
مهاجم: شاهزاده خالص
مهاجم : هدیه پاتر
ممنون پاتریشیا مدافعه تیم هافلپاف
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/08
آخرین ورود: جمعه 3 اردیبهشت 1389 10:26
از: زمان های نه چندان دور
پستها:
284

مري وارد زمين ميشه ديروز همش حرف از بازيكن جديد بوده
امروز ببينيم چه خبره
مري:سلام بچه ها
جيمز:سلام مري ما ميخواستيم نرمش كنيم
مري:واي جيمز من تا حالا نديدم يك نفرم قبل بازي نرمش كنه اين طور نيست برتي
برتي:چرا مري من باهات مواقم
مري پس بيايد واقعا بازي كنيم
بچه ها جدا از متن نمايشنامه من يك فكري دارم بهتره سريعتر يه تيم تشكيل بديم نظر شما چيه؟
امروز ببينيم چه خبره
مري:سلام بچه ها
جيمز:سلام مري ما ميخواستيم نرمش كنيم
مري:واي جيمز من تا حالا نديدم يك نفرم قبل بازي نرمش كنه اين طور نيست برتي
برتي:چرا مري من باهات مواقم
مري پس بيايد واقعا بازي كنيم
بچه ها جدا از متن نمايشنامه من يك فكري دارم بهتره سريعتر يه تيم تشكيل بديم نظر شما چيه؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به اوج باز می گردیم و بر تری گریفیندور را عملا ثابت می کنیم...منتظر باشید..
جزئیات کاربر

هنري براي اولين بار وارد زمين كوئيديچ هاگوارتز ميشد برتي و مري و زاخي و اليور و جيمز دارن روي جاروهاشون پرواز ميكنند.ميره جلو سلام ميكنه اونا اشاره ميكنن كه بياد بالا اون سوار آذرخشش ميشه ميره بالا اونا وقتي جارو رو ميبينند حسابي شگفت زده ميَشن. جيمز ميگه:
_ تو كي هستي؟
_من هنري گرنجر دانشاموز اسبق مرلين كبير در آمريكام تازه به هاگوارتز اومدم و توي گريفندورم.ميخوام بيام توي تيم
_ چي بلدي؟
_خب من بهتري دروازبان مدرسهام وآمريكاي شمالي بودم.
_خب وايسا دروازه ببينم.
از اونجايي كه برتي حتي نميتونست درست سرخگونو نگهداره جيمز به مري گفتت كه با زاخي به هنري حمله كنند. اون دوتا خيلي خوب با هم پاسكاري ميكردند اما همه رو هنري گرفت.
جيمز گفت:
_دروازهبانيت كه عاليه اما ما فعلاً يه دروازهبان خوب داريم ديگه چي بلدي؟
_خب من دفاعم هم عاليه.
_راستي... خب من حالا اين بازدارنده رو ميدازم اينم چماغ ازت ميخوام كه از حلقهي وسطي اون طرف زمين ردش كني.
_ باشه
جيمز بازدارنده رو چندين متر اون طرفتر پرت كرد. هنري باسرعت به سمتش رفت وبا يك ضربهي محكم اونو به سمت حلقه زد. توپ با سرعت زيادي از حلقه رد شد. چشمان جيمز برقي زد وگفت:
_عاليه... خب فعلاً وفت شامه بريم توي قلعه.
همه پايين آمدن و دربارهي هنري حرف ميزدند.
هنري بيباك
_ تو كي هستي؟
_من هنري گرنجر دانشاموز اسبق مرلين كبير در آمريكام تازه به هاگوارتز اومدم و توي گريفندورم.ميخوام بيام توي تيم
_ چي بلدي؟
_خب من بهتري دروازبان مدرسهام وآمريكاي شمالي بودم.
_خب وايسا دروازه ببينم.
از اونجايي كه برتي حتي نميتونست درست سرخگونو نگهداره جيمز به مري گفتت كه با زاخي به هنري حمله كنند. اون دوتا خيلي خوب با هم پاسكاري ميكردند اما همه رو هنري گرفت.
جيمز گفت:
_دروازهبانيت كه عاليه اما ما فعلاً يه دروازهبان خوب داريم ديگه چي بلدي؟
_خب من دفاعم هم عاليه.
_راستي... خب من حالا اين بازدارنده رو ميدازم اينم چماغ ازت ميخوام كه از حلقهي وسطي اون طرف زمين ردش كني.
_ باشه
جيمز بازدارنده رو چندين متر اون طرفتر پرت كرد. هنري باسرعت به سمتش رفت وبا يك ضربهي محكم اونو به سمت حلقه زد. توپ با سرعت زيادي از حلقه رد شد. چشمان جيمز برقي زد وگفت:
_عاليه... خب فعلاً وفت شامه بريم توي قلعه.
همه پايين آمدن و دربارهي هنري حرف ميزدند.
هنري بيباك
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss:
:wi
:wi
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج