زاخی:بابا لی جان یادته تویه تاپیک اموزش کویدیج چقدر رو گزارشگری کار کردیم؟؟؟
لی:آره....
زاخی:من دیگه حسابی یه گزارشگر درجه اول شدم.....
لی:چطور مگه؟؟؟
زاخی:هیچی همین شکلی گفتم....
لی:خبریه؟؟؟؟
زاخی:خب دیگه...
لی:مشکوک میزنی...
زاخی:یادته تو یاهو مسنجرچی گفتی؟؟؟؟
لی:آهان...آره....الان یادم اومد...حسابی گزارشگریت توپ شده ها....
زاخی:دیگه بیشتر از این حرف نمیزنم میان میبرنمون....
لی:برای چی؟؟؟
زاخی:کتاب 6 دیگه.....
لی:آها...
(ببخشید یه ذره رمزی بود چون نمیخواستم کتاب 6 لو بره....اوکی؟؟)
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
زمین كوییدیچ هاگوارتز
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

برتی وارد زمین میشه. زمین خالی خالیه.
برتی: خوبه. پس حالا که جیمز نیست پس بدون نرمش تمرین می کنم.
سوار جاروی خرمگسش میشه و اوج می گیره. یه توپ گلف از جیبش در میاره و شروع میکنه. توپو هی میندازه بالا و با سرعته میره میگیردش. بعدم با جایگاه تماشاچیا پاس کاری میکنه و تا جلوی دروازه جلو میره. توپو دوباره پرت می کنه . با ته جاروش شوت میکنه توی دروازه.
یه دفعه از طرف جایگاه تماشاچیا صدای دست میاد.
برتی: ااااا... جیمز تو اونجا چی کار می کنی؟
یه دفعه جارو رو به سمت جیمز بر میگردونه و با سرعت جلو میره.
جیمز: نه...نننه...نهههههههههههههه.
برتی:آیییییییییییییی...
با جارو روی جیمز فرود میاد. جیمز که در اثر ضربه ی نوک جارو چشمش بادمجونی شده ، با عصبانیت بلند میشه و یکی می خوابونه بیخ گوش برتی.
برتی: یییییییییییییییییییی.... چرا میزنی؟
جیمز: واسه اینکه از این به بعد حواستو جمع کنی.
برتی: اهه اهه اهه... خوبی یادم رفته بود نرمش کنم.
جیمز: برتییییییییییییییییییییی.... شد تو یه دفعه کارتو درست انجام بدی؟
برتی: خوبه. پس حالا که جیمز نیست پس بدون نرمش تمرین می کنم.
سوار جاروی خرمگسش میشه و اوج می گیره. یه توپ گلف از جیبش در میاره و شروع میکنه. توپو هی میندازه بالا و با سرعته میره میگیردش. بعدم با جایگاه تماشاچیا پاس کاری میکنه و تا جلوی دروازه جلو میره. توپو دوباره پرت می کنه . با ته جاروش شوت میکنه توی دروازه.
یه دفعه از طرف جایگاه تماشاچیا صدای دست میاد.
برتی: ااااا... جیمز تو اونجا چی کار می کنی؟
یه دفعه جارو رو به سمت جیمز بر میگردونه و با سرعت جلو میره.
جیمز: نه...نننه...نهههههههههههههه.
برتی:آیییییییییییییی...
با جارو روی جیمز فرود میاد. جیمز که در اثر ضربه ی نوک جارو چشمش بادمجونی شده ، با عصبانیت بلند میشه و یکی می خوابونه بیخ گوش برتی.
برتی: یییییییییییییییییییی.... چرا میزنی؟
جیمز: واسه اینکه از این به بعد حواستو جمع کنی.
برتی: اهه اهه اهه... خوبی یادم رفته بود نرمش کنم.
جیمز: برتییییییییییییییییییییی.... شد تو یه دفعه کارتو درست انجام بدی؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جلد هفتم کتابهای هری پاتر:"هری پاتر و چهل دزد بغداد."
جزئیات کاربر

الیور:هری بپر برو به بچه های تیم بگو بیان پایین میخایم تمرین کنیم.
هری:هوی اولا مگه من نوکرتم.دوما الان ساعت سه نصف شبه.سوما...
الیور :بابا رفتم پیش مگی گفت فقط الان زمبن خالیه
هری:رون فرد جورج
بریم تمرین بابا بیدار شین
اونطرف خوابگاه دخترا
کتی:آلیشیا چو آنجلینا
پاشید دیگه
هرمیون:منم میام
کتی(با خودش):اه باز این دختره خودشو قاطی ما کرد
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
زمین کوئیدیچ هاگوارتز
فرد:الیور پایینو نگاه کن.اسلیترینیها دارن میان تو زمین
الیور میاد پایین:هوی دراکو من زمینو رزرو کردم.
دراکو:زورم زیاده میام تمرین
هرمیون:زورت زیاده الان نشونت میدم.
دراکو:تو خفه شو نژاد پست ناخالص
هری منتظر بود رون و مالفوی دعوا کنن که یهو هرمیون پرید رو سر مالفوی.بعد یه تنه همه اسلیترینیهارو فرستاد سنت مانگو.
رون:بابا ایول
هرمیون:تابستونا میرم کلاس کاراته
هری:
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
الیور:خب بچه ها بیاید تمرینو شروع کنیم............
فرد:به به لی جردنم اومد
لی:آقایون و خانما دو تا تیم شید منم بازیو گزارش میکنم.
الیور:اینجوری که همه از خواب بلند میشن
لی:خوراکش یه طلسم بود اینجارو طلسم نشنویوس کردم
الیور:خب کتی و آلیشیا و آنجلینا و چو یه تیم
رون و هری و فرد و جورجم یه تیم
هری:خودت چی
الیور:من آنالیزور تیمم
هری و چو: :bigkiss:
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
لی:خب بازی شروع میشه توپ دست کتی بله پاس میده آلیشیا اما در همین لحظه چو اسنیچو میگیره. و بازی تموم میشه.
فرد:خاک تو سرت هری نعشه
جورج:هری کمتر مصرف کن اینقدر وسط بازی ...... نشی
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
روز بعد:
الیور:بچه ها خبرو شنیدین.چو بعنوان سریعترین سیکر دنیا معرفی شد با زمان 7 صدم ثانیه
هری:هوی اولا مگه من نوکرتم.دوما الان ساعت سه نصف شبه.سوما...
الیور :بابا رفتم پیش مگی گفت فقط الان زمبن خالیه
هری:رون فرد جورج
بریم تمرین بابا بیدار شین
اونطرف خوابگاه دخترا
کتی:آلیشیا چو آنجلینا
پاشید دیگه
هرمیون:منم میام
کتی(با خودش):اه باز این دختره خودشو قاطی ما کرد
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
زمین کوئیدیچ هاگوارتز
فرد:الیور پایینو نگاه کن.اسلیترینیها دارن میان تو زمین
الیور میاد پایین:هوی دراکو من زمینو رزرو کردم.
دراکو:زورم زیاده میام تمرین
هرمیون:زورت زیاده الان نشونت میدم.
دراکو:تو خفه شو نژاد پست ناخالص
هری منتظر بود رون و مالفوی دعوا کنن که یهو هرمیون پرید رو سر مالفوی.بعد یه تنه همه اسلیترینیهارو فرستاد سنت مانگو.
رون:بابا ایول
هرمیون:تابستونا میرم کلاس کاراته
هری:
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
الیور:خب بچه ها بیاید تمرینو شروع کنیم............
فرد:به به لی جردنم اومد
لی:آقایون و خانما دو تا تیم شید منم بازیو گزارش میکنم.
الیور:اینجوری که همه از خواب بلند میشن
لی:خوراکش یه طلسم بود اینجارو طلسم نشنویوس کردم
الیور:خب کتی و آلیشیا و آنجلینا و چو یه تیم
رون و هری و فرد و جورجم یه تیم
هری:خودت چی
الیور:من آنالیزور تیمم
هری و چو: :bigkiss:
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
لی:خب بازی شروع میشه توپ دست کتی بله پاس میده آلیشیا اما در همین لحظه چو اسنیچو میگیره. و بازی تموم میشه.
فرد:خاک تو سرت هری نعشه
جورج:هری کمتر مصرف کن اینقدر وسط بازی ...... نشی
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
روز بعد:
الیور:بچه ها خبرو شنیدین.چو بعنوان سریعترین سیکر دنیا معرفی شد با زمان 7 صدم ثانیه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :
ابتدا به لين
ابتدا به لين
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/08
آخرین ورود: جمعه 3 اردیبهشت 1389 10:26
از: زمان های نه چندان دور
پستها:
284

مري نتونست كسي رو اون روز پيدا كنه به خاطر همين منصرف شد فرداي اون روز مري همين جور كه داشته كنار درياچه قدم ميزده ميبينه برتي و جيمز بحثي رو پيش كشيدن از اون دور صداشونو نميشنوه ولي ميبينه كه جيمز داره جيغ ميزنه
جيمز:برتيييييييييييييييييييييييييييي
مري:هي بچه ها موضوع چيه؟
جيمز و برتي جريانو براي مري تعريف ميكنن
مري:جيمز تو داري سخت ميگيري من هيچ وقت نشنيدم مادام هوچ چيزي در باره نرمش قبل از بازي گفته باشه
جيمز:درسته كه نگفته ولي لازمه. از من گفتن بود حالا شما نرمش نكنيد.
مري:باشه. برتي مي ياي بازي كنيم ؟
برتي:اره ولي به شرطي كه نرمشي تو كار نباشه
مري:باشه پس من ميرم جارومو بيارم
مري وبرتي شروع ميكنن به بازي در حالي كه جيمز مشغول نرمش بود
مري كوافل رو به برتي ميده
1...2...3...4
برتي ميره كه گل رو بزنه مري هم ميره و اسنيچ رو ازاد ميكنه
1...2..3..4..
درست موقعي كه ميخواد اسنيچ رو كه تقريبا روي چمن بوده بگيره
جيمز سر راهش سبز ميشه
جيمز:1...2...3...4
مري:جيمز جولوي چشمتو نگاه كن من داشتم اسنيچ رو ميگرفتم
جيمز:به من چه مي خواستي تو هم الان با من نرمش كني كه من جولوت نباشم
مري:من هيچ وقت حاضر نيستم اين 1234 احمقانه رو بگم ودستو پامو تكون بدم
جيمز:احمق خودتي
مري:توييييييييييييي
برتي:هي بس كنيد چه خبرتونه بيايد بريم الان كلاس تاريخ جادوگري شروع ميشه
و بلاخره تمرين اون روز مري هم به نتيجه نرسيد
جيمز:برتيييييييييييييييييييييييييييي
مري:هي بچه ها موضوع چيه؟
جيمز و برتي جريانو براي مري تعريف ميكنن
مري:جيمز تو داري سخت ميگيري من هيچ وقت نشنيدم مادام هوچ چيزي در باره نرمش قبل از بازي گفته باشه
جيمز:درسته كه نگفته ولي لازمه. از من گفتن بود حالا شما نرمش نكنيد.
مري:باشه. برتي مي ياي بازي كنيم ؟
برتي:اره ولي به شرطي كه نرمشي تو كار نباشه
مري:باشه پس من ميرم جارومو بيارم
مري وبرتي شروع ميكنن به بازي در حالي كه جيمز مشغول نرمش بود
مري كوافل رو به برتي ميده
1...2...3...4
برتي ميره كه گل رو بزنه مري هم ميره و اسنيچ رو ازاد ميكنه
1...2..3..4..
درست موقعي كه ميخواد اسنيچ رو كه تقريبا روي چمن بوده بگيره
جيمز سر راهش سبز ميشه
جيمز:1...2...3...4
مري:جيمز جولوي چشمتو نگاه كن من داشتم اسنيچ رو ميگرفتم
جيمز:به من چه مي خواستي تو هم الان با من نرمش كني كه من جولوت نباشم
مري:من هيچ وقت حاضر نيستم اين 1234 احمقانه رو بگم ودستو پامو تكون بدم
جيمز:احمق خودتي
مري:توييييييييييييي
برتي:هي بس كنيد چه خبرتونه بيايد بريم الان كلاس تاريخ جادوگري شروع ميشه
و بلاخره تمرين اون روز مري هم به نتيجه نرسيد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به اوج باز می گردیم و بر تری گریفیندور را عملا ثابت می کنیم...منتظر باشید..
جزئیات کاربر

برتی: خوب من اومدم واسه تمرین.
سوار جاروش میشه و اوج میگیره.
برتی:یوهووووووووووو...آخ
جیمز:آخه تو که بلد نیستی چرا سوار میشی.
برتی بادهن گلی: خودت گفتی بیاید اینجا پست بزنید.
جیمز: تو باید اول یه سری تمرین بدن سازی بکنی.
برتی: مثلا با دیمبیل
جیمز:آره با همون
برتی: یا مثلا غلاغ پر.... یا دراز بشین....یا بافریکس....
جیمز: آره همون
برتی:یا مثلا برم کلاس بادی بیدلینگ.... یا آریکوبیک
جیمز:آره
برتی: یا با وسایل ایکلیکتیریکی... یا وسایل میکانیکی...
جیمز:بسسسسسسسسسه...
برتی: باشه پس از فردا شروع میکنیم
جیمز: چرا فردا؟
برتی: آخه امروز دیگه بسمه اینهمه با این اسما ورزش کردم.
جیمز:برتیییییییییییییییییییییییییی!!!!
سوار جاروش میشه و اوج میگیره.
برتی:یوهووووووووووو...آخ
جیمز:آخه تو که بلد نیستی چرا سوار میشی.
برتی بادهن گلی: خودت گفتی بیاید اینجا پست بزنید.
جیمز: تو باید اول یه سری تمرین بدن سازی بکنی.
برتی: مثلا با دیمبیل
جیمز:آره با همون
برتی: یا مثلا غلاغ پر.... یا دراز بشین....یا بافریکس....
جیمز: آره همون
برتی:یا مثلا برم کلاس بادی بیدلینگ.... یا آریکوبیک
جیمز:آره
برتی: یا با وسایل ایکلیکتیریکی... یا وسایل میکانیکی...
جیمز:بسسسسسسسسسه...
برتی: باشه پس از فردا شروع میکنیم
جیمز: چرا فردا؟
برتی: آخه امروز دیگه بسمه اینهمه با این اسما ورزش کردم.
جیمز:برتیییییییییییییییییییییییییی!!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جلد هفتم کتابهای هری پاتر:"هری پاتر و چهل دزد بغداد."
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/08
آخرین ورود: جمعه 3 اردیبهشت 1389 10:26
از: زمان های نه چندان دور
پستها:
284

مثل اينكه من نميتونم كوئيديچ بازي كنم .چون بلد نيستم .يادم يه زماني اليور وود به تازه وارد ها يه چيزايي ياد ميداد خواهش ميكنم به منم ياد بديد .در ضمن اسامي كليه اعضاي تيم كوئيديچ گريفيندور رو هم براي نمايشنامه نويسي لازم دارم پروفسور شما اينطور فكر نمي كنيد؟

---------------------------------------------------------------------
مري كه از پنجره اليور و برتي رو مبينه با خوشحالي مياد پائين تا با اونا كوئيديچ بازي كنه اما متاسفانه مياد مبينه كه پروفسور مكگونگال اونا رو ميفرسته سر كلاس پس با خودش ميگه :
مري:حالا من چه جوري بازي كنم
اون واقعا حوصلش سر ميره ولي هر چي منتظر ميمونه كسي پيداش نميشه كه باهاش بازي كنه اخرش تصميم ميگيره بره پيش هاگريد ولي متاسفانه اونم كلاس داشته مري با كلافگي به سمت برج گريفيندور ميره تا يكي رو پيدا كنه كه باهاش بازي كنه يعني كسي پيدا ميشه؟ بقيه داستانو در قسمت بعدي مبينيم
ويرايش شد!
آلبوس دامبلدور

---------------------------------------------------------------------
مري كه از پنجره اليور و برتي رو مبينه با خوشحالي مياد پائين تا با اونا كوئيديچ بازي كنه اما متاسفانه مياد مبينه كه پروفسور مكگونگال اونا رو ميفرسته سر كلاس پس با خودش ميگه :
مري:حالا من چه جوري بازي كنم
اون واقعا حوصلش سر ميره ولي هر چي منتظر ميمونه كسي پيداش نميشه كه باهاش بازي كنه اخرش تصميم ميگيره بره پيش هاگريد ولي متاسفانه اونم كلاس داشته مري با كلافگي به سمت برج گريفيندور ميره تا يكي رو پيدا كنه كه باهاش بازي كنه يعني كسي پيدا ميشه؟ بقيه داستانو در قسمت بعدي مبينيم
ويرايش شد!
آلبوس دامبلدور
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/8/11 3:17:23
ما به اوج باز می گردیم و بر تری گریفیندور را عملا ثابت می کنیم...منتظر باشید..
جزئیات کاربر

الیور وارد زمین میشه میبینه برتی بات اونجاست.
الیور:برتی میای بریم بازی کنیم
برتی:بریم
بالای زمین
برتی:دو نفری چه جوری بازی کنیم؟
الیور:من میرم تو دروازه تو بیا به من گل بزن
برتی حمله میکنه ولی وسط راه توپ از دستش میفته
الیور:تو چقدر شلی
برتی:
و توپ رو بر میداره و به سرعت میره گل بزنه.همین که میخواد شوت کنه یه صدای سوت میشنوه
مک گونگال :آهای مگه شما کلاس ندارین؟برا چی اومدین کوئیدیچ بازی میکنین؟یالا برین سر کلاستون.
الیور و برتی زمین خارج میشن.
الیور:برتی میای بریم بازی کنیم
برتی:بریم
بالای زمین
برتی:دو نفری چه جوری بازی کنیم؟
الیور:من میرم تو دروازه تو بیا به من گل بزن
برتی حمله میکنه ولی وسط راه توپ از دستش میفته
الیور:تو چقدر شلی
برتی:
و توپ رو بر میداره و به سرعت میره گل بزنه.همین که میخواد شوت کنه یه صدای سوت میشنوه
مک گونگال :آهای مگه شما کلاس ندارین؟برا چی اومدین کوئیدیچ بازی میکنین؟یالا برین سر کلاستون.
الیور و برتی زمین خارج میشن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

می بخشین پروفسور. من در خواست عضویت در تیم گریفندور را دارم و می خوام به عنوان مهاجم بازی کنم. آخ... چرا زمین گلیه؟ این کفشا رو تازه خریده بودم. پف پیشت آخ صورتم . اوووووووووووه... ببین کت و شلوار نازنینم چه جوری شد؟ شما در مورد من فکر کنید من می رم کت صورتیه م رو بپوشم بیام.
شلپ... آی
شلپ... آی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جلد هفتم کتابهای هری پاتر:"هری پاتر و چهل دزد بغداد."
برو بچز ریون کلاو میان تو زمین و با اجازه پروفسور میریزن تو زمین
راجر:خوب بچه ها آماده اید خودمونو گرم کنیم؟...
فلور: البته راجر من با تو خودمو گرم میکنم(آقا از نظر ورزشی بود این!)
حمید: تام بیا ما هم با هم گرم کنیم
تام:
... چی شد؟
حمید : از نظر ورزشی!
تام : آها!!... بریم... ولی خوب اگه بشه میگم بهتره پادما هم بیاد با ما...
(یک ربع بعد)
راجر: خوب بچه ها گرم کردن دیگه بسه حالا بازم دو به دو با هم نرمش میکینم
(یک ربع بعد)
راجر: خوب بچه ها دیگه بسه برین یه دوش بگیرین البته این دیگه بستگی به خودتون داره که چند به چند برین!
راجر:خوب بچه ها آماده اید خودمونو گرم کنیم؟...
فلور: البته راجر من با تو خودمو گرم میکنم(آقا از نظر ورزشی بود این!)
حمید: تام بیا ما هم با هم گرم کنیم
تام:
... چی شد؟حمید : از نظر ورزشی!
تام : آها!!... بریم... ولی خوب اگه بشه میگم بهتره پادما هم بیاد با ما...
(یک ربع بعد)
راجر: خوب بچه ها گرم کردن دیگه بسه حالا بازم دو به دو با هم نرمش میکینم
(یک ربع بعد)
راجر: خوب بچه ها دیگه بسه برین یه دوش بگیرین البته این دیگه بستگی به خودتون داره که چند به چند برین!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

االیور که برای چندمین بار تقاضای عضویت در تیم گریفندور را کرده وارد زمین میشه.می بینه آلیشیا و چو دارن بازی میکنن.
آلیشیا به چو:خوبه حالا به این الیور می گیم بیاد تو گل تاما بهشگل بزنیم
چو:آهای الیور بیا تو گل
الیور:باشه اومدم
در حین بازی
چو و آلیشیا با هم پاس کاری میکنن و نزدیک دروازه میشن .چو به آلیشیا پاس میده و اونم ضربه رو میزنه ولی الیور توپ رو میگیره
آلیشیا هم از عصبانیت با چماغ بلاحرو به الیور میزنه
الیور:
آلیشیا:
آلیشیا به چو:خوبه حالا به این الیور می گیم بیاد تو گل تاما بهشگل بزنیم
چو:آهای الیور بیا تو گل
الیور:باشه اومدم
در حین بازی
چو و آلیشیا با هم پاس کاری میکنن و نزدیک دروازه میشن .چو به آلیشیا پاس میده و اونم ضربه رو میزنه ولی الیور توپ رو میگیره
آلیشیا هم از عصبانیت با چماغ بلاحرو به الیور میزنه
الیور:
آلیشیا:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج