جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

25 کاربر(ها) آنلاین هستند (21 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
25 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

زمین كوییدیچ هاگوارتز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: یکشنبه 5 تیر 1384 11:44
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
زاخاریاس سوار بر دسته جارو با سرعت به سمت بالا میره.. 10 متر 20 متر 60 متر 100 متر 200 متر.... . حالا با سرعت هر چه تمامتر به طرف زمین برمی گرده...
سیریوس: زاخاریاس مواظب اون زنبوره باش
زاخاریاس حواسش پرت میشه و بنگ!!!!
با زمین برخورد میکنه...
مرلین: همین رو کم داشتیم.. .سقوط آزاد از نوع جادوگری!!
همه به سمت زاخاریاس میرن که چوبش ریز ریز شده و از دست و پاش خون فوران میکنه..
گودریک: هی ققنوس! بیا اینجا!
ققنوس که از نو زاده شده بود و هنوز کمی کوچک بود به سمت زاخاریاس میره و روی زخمهای زاخاریاس گریه میکنه...
مرلین: شکستگی هاش هم با من!
صدایی به گوش میرسه: من من!! خودم صد بار این کار رو کردم. مگه نه هری؟
هری:
گیلدروی خودش رو به زاخاریاس میرسونه: اینفلوونسه دیپاک چوپرا جی کی رولینگیوس!!!
نور آبی رنگی از چوبدستی گیلدروی به سمت استخوانهای شکسته زاخاریاس سرازیر میشه.
همه:
گیلدی: خب پیش میاد دیگه... من باید برم.. بای بای!!!
گیلدی از زمین بیرون میره..
سیریوس: خدا بیامرزتش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: یکشنبه 5 تیر 1384 11:31
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:ولی بازی که هنوز تموم نشده.
مرلین:خب اگر میخوای من تمومش میکنم....بیا...توپا غیب شدن.
زاخی:ولی.....ما میخوایم تمرین کنیم...
مرلین:وقتی من میم تمرین بی تمرین یعنی تمرین هوشت شد.
زاخی:
زاخی:ولی من با سیریوس کل دارم.
مرلین:خب تو میتونی با سیریوس مسابقه بدی ما هم نگاه کنیم.دلیل نمیشه که همه بازی کنن.
زاخی:قبوله.پس من با سیریوس مسابقه میدم.ولی چه مسابقه ای؟؟تک به تک که نمیشه کویدیچ بازی کرد.
ققنوس:خب هر کسی حرکات نمایشی بهتری انجام بده اون برندست.
مرلین:راست میگه.من هم داور مسابقه.من امتیاز میدم.
زاخی و سیریوس:قبول.
مسابقه شروع میشه:
هری و چو: :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 4 تیر 1384 23:19
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
چو: مطمئن باش همه به من رای میدن...
هری: هه هه.. من وبمسترم ناسلامتی! یه ابهتی دارم واس خودم...
چو: به نمید میگما!!!
بنگ!!! یه بلاجر به دسته جاروی چو برخورد میکنه و چو سقوط میکنه..
هری می ایسته و اسنیچ فرار میکنه..
گودریک: چی شد؟
مرلین: دارد فرومیافتد!!! سانچینزوس!!
چو بین زمین و آسمان کله معلق میمونه.. دسته جاروی نیمبوس به سمتش میاد و چو سوارش میشه..
چو: ممنون پروفسور!
مرلین: به جای کل کل مواظب بلاجرا باشید... آفرین بر تو ای گمنام بلاجر خوبی را فرستادی!
مرلین به سمت اندرومیدا شیرجه میره و کوافل رو از دستش می قاپه...
گودریک سعی میکنه راه مرلین رو سد کنه...
مرلین به سیریوس پاس میده و سیریوس توی هوا برگردون میزنه...
ققنوس پرهاش رو جلوی کوافل قرار میده اما توپ از توی پرهاش رد میشه و گل!
گودریک:
اندرومیدا :
چو و هری: :bigkiss:
الیور:
شترق!! بلاجر به ققنوس برخورد میکنه و بومب!! آتش میگیره و از آن بالا به زمین سقوط میکنه..
مرلین: خیلی خوب فکر مینمایم برای امروز کافی باشد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 4 تیر 1384 18:17
نمایش جزئیات
آفلاین
وييييژ...
مرلين با سرعت كوافلو پيش ميبره...
من :‌ زاخارياس...بگيرش...بزنش داره ميره...
تق...زاخارياس توپشو ميزنه كه يهو مرلين با يه جادو توپو برميگردونه يكدفعه يه صدايي مياد...سوووووووووووت!
يكي از پايين ميگه : خطا بود! طبق قانون 7 تبصره 5 استفاده از جادو براي پيش بردن بازي خطاست...پنالتي براي گودريك اينا!
همه :
من :‌دنيس تو اينجا چي كار ميكني؟
دنيس :‌منم اومدم داور بشم...هري باشه كويديچ درس ميدما!
اندرو ميره پنالتي رو بزنه : هووم...بگير كه اومد!
اليور سريع توپو ميگيره...
همه :
دو دقيقه بعد :
من : اندرو پاس بده پاس!
اندروميدا پاس ميده اما توپ از دست گودريك ميفته...
اندرو :‌ اين چي بود چرا اينجوري كردي؟
من :‌ ببخشيد حدودا 200 ساله كويديچ بازي نكردم...
اونور زمين سيريوس داره سريع ميره و از توپ زاخارياس جا خالي ميده
من :‌ كاراگاه نذار گل بشه...اي واي گل خورديم!
سيريوس دور افتخار مييزنه كه يكدفعه مرلين ميگه :‌ بچه ها چو و هري رو نگاه كنين!
چو :‌ هري! عمرا بذارم بگيريش...برو با همون نميد بگرد....خائن!
هري :‌برو بابا...دلت خوشه...
چو و هري به سرعت استيچ رو تعقيب ميكنن!
ــــــــ
ويرايش:
راستي يادم رفت بگم...7 امتياز به هافلپاف ، چون اولين تيمي بود كه اعلام آمادگي كرد و تيمش تكميل بود...نشان از نظم گروهه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور گودریک گریفندور در 1384/4/7 12:17:58
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 4 تیر 1384 18:02
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تق! مرلین کبیر ظاهر میشه...
الیور: اوه سلام جناب مرلین حال شما خوبه؟
مرلین: ممنان... به موجب این که من از آن بالا شما را مشغول به بازی دیدم تصمیم گرفتم که یک مسابقه تمرینی راه بیندازیم.. مخالفتی که ندارید؟
چو: اما تعدادمون نمیرسه ها!
مرلین: نگران نباشید. .جناب گریفیندور نیز به ما خواهند پیوست.
تق! گریفیندور ظاهر میشه...
گودریک: درود بر شما... من هم آمدم.. بهتره به دو تیم بشویم...
مرلین: خیلی خوب. من و سیریوس و الیور و گمنام و هری
گودریک: من هم با زاخاریاس و چو و ققنوس و اندرومیدا
مرلین: میتوانیم بازی را آغاز کنیم.. سیریوس و من مهاجم هستیم.. گمنام تو ضربه زن، الیور شما دروازه بان، هری شما هم جستجوگر
گودریک: خیلی خوب.. من و اندرومیدا حمله... ققنوس دروازه بان.. زاخاریاس ضربه زن و چو هم جستجوگر

هری و چو:

گودریک: بازی رو شروع کنیم؟
مرلین: بله بفرمایید.. به نظر شما بهتر نیست یک بلوجر داشته باشیم؟
گودریک: بله...
بازی شروع میشه...
همه:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 4 تیر 1384 17:43
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخاریاس:یه لحظه وایستین همه.کیا میخوان با سیریوس باشن؟؟هر کی میخواد بره پشت سیریوس وایسته.
همه میرن پشت سیریوس.به غیر از هری که داره اون وسط گریه میکنه.
زاخی:هری تو چرا گریه میکنی؟؟
هری:سیریوس جارومو گرفته نمیده.
زاخی:سیریوس جاروشو بده.
سیریوس:نمیدونم اصلا به تو چه؟؟؟
زاخی:به من چه؟؟الان بهت میگم.بزار من یه تیم میکشم.تا ببینی چی کارت میکنم.بیا تیم کشی کنیم.
سیریوس:باشه.حسابتو میرسم.هنوز بچه ای.
زاخی:من تو بازی حرفامو میزنم.
======================
خفن شد.یکی منو نجات بده.در ضمن سیریوس جان نمیخواد شما بنویسی.چون مینویسی و از خودت دفاع میکنی بزار یکی دیگه بنویسه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 4 تیر 1384 15:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس آذرخش هری زیر بغلش. به طرف زمین کویئدیچ حرکت میکنه هری هم مثل این بچه پرو ها ته آذرخش گرفته ول نمیکنه
سیریوس:اصلا خودم خریدم.ولش کن
هری:میخواستی بهم هدیه ندی
سیریوس:واسه ببینم اینا کوشن
نیم ساعت بعد
هری:آذرخش رو بده.میرم به بابام میگم
سیریوس:برو بوگو.اصلا مگه خودت پدر مادر نداری به اونا بگو برات بخرن.زر نزن دارن میان
ققنوس:خوب شروع کنیم
سیریوس:پس یار کشی کنید
_منو اینو میخوام
_من این میخوایم باهم باشیم
_چرا این یار من.این اصلا بازی بلد نیست
سیریوس:نخیر نمیشه با اینا یه دست کویئدیچ مشتی زد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 4 تیر 1384 15:27
نمایش جزئیات
آفلاین
ققنوس و راجر وارد زمين خالي مي شن
راجر:آخ دلم لك زده واسه كوييدچ
ققنوس:منم آخ خدا كنه زود تر جام شروع شه خدا كنه جام امسال براي ما باشه
راجر:هووم بزن قدش ما قهرمانيم
ققنوس:بيا تا اونور زمين مسابقه بديم
راجر:پايتم
ققنوس:اونور زمين راجر تو كه فردا هم نمي رسي
راجر:قبول نيست تو پرواز كردي
ققنوس: ...اين خونا ماله كيه
راجر:حتما يه تيم داشته تمرين ميكرده تلفات داده
ققنوس:بريم ناهار دارم ميميرم
راجر:تا اونر زمين مسابقه
پاي ققنوس رو ميگيره شوتش مي كنه تو ديوار
توراه قلعه
راجر:ديدي من تند تر ميدوم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 4 تیر 1384 15:24
نمایش جزئیات
آفلاین
در همون موقع گمنام وارد زمین بازی میشه....
گمنام: هی بچها منم اومدم
اندرو: داریم می بینیم!
گمنام: چون زاخی رفته درمانگاه من جاش می رم تو دروازه.
و بازی ادامه پیدا می کنه....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
رخنه ای نیست در این تاریکی
در و دیوار به هم پیوسته
سایه ای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی ست ز بندی بسته.



1.618
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 4 تیر 1384 14:59
نمایش جزئیات
آفلاین
اندرومیدا میاد توی زمین.چو و زاخاریاس دارن با هم بازی می کنن.سوار اذرخش می شه :
اندرو : هی!بچه ها منم هستم.
چو : خب حالا بهتر شد.من و زاخاریاس به نوبت دروازبان می شیم.اندرو تو هم نذار مهاجم به سمت دروازه بیاد.
اندرو : باشه.
چو دروازه بان می شه و زاخاریاس از اون سمت زمین به سرعت به سمت دروازه میاد که بنگ.اندرو بلاجرو با یک نشانه گیری دقیق می زنه به دسته ی جاروی زاخاریاس و سرخگون از دست اون میفته ولی زاخاریاس به سرعت دوباره به سمت اون شیرجه می ره که دیگه .......
چو : اندرو!
زاخاریاس پرت می شه و میفته روی زمین و در حالی که دستشو محکم گرفته به اندرو چپ چپ نیگا میکنه.
اندرو : وای!تحمل ضربه ی بلاجرو نداری چرا کوییدیچ بازی می کنی؟
زاخاریاس : ما هنوز در مورد این ضربات تمرین نکرده بودیم.
چو : حالا فعلا بسه.باید ببریمت درمانگاه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "